✅️ مافیای دارو بس...✍️ آذین فرهنگ، دکتری جامعهشناسیتئودور آدورنو، جامعهشناس آلمانی: زندگی زنده نی…
انتشار: 2026/08/18 04:27 UTCدریافت: 2026/08/19 17:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 17:40 UTC
✅️ مافیای دارو بس...✍️ آذین فرهنگ، دکتری جامعهشناسیتئودور آدورنو، جامعهشناس آلمانی: زندگی زنده نیست✅️ «سکوت» در برابرِ آنچه هر روز در راهروهای داروخانهها و انبارها میگذرد، دیگر جایز نیست. چقدر گفتیم این قفسههای خالی، فقط یک «کمبودِ ساده» نیست؛ یک فاجعهی اخلاقی است. ما جامعهشناسان، درمانگران و داروسازان، شاهدِ آنیم که چگونه سوداگری، جایگزینِ رسالتِ نجاتِ جانِ انسان شده است. چقدر گفتیم جانِ بیمار، بازیچهیِ معادلاتِ مالیِ شما نیست. چرا فکر کردید با واژههایی مثل «ناترازی» و «کسری»، میتوانید دردِ مادری را که برای داروی فرزندش از این داروخانه به آن داروخانه میدود، پنهان کنید؟ ما میدانیم دارو کجاست، اما شما ترجیح دادید نشنوید؛ ترجیح دادید تظاهر کنید که بحران، تقصیرِ مدیریتِ ضعیف نیست، بلکه تقصیرِ تحریم و تقدیر است!✅️ چقدر گفتیم دارو حقِ بدیهیِ این مردم است، نه کالایی برایِ سودجوییِ عدهای که در سایهها نشستهاند. شما که در اتاقهایِ دربسته برای تخصیصِ ارز و توزیعِ دارو تصمیم میگیرید، نمیدانید وقتی یک بیمارِ خاص در صفِ انتظارِ دارو جانش به لب میرسد، چه معنایی دارد. هر روز زندانِ بیماری برای بیماران تنگتر شد؛ هر روز داروهایِ حیاتی از شبکهیِ رسمی غیب شدند و سر از بازارِ آزاد درآوردند. هر که از سرِ دردِ مردم نوشت و فریاد زد، یا صدایش را بریدید و یا انگِ سیاهنمایی به او زدید. اما ما اینجا هستیم تا بگوییم: بس کنید!✅️ چقدر گفتیم تجارت با جانِ انسان، گناهی است که هیچ توجیهی ندارد. شما فرزندِ بیمار ندارید؟ شما دردِ نداریِ بیمار را نمیفهمید؟ فکر کردید با پنهان کردنِ داروها و ایجادِ کمبودِ مصنوعی، بازارِ خود را گرم میکنید؟ نمیدانید که هر قرص و آمپولی که به موقع به دستِ بیمار نرسد، لکهای سیاه بر دامنِ انسانیتِ شماست. ما در جنگ و صلح، در بحران و آرامش، شاهدِ رنجِ مردم بودهایم؛ اما این رنجی که امروز تحمیل کردهاید، از جنسِ «بیرحمی» است. اینکه دارویی در انبارها باشد و بیمار در بازار سیاه دنبالِ آن بدود، یعنی شما از مرگِ مردم برایِ خودتان زندگی ساختهاید.✅️ سکوت من و بسیاری از مردم، از رضایت نیست، نه برایِ آنکه از این مافیایِ هزاردست بترسیم، بلکه برایِ آنکه صدایِ خرد شدنِ استخوانهایِ بیمارانِ این سرزمین باشیم. ما دیگر در برابرِ این انحصارِ بیرحمانه ساکت نمیمانیم. جانِ انسان، تجارتخانه نیست. مافیایِ دارو بس؛ بگذارید حداقل، نفسِ بیماران به شماره نیفتد. شما که همهیِ ساختارها را در دست گرفتید، لااقل دست از سرِ جانِ مردم بردارید. شما را به همان وجدانی که شاید در کنجی از دلتان پنهان کردهاید، بس کنید... که ما همگی در این بازیِ نابرابر، در حالِ پرپر شدن هستیم.@dastandarou


