توضيح بيشتر :بي معني بودن "حال"گقتيم مانند احوالات روحي كه "حال " هر كسي با ديگري يكسان نيست مفهوم…
انتشار: 2026/08/19 03:03 UTCدریافت: 2026/08/19 18:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 18:05 UTC
توضيح بيشتر :بي معني بودن "حال"گقتيم مانند احوالات روحي كه "حال " هر كسي با ديگري يكسان نيست مفهوم "حال" در زمان نيز محلي است ( كره زمين ) و در كيهان يك اكنون "كلي و فراگير و يكسان وجود ندارد (بي معني است مثلا اگر گفته شود الان كه من دارم اين پست رو مينويسم فلان دوست فرضي نزديك سياه چاله ايكس چيكار ميكنه؟) . زمان يك كميت بنيادي نيست و مثل بو و مزه و فشار و ...كه برامده از ساختار و نقش مولكول هاست يك مفهوم برامده است و وجود بنيادي ندارد.براي مثال سالها فكر ميكردند كه تاريكي و سياهي يك وجود و رنگ بنيادي است. چه بسيار تاريكي را ديو و ...در نظر ميگرفتند. در حالي نيوتون ثابت كرد تاريكي نبود نور است و به خودي خود وجود مستقل و بنيادي ندارد و وجود بنيادي سياهي و تاريكي توهمي بيش نيست. زمان هم مثل تاريكي است و وجود مستقل ندارد. همچنان كه بر همكنش نور با يك درخت، خانه يا هر ماده اي سايه و تاريكي را در ذهن ايجاد ميكند، زمان نيز حاصل بر هم كنشها و حالات كوانتومي و ...با ناظر پيچيده اي مانند ذهن انسان است. بطور خلاصه همانطور كه تاريكي توهم ذهن است زمان نيز توهمي بيش نيست و مفهوم "حال' در كيهان بي معني است.





