🌓 رویارویی قدرت و جامعه مدنی از مشروطه تا امروز(تحلیلی جامعهشناختی و تاریخی با تأکید بر نقطهعطف ت…
انتشار: 2026/08/19 04:43 UTCدریافت: 2026/08/22 02:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 02:35 UTC
🌓 رویارویی قدرت و جامعه مدنی از مشروطه تا امروز(تحلیلی جامعهشناختی و تاریخی با تأکید بر نقطهعطف تاریخی ۲۸ مرداد)✍ حسین بشیری کیوی (جامعهشناس) 🔹 مشروطه؛ آغاز پرسش درباره مشروعیت قدرتدر آغاز قرن بیستم، انقلاب مشروطه اولین تلاش بزرگ جامعه ایرانی برای محدود کردن قدرت مطلقه و ایجاد سازوکارهای پاسخگو بود. با تشکیل مجلس و قانون اساسی، نخبگان سیاسی خواستند دولت را زیر چتر قانون ببینند، اما ساختارهای اجتماعی و اقتصادی لازم برای تقویت این نهادها هنوز شکل نگرفته بود. دولت ضعیف بود، اقتصاد وابسته و جامعه مدنی توانمند نشده بود؛ اینجا نقطهای بود که مسئله «قدرت مهار نشده» از همان ابتدا شکل گرفت.جامعهشناسان این دوره را «مدرنیته ناقص» مینامند: زمانی که نهادهای رسمی مدرن وارد کشور میشوند، اما جامعه مدنی و پایههای اجتماعی که آنها را نگه دارد، موجود نیستند.🔹 رضاخان؛ دولت قوی، جامعه تضعیفشدهظهور رضاقزاق در دهه ۱۳۰۰ با ادعای مدرنسازی همراه بود. ارتش ملی، بوروکراسی دولتی، راهآهن سراسری همه نشانههای یک دولت قویاند. ولی این توسعه، هزینه سیاسی هم داشت: مطبوعات محدود شد، احزاب ممنوع شدند، فعالیت اجتماعی تحت نظارت شدید قرار گرفت، قومیت ها سرکوب شدند و اقتدارگرایی رضاقزاق چنان تنوره کشید که حتی درمقابل انگلیس پدرخوانده اش ایستاد و به سمت هیتلرفاشیستی متمایل شد.جامعهشناسان میگویند این مرحله نمونهای از «تمرکز قدرت بدون توازن اجتماعی» بود: دولت قدرتمند شد اما جامعه مدنی نوپا با شدیدترین وضعیت سرکوب شد.🔹 ملی شدن نفت؛ بازگشت جامعه به صحنه و شکستجنبش ملی شدن نفت و دولت مصدق نهفقط یک پروژه سیاسی، بلکه نمادی از تلاش جامعه برای احیای نقش خود در مناسبات قدرت بود. این حرکت، تلاش جامعه و نخبگان را برای مهار دولت و ایجاد استقلال اقتصادی نمایان کرد.اما همانطور که شولتس صدراعظم پیشین آلمان در مصاحبه اخیرش گفته است، آمریکا و بریتانیا بهخاطر منافع نفتی در کودتای ۲۸ مرداد علیه دولت مصدق دخالت کردند و آن را سرنگون ساختند، و دیکتاتوری شاه استعماری را تقویت کردند. از دید جامعهشناسی تاریخی، این شکست فقط حاصل فشار خارجی نبود؛ بلکه نتیجهٔ برهمکنش نتایج ساختاری هم بود:دولت هنوز وابسته به اقتصاد رانتی نفت بود.نهادهای پاسخگو نتوانسته بودند در مقابل فشارهای خارجی مقاومت کنند.ائتلافهای اجتماعی که میتوانستند دولت را در مسیر مسئولیتپذیری نگه دارند، شکننده بودند.🔹 ۲۸ مرداد؛ نقطهعطف اقتدارگرایی و دیکتاتوری نکته مهم این است که شولتس و تحلیلگران دیگر، ۲۸ مرداد را نقطهعطف ، نه علت یگانه وضعیت امروز می دانند. این واقعه مسیر دموکراسیِ در حال شکلگیری را متوقف کرد و بیاعتمادی عمیقی به قدرتهای بزرگ ایجاد نمود، اما بعد از آن نیز دههها تحولات داخلی، تجارب سیاسی، و تضادهای ساختاری شکل گرفتند که وضعیت ایران را پیچیدهتر کردند.🔹 انقلاب ۵۷؛ انباشت انسداد سیاسینسخه ای که کودتا را نقطه «پایان» مسیر دموکراتیک میداند، نمیبیند که در دهههای پس از آن هم، جامعه نقش تعیینکنندهای ایفا کرده است. نارضایتیهای اجتماعی، نابرابریهای اقتصادی، و بستهشدن عرصههای مشارکت سیاسی به انباشت فشار انجامید که نهایتاً در انقلاب ۱۳۵۷ به اوج رسید.جامعهشناسان این را مرحلهٔ «انباشت انسداد سیاسی» مینامند: جایی که تقاضاهای اجتماعی جمع میشود اما راههای مشروع بیان و مدیریت آنها بسته میماند.🔹 پس از انقلاب تا امروز؛ تداوم پارادایم دولت محورپس از ۱۳۵۷، ایران نیز مانند دورههای قبل، بار دیگر در مواجهه با معضل اصلی قرار گرفت: چگونه قدرت را قوی نگه داریم، اما پاسخگو و مشروع نیز بمانیم؟در دهههای اخیر، ساختارهای سیاسی و اقتصادی غالباً بر محور تمرکز قدرت، امنیت، و اقتصاد نفتی قرار گرفتهاند، در حالی که جامعه مدنی به صورت کامل نتوانسته نهادهای مستقل و پایدار بسازد.اگر نظر شولتس را بهعنوان یک فکت تاریخی معتبر وارد تحلیل کنیم، پیام اصلی چنین است:🔹 کودتای ۲۸ مرداد یک گسست تاریخی بود و مسیر توسعه سیاسی ایران را تغییر داد. 🔹 اما وضعیت امروز ایران محصول انباشتی از سه دهه تمرکز دولت، انسداد عرصههای مشارکت، و اقتصاد رانتی است، که هرکدام نقش تعیینکنندهای در شکلگیری ساختار قدرت و جامعه داشتهاند.این چارچوب، هم نقش عامل خارجی را میبیند، هم مسئولیت ساختارهای اجتماعی و سیاسی داخلی را و ایران را نه بهعنوان یک «اثر یک واقعه» بلکه بهعنوان یک «روند تاریخی پیچیده» معرفی میکند.🌓 @OrientalSociology (Channel)⚛️ @OrientalSocialThinkers (Group)🌐 www.orientalsociology.ir (Site)
