«پاراتوگا» کشوری است در امریکای لاتین که توسط نظامیان اداره میشود. اگر بگویید «دیکتاتوری نظامی»، خ…
انتشار: 2026/08/19 12:32 UTCدریافت: 2026/08/20 08:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 08:45 UTC
«پاراتوگا» کشوری است در امریکای لاتین که توسط نظامیان اداره میشود. اگر بگویید «دیکتاتوری نظامی»، خیلی بهشان برمیخورد، چون هر چهار سال به ملت خود اجازه میدهند تا به یکی از چهار پنج تا ژنرال ارتش رأی دهند و رئیس دولتش کنند. کشور پاراتوگا تا خرخره در فقر و فلاکت و فساد مالی فرو رفته. در نتیجه، حکومت دهههاست برای متحد کردن مردم علیه جایی بهجز بیکفایتیهای حکومت خود، کشور «بوتساگاوا» را در هزار کیلومتری، دشمن ملت و عامل مصایب و فقر «پاراتوگا» معرفی کرده و شبهنظامیان «سامبادا» را مسلح نموده تا علیه «بوتساگاوا» بجنگند.خوزه ارماندو تورِس ستاره سینمای محبوبی در کشور پاراتوگا است. خوزه چهره و قد و بالای چندان جالبی ندارد، صدایش را به زور قویترین میکروفونهای صنعت سینما میشود ضبط کرد و شنید، استعداد بازیگریاش هم آنچنان بالاتر از بقیه بازیگران نیست، اما به لطف شرکت در دهها فیلم که دولت پاراتوگا یا ارتشیهای شاغل در صنعت سینما تهیهکنندهشان بودهاند، محبوبیت پیدا کرده و پول کلانی درآورده است. صنعت سینما اساساً در دست سرهنگهای پاراتوگا است.هزاران نفر از مخالفان حکومت طی چند موج ناپدیدسازی در ده سال اخیر معدوم شدهاند. هر موج که پیش میآید، خوزه پشت پنجرهی رو به خیابان ویلای شیکش با صورت غمگین میایستد و آه میکشد. رهگذران که با دیدن چهره او حمل بر همدلیاش با قربانیان کردهاند، شاد میشوند و برایش هورا میکشند؛ هرچند که این همدلی هیچوقت به زبان درنیامده باشد. بههرحال میدانند که ستاره محبوبشان حق زندگی دارد و نباید با آینده شغلیاش بازی کند.اما زمانی که نوبت به ابراز نفرت از حکومت کشور «بوتساگاوا» و حمایت از رزمندگان «سامبادا» میرسد، خوزه شجاعانه در برابر دوربینهای تلویزیونی میایستد و با رگ گردن بیرونزده عربده میکشد:«زنده بااااد سامبادااااا! ننگ بر بوتساگاوااااااا»بعضی از مخالفان افراطی، وطنفروش و مزدوران کثیف وابسته به بوتساگاوا میپرسند: «چرا خوزه فقط نظرهایی را عربده میکشد که در راستای تبلیغ نظر رسمی حکومت است و به تحکیم موقعیت کاری و جیبش کمک میکند؟»در حالی که همگان میدانیم این سؤال ابلهانه، ضد اصول دموکراسی است؛ چرا که بههرحال خوزه دارد آزادانه نظرش را ابراز میکند و با سامبادا حال میکند، نه بوتساگاوا. اینکه اگر هموطنش با سامبادا حال نکرد و نظرش را بلند گفت، «ناپدید» خواهد شد، به او چه ربطی دارد؟!خوزه گاهی از چنین سؤالهایی قلبش میشکند، اشک در چشمانش حلقه میزند و میگوید قدرش را ندانستهاند. او میتوانسته برود سالامادا، گالاپاگا یا هر جای دیگری زندگی کند، اما حاضر شده با وجود سختیها در مملکت بماند و با همان رانت سرهنگها بسازد.بعلاوه، کسانی که معتدل و منصفاند میدانند خوزه ته دلش با قربانیان است؛ حالا قربانیان هر کشوری و هر جایی که میخواهد باشد، چه رسد به وطن ــ با تشدید روی «نون» وطن.اگر این را قبول ندارید، یا جاسوس بوتساگاوا هستید یا هرگز از جلوی پنجره خانه خوزه ارماندو تورِس رد نشدهاید تا قیافه غمگین و همدل او را بعد از ناپدیدسازیها ببینید!


