گوی و چوگانخوشتر آن باشد که سر دلبرانگفته آید در حدیث دیگران ویدیوی فوق، که البته اصلش طولانیتر ا…
انتشار: 2026/08/13 16:04 UTCدریافت: 2026/08/16 20:23 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 20:23 UTC
گوی و چوگانخوشتر آن باشد که سر دلبرانگفته آید در حدیث دیگران ویدیوی فوق، که البته اصلش طولانیتر است، را میدیدم. بیتی که آقای کیارستمی از مولوی میخواند بسیار قابل تأمل است. رویکردی محوری در زندگیست. البته او در زمینهٔ تخصصش از این بیت بهره میبرد اما اصلش برای کلیت زندگیست. ذهن مایل است همه چیز از قبل برنامهریزیشده باشد و طبق برنامهای که میریزد و دلخواهش است پیش برود. از همین موضوع، «تمایل به حاشیه امن» و «امنیتطلبی» را میشناسیم. زندگی آنطور که ذهن میخواهد پیش نمیرود. آنطور پیش میرود که میرود! «همانم که هستم» یعنی همین. حرکت صورت میگیرد و مانند گوی غلتان حرکت میکنی، تحت این حرکت پیش میروی. مهم این است که بلد باشی چطور زندگی را تحت ارادهٔ این حرکت پیش ببری. و این ظرافت میطلبد. بر بیت مذکور بیشتر تأمل کنیم:گوی منی و میدویدر چوگان حکم مندر پی تو همیدومگر چه که میدوانمت@Panevisdotcom

