ذهن مثل یک برنامهست که با کلی کتابخونه کار میکنه.کتابخونه فیزیک، نجوم، شیمی، ادب، هنر، افسانه، خیا…
انتشار: 2026/07/23 07:19 UTC
ذهن مثل یک برنامهست که با کلی کتابخونه کار میکنه.کتابخونه فیزیک، نجوم، شیمی، ادب، هنر، افسانه، خیال و کلی چیز دیگه ...برخلاف تفکر عموم این کتابخونهها RO نیستن و ما بهشون دسترسی نسبتا کامل داریم.میتونیم بنویسیمشون و میتونیم تغییر بدیم و همچنین به نظر میاد که میتونیم حذف و ایجاد هم بکنیم.ذهن برای انجام محاسباتش از همه این کتابخونهها استفاده میکنه.و همچنین اگر فیزیک رو وهم فرض کنیم و ذهن رو دارای ماهیت واقعی و روح رو حقیقت فرض کنیم،پس دسترسی کاملا آزاد به تمام کتابخونهها داریم.نتیجه محاسبات و اعمال ذهن ما، واقعیت فیزیکی رو بهمون نمایش میده.از ابتدائی ترین راههای استفاده از آسیب پذیری توی نرم افزارها Dependency Injection بوده و هست.توی این جهان هم میشه این کارو کرد.باورهای ما کتابخونههای نرم افزار ذهن ما هستن.این که یه چیزیو باور کنی دقیقا مثل اینه که یه کتابخونه جدید به برنامه اضافه کنی.مثلا در مورد منظورمه شمسی، هر نظریهای که هست یک کتابخونست.شما میتونی کتابخونه زمین-محور نصب کنی و میتونی کتابخونه خورشید-محور نصب کنی.حتی خیلی وقت پیشا مردم کتابخونه ماه-محور داشتن.شاید بگید خب این که هیچ تاثیری روی زندگی نداره 🤷♂️چه فرقی میکنه که زمین محور عالم باشه یا خورشید یا هرچی ...و همه دور اون میگردن ... چه اهمیتی میتونه داشته باشه.ولی به صورت غیر مستقیم تاثیر میذاره.اینا نشانستاگر جهان فیزیکی رو خیال فرض کنیم و نتیجه افکار و اعمال ذهن، این که خورشید وسط باشه نشانه از افکار و نظرات ما داره.ببینید، بین سیارات منظومه شمسی تنها سیاره قابل زیستن، زمین ماست.توی دقیق ترین محل ممکن توی منظومه قرار داره.نه انقدر به خورشید نزدیکه که بسوزه و نه انقدر دوره که یخ بزنه.خلاصه بگم بهترین جایی که ممکن بود یه سیاره باشه زمینه.و مفید ترین سیاره هم به نظر میاد که زمینه.اگه بگیم زمین مرکز عالمه و خورشید و ماه دورش میگردن و ستارهها ...یعنی در طولانی مدت و تصمیمات و ناخودآگاهمون، این موقعیت خوب و راحتی و امکانات و فایده برامون چیزیه که مطرحهمثلا یه انسان زمین-محور معمولا خود-محور هم هستن. چون هر کسی خودشو مفید ترین فرد جامعه میدونه.من زمین تخت گرا زیاد دیدم و تفکر زمین تخت گرایی از باروهای زمین-محوره.و خالصانه بخوام بگم بجز چند تایی که بعدا دیدم دیگه بهش باور ندارن، کسایی که سفت و سخت گرفتنش، خیلی خود-محور زندگی میکنن.فکر میکنن زمین هم دور اینا میگرده!بگه باباش بشه رییس جمهور، میگه چون من پسرش بودم اون رییس جمهور شد!اگه بچش هم بشه رییس جمهور، میگه چون من باباش بودم رییس جمهور شد!اگه یکی باهاش قطع رابطه کنه و بره بشه رییس جمهور، میگه ببین چطوری تو رابطه تربیتش کردم که تا ولش کردم رفت رییس جمهور شد!حافظ هم میفرماید "که سعد و نحس، تاثیر زهره و زحل است"اینو دیگه فعلا وارد بحث نمیکنم، ولی خلاصش که باور ما در مورد منظومه شمسی، زندگی ما در مورد خانواده و جامعه رو میسازه.اوایل که نظریه منظومه شمسی میاد تو ایران، ایرانیا اسمشو میذارن هیئت.و یه کتاب هست تحت عنوان اسلام و هیئت.با احادیث و روایات ثابت میکنه که منظومه شمسی توی کلام ائمه وجود داشته.حالا چرا گفتیم هیئت؟هیئت میشه یه دسته و گروه دارای مرکزیت.مثلا فلانی و هیئت همراه، یعنی یه عده که مرکزیتشون فلانی و همراهی کردن اونه.حالا هیئت میتونه یه شخص هم نباشه.مثلا هیئت منصفه مرکزیتشون اینه که نظر بی طرفانه و با انصاف بدن.هیئت مذهبی، یه جمعیه که مرکزیتش دین و مذهبه.نظریه هیئت نجوم هم اینه که این ستارهها یک مرکز داره و اون مرکز مشخصا زمین نیست، چون ستاره شناسا شواهدی دیدن که مشخصه همه چیز دور زمین نمیچرخه بلکه دور چیز دیگه ای میچرخه که با محاسبات دقیق مشخص میشه دور خورشید میچرخه.حالا اگه خورشید مرکز این هیئت باشه چی؟مرکزیت عالم رو خورشید بدونیم.تو زندگیمون چه اتفاقی میفته؟دگر-محور یا بزرگ-محور میشیم.مثلا طرف اگه خودش پولدار بشه، میگه تاثیر لقما حلال پدر و مادرمه.اگه خودش خوشبخت بشه، میگه تاثیر محبت خانوادمه.اگه با تلاش خودش به جایی برسه، میگه تاثیر همراهی اطرافیانمه.دقیقا چیزی که برای زمین پیش میاد.چرا زمین انقدر جای خوبی برای زیستنه؟چون همه چیز دقیقا همون جایی که باید باشهست.یه بزرگ تری هست که بهمون نور میده.یه خانوادهای هست که تاثیر وضعی رومون داره.یه قمر هست که اونم تاثیرات زیادی رومون داره.و هیئت-گرایی این اخلاق رو به ما میده.