از تهران راه افتادم و رفتم جنوبرفتم اهواز رفتم سوسنگرد، رفتم هویزه..... وقتی برگشتم، واقعاً دلم تلن…
انتشار: 2026/07/16 07:01 UTC
از تهران راه افتادم و رفتم جنوبرفتم اهواز رفتم سوسنگرد، رفتم هویزه..... وقتی برگشتم، واقعاً دلم تلنبار شده بود. برادرم هم کشته شده بود، دیدم چه مصیبتی را دارم تحمل میکنم و مردم چه تحملی دارند و چه آرام اند مردم دیگر شهرها.چون تهران تا موشک نخورد جنگ را حس نکرد. درد من این بی حسی و بی تفاوتی مناطق دور از جنگ بود.دلم می خواست لااقل مناطق دیگر مملکت ما بفهمند که چه اتفاقی افتاده است.همین فکر وادارم کرد که بنشینم "زمین سوخته" را بنویسم.احمد محمود، حکایت حال@OfficialCherkNevis | چرک نویس

