سیرکِ «شفافیت»؛ وقتی تعارضِ منافع، غسلِ تعمید میگیرد!یکی دو شب پیش برنامهای تلویزیونی از شبکه سلا…
انتشار: 2026/07/20 09:14 UTC
سیرکِ «شفافیت»؛ وقتی تعارضِ منافع، غسلِ تعمید میگیرد!یکی دو شب پیش برنامهای تلویزیونی از شبکه سلامت دیدم که شاخ در آوردم و تصمیم گرفتم متن زیر را برای مخاطبین کانالم بنویسم:۱. قبل از هر چیز باید ایستاده برای مجری برنامه دست زد! انصافاً دمش گرم که با صراحت کلام و شهامتی کمنظیر، فضایی ایجاد کرد که بالاخره بفهمیم در پشتپردههای نظام سلامت چه میگذرد. اینکه یک مجری جرات کند پا روی دمِ حلقههای بسته بگذارد و با رکگوییِ تمام، میهمان را در گوشه رینگِ پاسخگویی قرار دهد، همان چیزی است که صداوسیمای خوابزدهی ما سالهاست به آن نیاز دارد. این حجم از صراحت مجری، مثل یک دوش آب سرد بر پیکر کسانی بود که به جوابهای سربالا عادت کردهاند.۲. اما برسیم به شاهکارِ جناب دکتر کبریاییزاده! ایشان چنان با خونسردی از «تعارض منافع» صحبت میکنند که آدم خیال میکند این واژه در لغتنامه جدید ایشان یعنی «فداکاری محض برای خلقالله». طبق منطق ایشان، اگر شما در همهجا حضور دارید، در همهجا پیشنهاد میدهید و آدمهایتان را به وزیر معرفی میکنید تا بر صندلی ریاست بنشینند، اصلاً نگران نباشید؛ چون تا زمانی که خودتان را «فقط یک پیشنهاددهنده» معرفی کنید، تمام گناهانتان پاک میشود! گویا ایشان کشف کردهاند که «نفوذ» و «قدرت»، اگر در لفافهی «مشاوره» باشد، نه بو دارد و نه خاصیتِ رانت!۳. جالبترین بخش داستان، آنجاست که جناب دکتر میفرمایند: «من اختیار اجرایی نداشتم!» واقعاً مضحک نیست؟ ایشان چنان مظلومنمایی میکنند که انگار یک رهگذرِ ساده بودهاند که تصادفی از جلوی وزارتخانه رد میشده و وزیر هم یقهشان را گرفته که: «توروخدا بیا برای ما رئیس سازمان غذا و دارو انتخاب کن!». آقای دکتر، مردم میپرسند چطور میشود همهجا امضای معنوی شما باشد، آدمهای شما بر مسند باشند، اما وقتی نوبت به پاسخگویی میرسد، شما ناگهان تبدیل به یک «کارشناس بیاختیار» میشوید که فقط نیتش خیر بوده است؟۴. این مدلِ «پاسخگوییِ فانتزی» واقعاً نوبر است. ایشان طوری میگویند «من سهامدار نیستم» که انگار نفوذِ ساختاری و مدیریتِ سایه، بسیار کمارزشتر از چند برگ سهم است. خیر جناب دکتر! مردم میفهمند که قدرتِ «چیدنِ مهرهها» بسیار لذیذتر و کلیدیتر از سودِ بانکی است. اینکه شما پشتِ نقابِ صراحتِ تصنعی، میخواهید حضورِ همهجانبهی خود در لایههای مختلف صنعت و سیاستگذاری را توجیه کنید، بیشتر به طنزهای شبانه شبیه است تا شفافیتِ مدیریتی.۵. در نهایت، باید به این سیرکِ مدیریتی خندید. از یک طرف مجری دلاورانه راه را باز میکند تا حقیقت عریان شود، و از طرف دیگر مهمان برنامه با وقاحتی مثالزدنی، سعی میکند از «تعارض منافع» یک مدال افتخار بسازد. آقای کبریاییزاده! با این حرفها دیگر کسی خودش را نمیبازد، بلکه مردم بیشتر متوجه میشوند که چطور عدهای با جملات شیک، سفرهی سلامت ملت را به حیاطخلوتِ رفقا و پیشنهاداتِ طلاییشان تبدیل کردهاند. صراحتِ مجری را جدی بگیرید، چون دورانِ «پیشنهاد بده و فرار کن» دیگر به سر آمده است!@ChaiBandi


