قایق خالیروزی راهبی تصمیم گرفت برای مراقبه، دور از صومعه و به تنهایی به دل دریاچهای خلوت برود.با ق…
انتشار: 2026/07/02 08:08 UTC
قایق خالیروزی راهبی تصمیم گرفت برای مراقبه، دور از صومعه و به تنهایی به دل دریاچهای خلوت برود.با قایقی به میانه آب رفت، چشمانش را بست و در سکوتی عمیق فرو رفت.ساعاتی بعد، ناگهان احساس کرد قایق دیگری به قایقش برخورد کرد. با چشمانی بسته، موجی از خشم در وجودش برخاست. آماده بود چشم بگشاید و بر سر قایقرانی که مراقبهاش را بر هم زده بود فریاد بزند.اما وقتی چشمانش را باز کرد، دید قایقی که به او برخورد کرده، خالی است؛ قایقی رها شده که بدون قایق ران روی آب شناور بود.در همان لحظه، راهب به حقیقتی عمیق پی برد:🔻خشم، درون او بود؛ نه در آن قایق.برخورد قایق تنها جرقهای بود که آن خشم پنهان را آشکار کرد.از آن پس، هر زمان کسی او را میرنجاند یا خشمگینش میکرد، با خود میگفت:«آن شخص فقط یک قایق خالی است؛ این خشم درون من است که نیاز به شناخت و رهایی دارد.»نتیجه:🔻 تا زمانی که دیگران را علت خشم خود بدانیم، اسیر واکنشها خواهیم بود؛ اما از لحظهای که مسئولیت را بپذیریم، راه آزادی آغاز میشود.@OCEAN_OM✨🧚♀

