🍃 امکان دارد نشانهها موقتی باشند، مثل زمانی که استرس موجب سردرد میشود، یا ممکن است نسبتاً دائمی ب…
انتشار: 2026/06/23 17:00 UTC
🍃 امکان دارد نشانهها موقتی باشند، مثل زمانی که استرس موجب سردرد میشود، یا ممکن است نسبتاً دائمی باشند و از تجربیات اوایل کودکی ناشی شوند. 🍂 آسیب روانی فیلیپ با محیط اولیه او که مادر آشفته و خواهر اسکیزوفرنیک وی را شامل میشد، ارتباط داشت. این تجربیات به…#رواندرمانی🍃 برخلاف فروید، آدلر، راجرز و سایر نظریهپردازان شخصیت که گرایش بالینی داشتند، به وجود آوردن نوعی مکتب رواندرمانی که طرفداران مشتاق و روشهای مشخصی داشته باشد، نینجامید. با این حال:🍂 می به طور مفصل درباره این موضوع نوشت و عقیده مبنی بر اینکه رواندرمانی باید اضطراب را کاهش دهد و احساس گناه را سبک کند، را رد کرد.🍃 او در عوض اظهار داشت که رواندرمانی باید افراد را انسانیتر کند، یعنی به آنها کمک کند تا خودآگاهی خود را آنقدر بالا ببرند که در وضعیت بهتری برای انتخاب کردن قرار گیرند (چال، ۱۹۶۷). این انتخابها از آن پس به رشد همزمان آزادی و مسئولیت منجر میشود.🍂 می معتقد بود که هدف رواندرمانی آزاد کردن افراد است. او باور داشت درمانگرانی که بر نشانههای بیماری تمرکز میکنند، از موضوع مهمتری غافل میشوند. نشانههای روانرنجوری صرفاً روشهایی برای فرار از آزادی هستند و نشان میدهند که بیماران از امکان درونی خود استفاده نمیکنند. وقتی بیماران آزادتر و انسانیتر میشوند، معمولاً نشانههای روانرنجوری آنها از بین میروند و اضطراب روانرنجور آنها به اضطراب بهنجار تبدیل میشود و گناه بهنجار جایگزین گناه روانرنجور آنها میشود.🍃 اما این دستاوردها ثانویه هستند و هدف تأکید دارد که رواندرمانی باید به افراد کمک کند تا وجود خود را تجربه کنند؛ درمان اصلی نشانهها نیستند و تسکین یافتن نشانهها صرفاً پیامد این تجربه است. درمانگر چگونه میتواند به بیماران کمک کند که انسانهای آزاد و مسئول شوند؟ راهنماییهای خاصی را برای درمانگران ارائه نداد تا از آنها پیروی کنند.🍂 درمانگران وجودی، فنون یا روشهای خاصی ندارند که بتوان آنها را در مورد همه بیماران اجرا کرد. در عوض، آنها فقط خودشان و انسانیت خودشان را برای ارائه دادن دارند. آنها باید نوعی رابطه تکبهتک (Mitwelt) برقرار کنند که بیماران را قادر سازد از خودشان آگاهتر شوند و در دنیای خودشان (Eigenwelt) به صورت کاملتر زندگی کنند. این روش میتواند به معنای به چالش طلبیدن بیماران برای روبرو شدن با سرنوشت و تجربه کردن ناامیدی، اضطراب و گناه آنها باشد. اما این همچنین به معنای برقرار کردن رویارویی من-تو است که در آن درمانگر و بیمار به جای عینها، به صورت ذهنها انگاشته میشوند. در رابطه من-تو، درمانگر با تجربه بیمار همدلی دارد و به روی دنیای ذهنی او گشوده است.@Oidipous



