قرار بود ایمونوتراپی جانم را نجات دهد. این روش سرطان سینهام را شکست داد، اما باعث شد که تا آخر عمر…
انتشار: 2026/08/09 17:10 UTCدریافت: 2026/08/11 07:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 07:05 UTC
قرار بود ایمونوتراپی جانم را نجات دهد. این روش سرطان سینهام را شکست داد، اما باعث شد که تا آخر عمر با این بیماری دست و پنجه نرم کنم. بنابراین آیا این «درمان معجزهآسا» که به میلیونها نفر ارائه میشود، واقعاً ارزشش را دارد؟دلیل برای امیدواری وجود داشت. تنها دو سال قبل از تشخیص من، NHS پمبرولیزوماب، یک داروی ایمونوتراپی، را برای بیمارانی مانند من تأیید کرده بود. این دارو متعلق به نسل جدیدی از درمانها است که با برداشتن ترمز سیستم ایمنی عمل میکند و به آن اجازه میدهد سلولهای سرطانی را که در غیر این صورت از دید پنهان میمانند، شناسایی و حمله کند.متخصص انکولوژی من در مورد خطرات آن صادق بود. این دارو با آزاد کردن سیستم ایمنی علیه سرطان، میتواند باعث حمله آن به اندامهای سالم نیز شود. تیروئید من یکی از احتمالات بود. ریهها، کبد، روده، پوست یا قلب من نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرند. من میتوانستم بگویم نه!من مجبور شدم پمبرولیزوماب را تنها پس از سه دوز به جای ۱۷ دوز برنامهریزی شده متوقف کنم، اما توانستم شیمیدرمانی را دوباره شروع کنم. تا ماه ژوئن، دیگر نمیتوانستم بدون توقف برای نفس کشیدن از پلهها بالا بروم و سرفه خشک بیوقفهای داشتم.یک شب، پس از تزریق خون، تبم بالا رفت و برای نفس کشیدن تقلا میکردم. با ۹۹۹ تماس گرفتیم و در عرض چند دقیقه، در آمبولانس بودم و چراغهای آبی در حالی که به سمت اورژانس میدویدیم، چشمک میزدند. در حالی که پزشکان سعی میکردند بفهمند مشکل چیست، به من ماسک اکسیژن داده شد. آنتیبیوتیکها هیچ تاثیری نداشتند - ساعت به ساعت حالم بدتر میشد.احساس میکردم قفسه سینهام در یک گیره فلزی له میشود. از شدت ترس نمیتوانستم بخوابم و مطمئن بودم که دارم میمیرم، علائمم را آنلاین جستجو کردم. محتملترین مقصر؟ ذاتالریه. سیستم ایمنی فوقالعاده قویام حالا به ریههایم حمله میکرد.بالاخره، پس از ۴۸ ساعت وحشتناک، یک تیم متخصص مسمومیت، دوزهای زیادی از استروئیدهای داخل وریدی را برای من شروع کرد. ظرف چند ساعت تنفسم بهبود یافت. تا روز دوم میتوانستم بدون اکسیژن دوام بیاورم.جراحی من به تعویق افتاد تا ریههایم بهبود یابند، اما تا پایان ماه ژوئیه بهترین خبر زندگیام را شنیدم: هیچ نشانهای از سرطان وجود نداشت. غیرممکن است که بدانیم کدام یک از پنج دارو تومور من را از بین برد، اما آن شب از تیم، شیمیدرمانی و پمبرولیزوماب به سلامتی یاد کردم.البته سیستم ایمنیام هنوز کاملاً با من کار نکرده بود.به محض اینکه استروئیدها را کنار گذاشتم، کولیت من با شدت برگشت و برنامههایم را برای لذت بردن از بهبودیام در ماه اوت به هم ریخت.نقطه قوت نجاتبخش، تیم فوقالعاده سمیت ایمونوتراپی در ساسکس بود، جایی که پرستاران متخصص تزریق استروئید بیشتری انجام دادند و روحیهام را بالا نگه داشتند. کولیت من به اندازهای بهبود یافت که توانستم رادیوتراپی شوم.اما دردهای شدید مفصلی هم داشتم که احتمالاً به دلیل ضعیف شدن عضلاتم توسط استروئیدها بود. شروع به انجام فیزیوتراپی ملایم و نوشیدن هر چقدر اسموتی پروتئین که میتوانستم تحمل کنم، کردم. اما تا ژانویه امسال، احساس کردم ۹۶ سال دارم، نه ۵۶ سال، زیرا دردها به باسن، زانوها، مچ دست، آرنج و حتی پاشنههایم گسترش یافت.آیا سیستم ایمنی بدنم هدف جدیدی پیدا کرده بود؟ مطمئناً، وقتی استروئیدها را دوباره شروع کردم، درد یک شبه شروع به بهبود کرد و تشخیص آرتریت التهابی را تأیید کرد.اما استروئیدها یک راه حل طولانی مدت نیستند. میتوانم با صورت متورم و ماهمانندی که ایجاد میکنند زندگی کنم، اما کاهش ایمنی ناشی از آنها به این معنی است که هر گونه بیماری را دریافت میکنم.پزشکان میخواهند جایگزینی پیدا کنند، اما برخی از درمانهای جدیدتر در NHS در دسترس نیستند. در حال حاضر داروی دیگری را امتحان میکنم که باعث حالت تهوع و خستگی مفرط در سه روز از هفت روز میشود. اگر این روش جواب ندهد، ممکن است بودجه دلسوزانهای برای داروهای گرانتر دریافت کنم.در ابتدا فکر میکردم که فقط بدشانس هستم. اما حالا میدانیم که اینطور نبود. بزرگترین مطالعه در اروپا، ۵۴۵ بیمار را که تحت درمان مشابه من بودند، در ۳۴ بیمارستان بریتانیا دنبال کرد. دو سوم آنها دچار عوارض جانبی مرتبط با سیستم ایمنی شدند، تقریباً نیمی از آنها نیاز به بستری شدن غیرمنتظره در بیمارستان داشتند و چهار بیمار فوت کردند، از جمله سه نفری که ریههایشان توسط پنومونیت مورد حمله قرار گرفت.@pharmamedicalll@pharmamedicalll
