داستانی واقعی از دل گذشته برمیگردیم به ۱۸ تیر سال ۱۳۵۹روز قبل شروع انجام کودتا نافرجام نقابخلبان مر…
انتشار: 2026/07/09 12:33 UTC
داستانی واقعی از دل گذشته برمیگردیم به ۱۸ تیر سال ۱۳۵۹روز قبل شروع انجام کودتا نافرجام نقابخلبان مردد بود اما به دلیل ترس از سران کودتا نمیدانست چه باید کند. آن شب در خانه موضوع کودتا را به برادر و مادرش در میان میگذارد...مادرش به وی میگوید که «تو نه تنها نباید این کار را بکنی، بلکه باید به انقلابیون خبر دهی و جلوی این کار را بگیری که اگر غیر از این باشد شیرم حلالت نیست!» هشدارِ مادر، تنها یک جمله نبود؛ بلکه بیدارکنندهی وجدانی بود که میدانست سرنوشتِ یک ملت تحت تاثیر تصمیمات اوست!اما داستان از کجا شروع شد؟🧐در جریان طرحی که از سوی فرماندهان آمریکایی در پایگاه نوژه طراحی شده بود، تلاش میشد تا با استفاده از تجهیزات و قدرت هوایی، کنترل اوضاع کشور را به دست بگیرند. آنها فکر میکردند با ابزارهای نظامی میتوانند ارادهی یک ملت را تغییر دهند، اما فراموش کرده بودند که گاهی، یک تصمیمِ فردی برخاسته از ایمان و وفاداری، تمام نقشههای پیچیده را نقش بر آب میکند.کودتایی که قرار بود از آسمانِ نوژه آغاز شود، در همان لحظات نخست، در برابر ایستادگیِ مردمی چون آن خلبان، شکست خورد.برای خواندن جزئیات دقیقتر این توطئه و گزارش کامل عملیات، از لینک زیر استفاده کنید:⭕️🔗 [روایت کامل کودتا نافرجام نقاب]•⊰❈┄•❁ ⃟ ⃟ ❁•┄❈⊱•🇮🇷 @ph_bsbmu



