۴. جوان «من دیگه اون آدم نیستم»موقعیت:شخصیت بعد از مدتها با فردی روبهرو شده که زمانی عمیقاً دوستش…
انتشار: 2026/08/10 13:58 UTCدریافت: 2026/08/13 10:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 10:30 UTC
۴. جوان «من دیگه اون آدم نیستم»موقعیت:شخصیت بعد از مدتها با فردی روبهرو شده که زمانی عمیقاً دوستش داشته. مدتها منتظر این دیدار بوده و حتی بارها در ذهنش گفتوگویشان را تمرین کرده. اما حالا که روبهرویش ایستاده، متوجه میشود دیگر همان آدم سابق نیست.هرگونه خلاقیتی برای هنرجو آزاد و بلامانع است.مونولوگمیدونی چیه؟من خیلی وقت منتظر این لحظه بودم. واقعاً خیلی.فکر میکردم یه روز بالاخره میبینمت و همهچیز رو بهت میگم.حتی یه بار با صدای بلند با صندلی خالی حرف زدم.(لبخند کوتاه)آره.خیلی مسخره بود.ولی اون موقع فکر میکردم وقتی ببینمت، حتماً باید آماده باشم.باید بدونم چی بگم.باید بدونم چطوری نگاهت کنم.باید جوری رفتار کنم که بفهمی چقدر اذیتم کردی.فکر میکردم اگه یه روز برگردی، اولین چیزی که ازت میپرسم اینه که:«چرا؟»چرا رفتی؟چرا چیزی نگفتی؟چرا گذاشتی من فکر کنم تقصیر من بوده؟چرا هر بار که خواستم فراموشت کنم، یه جوری دوباره برگشتی؟ولی الان…(مکث)الان که اینجایی…هیچی نمیخوام بپرسم.و این عجیبترین قسمت ماجراست.چون من برای همین لحظه خیلی گریه کردم.(بغض)خیلی عصبانی شدم.خیلی خودمو سرزنش کردم.حتی یه مدت فکر میکردم اگه یه روز برگردی، همهچیز درست میشه.فکر میکردم فقط باید برگردی.همین.ولی بعد یه روز…یه روز که اصلاً اتفاق خاصی نیفتاده بود…از خواب بیدار شدم و دیدم دیگه منتظرت نیستم.نه اینکه فراموشت کرده باشمنه.(سکوت)کاش اینقدر ساده بود.هنوز بعضی آهنگا منو یاد تو میاندازن.هنوز بعضی خیابونها رو که رد میشم، یاد اون روز میافتم.هنوز گاهی دلم میخواد گوشیمو بردارم و بهت پیام بدم.ولی دیگه نمیفرستم.چون فهمیدم دلتنگی دلیل خوبی برای برگشتن نیست.و دوست داشتن هم همیشه دلیل موندن نیست.(خیره می شود.)تو فکر میکنی من خیلی عوض شدم.شاید هم شدم.ولی نه اونطوری که فکر میکنی.من قویتر نشدم.فقط یاد گرفتم وقتی میترسم، فرار نکنم.یاد گرفتم وقتی کسی منو نمیخواد، خودمو مجبور نکنم که دوستداشتنی باشم.بعضی سؤالها…جوابشون همون رفتنه.(نگاهش میکند. اشکش سرازیر می شود)من مدتها فکر میکردم اگه یه روز ببینمت، باید ثابت کنم که بدون تو هم خوشبختم.ولی الان…دیگه لازم نیست چیزی رو ثابت کنم.نه به تو.نه به خودم.(لبخند تلخ، سکوت طولانی)



