پیوست♦️وقتی بخشنامه، خودش را جای واقعیت جا میزند!✍️ رامین ادبپیشه🟢 در سرزمین ما، گاهی یک نامه ادا…
انتشار: 2026/07/15 21:55 UTC
پیوست♦️وقتی بخشنامه، خودش را جای واقعیت جا میزند!✍️ رامین ادبپیشه🟢 در سرزمین ما، گاهی یک نامه اداری چنان با اطمینان نوشته میشود که آدم ناخودآگاه تصور میکند حقیقت هم از همان اداره صادر میشود. نامه مدیرکل محترم امور دارو نیز از همین جنس است؛ نامهای که با وقار تمام میکوشد مسئلهای پیچیده را به یک دستور ساده تقلیل دهد، انگار بازار دارو هم مثل جدول ضرب است: یکبار خواندی، برای همیشه حل شد.🟢 اما مشکل اینجاست که داروخانه نه ویترین نمایشی است و نه صندوقچهای برای نگهداری نسخههای خیالانگیز. وقتی قیمتها در سامانه، روی بسته، در مسیر توزیع و در واقعیت اقتصادی هر کدام ساز خود را میزنند، اصرار بر یک روایت تکصدایی، بیشتر شبیه این است که در میانه سمفونی، فقط صدای تنبک را حقیقت مطلق بدانیم. چه بسا تنبک هم محترم باشد، اما ارکستر را نمیشود با آن توضیح داد.🟢 در نامه یادشده، قاطعیت بهقدری پررنگ است که گویی مسئله قیمت دارو نه با تورم نسبتی دارد، نه با تأخیرهای مزمن، نه با خواب سرمایه، نه با صفهای طولانی تسویه. این سطح از یقین، آدم را یاد آن سخنرانانی میاندازد که تا آخرین جمله با همان جدیت اول حرف میزنند، حتی اگر جمله اولشان اساساً روی هوا بنا شده باشد. در چنین فضایی، واقعیت دیگر مهمان نیست؛ مزاحم است.🟢 از سوی دیگر، داروسازان سالهاست میان «قیمت مصوب»، «قیمت ثبتشده»، «قیمت درجشده» و «قیمت قابلقبول برای سیستم» در رفتوآمدند؛ سفری اداری که از خودِ دارو هم طولانیتر شده است. بنابراین وقتی مدیر محترم، با آرامش مثالزدنی، نسخهای واحد برای همه این جهانهای موازی میپیچد، آدم حس میکند در این مملکت فقط داروخانه است که باید همزمان تابع چهار قانون فیزیکی و سه منطق اقتصادی باشد.🟢 طنز ماجرا آنجاست که در اینگونه نامهها، معمولاً کلمات چنان شکیل و مرتب کنار هم مینشینند که انسان ابتدا خیال میکند با یک نظم بینقص روبهروست؛ اما کمی که جلوتر میرویم، میبینیم این نظم بیشتر شبیه اتاقی است که همهچیز در آن سر جای خودش هست، جز خودِ مسئله. و چه طنزی بالاتر از اینکه مسئله را آنقدر مرتب بچینیم که دیگر دیده نشود؟🟢 پس اگر قرار است بازار دارو از دل بخشنامهها سامان بگیرد، شاید بد نباشد پیش از صدور حکمهای مطمئن، کمی هم به واقعیت گوش داده شود؛ به داروخانهای که با بدهی نفس میکشد، به دارویی که با تأخیر میرسد، و به مردمی که میان فرم و فرمول، دنبال نسخه میگردند. چون در نهایت، دارو با قطعیت اداری درمان نمیشود؛ با فهم واقعیت درمان میشود، و این همان بخشی است که همیشه از قلمهای پرطمطراق جا میماند.@pharmacyiran


