▪️ بلندپروازی در هوش مصنوعی▫️۹۴ درصد صندوقهای عمومی جهانی از هوش مصنوعی برای پشتیبانی از تحلیل داد…
انتشار: 2026/07/25 20:07 UTC
▪️ بلندپروازی در هوش مصنوعی▫️۹۴ درصد صندوقهای عمومی جهانی از هوش مصنوعی برای پشتیبانی از تحلیل دادههای خود استفاده میکنند و هوش مصنوعی به تدریج به یکی از محورهای اصلی دستور کار مدیریت ذخایر بدل میشود به گونهای که ۶۶ درصد پاسخدهندگان در نظر دارند طی یک تا دو سال آینده میزان ادغام آن در امور جاری خود را افزایش دهند. با این حال، تنها ۹ درصد از مدیران ذخایر ارزی از سطح کنونی بهرهگیری خود رضایت دارند؛ بهرهگیری که هنوز عمدتا در تحلیل داده، پایش و دیگر کارکردهای پشتیبان متمرکز است. روند پذیرش این فناوری نیز یکنواخت نیست. حدود ۸۹ درصد بانکهای مرکزی در اقتصادهای توسعهیافته اعلام کردهاند که به نحوی از هوش مصنوعی استفاده میکنند، حال آنکه این نسبت در نهادهای متعلق به بازارهای نوظهور ۴۴ درصد است. امنیت سایبری، زیرساخت و حکمرانی مدلها همچنان از موانع مهم در مسیر گسترش فراگیر این فناوری بهشمار میروند. ▪️بازگشت صندوقهای حاکمیتی به آمریکا و چین▫️آمریکا و چین، بهترتیب در جایگاه بازارهای پیشرو و نوظهور، بار دیگر به کانونهای اصلی جذب سرمایههای نهادی بدل گشتهاند؛ بهگونهای که ۵۷ درصد از نهادهای سرمایهگذاری عمومی، این دو قدرت اقتصادی را جذابترین مقاصد سرمایهگذاری خویش برگزیدهاند. این چرخش معنادار و جابهجایی جایگاه آلمان و هند با این دو قطب قدرت، بیش از هر چیز بازتابدهنده نوعی «عملگرایی فناورانه» است؛ چرا که اعتماد به پیشتازی بلامنازع آمریکا و چین در عرصه هوش مصنوعی، این دو بازار را به مقاصدی گریزناپذیر برای صیانت از ارزش بلندمدت داراییها بدل ساخته است. باید به خاطر داشت که هوش مصنوعی برای مدیران ذخایر صرفا یک «روند فناورانه» نیست، بلکه یک موتور بازتوزیع ارزش در زنجیره جهانی سرمایهگذاری است: از نیمهرساناهای پیشرفته و شتابدهندههای محاسباتی گرفته تا مراکز داده، رایانش ابری، زیرساخت انرژی و لایههای نرمافزاری. از این منظر، آمریکا و چین به این دلیل جذابتر شدهاند که بیشترین سهم را در کنترل این زیرساختهای راهبردی، ظرفیت مقیاسپذیری مدلها، و تبدیل نوآوری AI به بهرهوری و سودآوری بنگاهی دارند؛ امری که در افق بلندمدت میتواند بر رشد تولید، حاشیه سود شرکتها، تراز تجاری، و نهایتاً قدرت پولی و مالی این کشورها اثر بگذارد. بنابراین، علاقه صندوقهای بازنشستگی عمومی و صندوقهای ثروت حاکمیتی به این دو بازار بیش از آنکه صرفا واکنشی به «تب هوش مصنوعی» باشد، نوعی سرمایهگذاری بر لایههای زیرساختی و بهرهوریزای اقتصاد آینده است. با این حال، تجدید اشتیاق به این بازارها لزوماً بهمعنای گذار به دوران «ریسکپذیری فراگیر» نیست؛ بلکه شواهد نشان میدهد که این نهادها در اکثر طبقات دارایی، همچنان بر مدار احتیاط حرکت میکنند. نکته تاملبرانگیز آنکه علیرغم این محافظهکاری، تمایل به افزایش تخصیص سرمایه در اقتصادهای نوظهور (۳۸ درصد) بهمراتب بیش از اقتصادهای پیشرفته (۲۵ درصد) است؛ امری که نشاندهنده تلاش متولیان سرمایهگذاری برای یافتن توازن میان «رشدهای پرشتاب بازارهای در حال توسعه» و «امنیت ناشی از برتری تکنولوژیک بازارهای توسعهیافته» است. ▪️جمعبندی▫️در کل تعمیق منازعات در منطقه خاورمیانه، از مجرای بیثباتی در بهای حاملهای انرژی و بازتولید پیامدهای ثانویه، فشار مضاعفی بر شاخصهای تورمی تحمیل کرده است؛ چرخهای که در صورت فرسایشی شدن، جهش بیرویه تورم در اکثر اقتصادهای جهانی را به دنبال خواهد داشت. این فضای آکنده از نااطمینانی، با تحریک نوسانات نرخ بهره و ضرورت بازنگری در قیمتگذاری داراییها، مدیریت سبد سرمایهگذاریهای با درآمد ثابت را امروز با چالشی اساسی مواجه ساخته و در حال حاضر صیانت از اصل سرمایه در برابر زیانهای ناشی از تجدید ارزیابی، به یک ضرورت راهبردی برای متولیان پولی بدل شده است. در پاسخ به این زیستبوم پرمخاطره، شاهد دو رویکرد فنی و عملیاتی در سطح بینالمللی هستیم. نخست، گرایش فزاینده به حکمرانی دادهمحور که بر اساس آن مثلا ۴۷ درصد از مدیران ذخایر در آمریکای لاتین در پی آن شدهاند تا طی ۱۲ تا ۲۴ ماه آتی، فرآیند یکپارچهسازی هوش مصنوعی در ساختار تصمیمگیری خود را به فرجام رسانند و دوم، اتخاذ تدابیر احتیاطی در اقتصادهای پیشرفته که طی آن ۵۷ درصد از بانکهای مرکزی آمادگی خود را اعلام داشتهاند تا در صورت بروز تلاطمات شدید در بازار، تا سقف ۵ درصد از حداکثر سهم ذخایر ارزی خود را جهت مداخله و تثبیت وضعیت به کار گیرند.۱۴۰۵/۰۵/۰۳@Newsonomics

