پیشنهاد دیدن: Jaadugar: A Witch in Mongolia در مغولستانِ قرن سیزدهم میلادی، یک متخصص پزشکی ایرانی ب…
انتشار: 2026/07/06 08:12 UTC
پیشنهاد دیدن: Jaadugar: A Witch in Mongolia در مغولستانِ قرن سیزدهم میلادی، یک متخصص پزشکی ایرانی به نام «فاطمه» به دربار خان برده میشود و در آنجا با «تورگنه»، ششمین همسر اوگتایخان، متحد میگردد. شراکت و اتحاد این دو زن، سیاستهای دربار مغول و رویدادهای…حال آدم گرفته میشه قسمت ۲تنها در همان خراسان و خوارزم بیش از ۱ میلیون نفر ایرانی از زن مرد و کودک و حتی حیوانات درون شهر را کشتند(منابع مدرن، نه کلاسیک؛ در منابع کلاسیک اعداد بزرگترند و احتمالا اغراق هستند).درواقع چند شهر در خراسان از صحنه روزگار حذف شدند، حذف به معنای واقعی کلمه؛ آن هم زمانی که در اوج درخشش در زمینه ادبیات و هنر و علم و فلسفه بودند.ایران خوارزمشاهی پادشاهی ایرانی بود که در بخش خوارزم قومیتهای ترک هم وجود داشت(هزاران سال همزیستی) و بخش مهمی از نخبگان ارتش خوارزمشاهی در این زمان ترکتبار بودند. اما خب اکثر مردم آن منطقه چه ایرانی و دیگران سلاخی شدند. اما سرنوشت مغولها چه شد؟کاملا در فرهنگ و زبان ادبیات و هنر و دیوان و دانش ایرانیان ذوب شدند. مغز اداری این امپراطوری ایرانی و چینی بود، در بخش ایران اما مغولها ذوب شدند و هیچ اثری از مغول باقی نماند جز اینکه امروز بگوییم هر فرد ایرانی در امروز ۱ درصد از پیتزای ژنتیکیاش مغولی است. مولفهای ژنتیکی که برای قزاقستان و قرقیزستان بیش از ۵۰ درصد است. اما چرا مغولها در ایران از هر نظری ذوب شدند؟پاسخ ساده این است: آنها هیچ چیزی نداشتند، صحراگرد بودند و در نبرد مهارت داشتند. تنها از نظر سیاسی حاکم بودند؛ دیگر از همه نظر ایرانی شدند، حتی مسلمان هم شدند.وزن تمدنی ایران علت این ذوب شدن بود.ایران پیش از مغول هزاران سال سنت اداری و شهری داشت.مغولها در این سطح، سیستم اداری آماده نداشتند و عمدتا کوچنشین و صحراگرد بودند و زندگی بسیار سختی داشتند که بسیار سرسخت بار میآمدند؛ مجبور بودند از دیوان ایرانی استفاده کنند، چون خودشان نداشتند.چیزی که قرنها بعد، حتی وقتی گروههای کوچک نظامی سلجوقی وارد ایران شدند، خیلی سریع خود را نشان داد این بود که آنان به سرعت با ساختار فرهنگی و اداری ایران سازگار شدند و زبان دیوانی فارسی را پذیرفتند(برخلاف مغولها که با کشتار وسیع برخی شهرها شروع کردند، سلجوقیان چنین نکردند). به بیان دیگر، یک نظام اداری و فرهنگی از پیش شکلگرفته و بسیار قدرتمند در ایران وجود داشت که این گروههای نظامی کوچک سلجوقی ناچار بودند خود را با آن هماهنگ کنند.در نتیجه، همین گروههای نظامی بهتدریج به طبقه حاکم و نخبگان سیاسی در ایران تبدیل شدند. آنان با تکیه بر دیوانسالاران و وزیران ایرانی، توانستند یکی از موفقترین ساختارهای حکومتی سیاره در بعد از ورود اسلام به ایران را شکل دهند.بعدها همین تمدن، یعنی سلجوقیان ایران که از نظر سیاسی تحت سلطه نخبگان ترکتبار بود، از نظر فرهنگی و اداری کاملا بر پایه سنت ایرانی و زبان فارسی اداره شد. مردمان این پادشاهی ایرانی بودند، زبان دیوان فارسی بود، و ساختار اداری نیز ادامه همان سنت دیوانسالاری ایرانی پیش از اسلام یعنی ساسانی بود.یک نکته هم لازم است بگویم؛ ترکتباران آسیای مرکزی، نه از نظر زبانی نه از نظر تبار ژنتیکی ارتباطی با مغولها ندارند.زبان این دو نه تنها ارتباطی با یکدیگر ندارد بلکه از دو خانواده مجزا هستند(فرضیه آلتایی رد شده)؛ تنها میتوان گفت ارتباط فرهنگی وجود داشته و این طبیعی است چون قرنها همسایه بودند.


