داستان فرشتهای برای سولومون سینگر، داستانی برای گفتوگو و تامل در باب وطن، دلتنگی، خانه و احساس در…
انتشار: 2026/07/21 07:47 UTCدریافت: 2026/08/15 03:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:05 UTC
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — فلسفه برای کودکان و نوجوانان
Our real problem is – what is the goal of education? Are we forming children that are only capable of learning what is already known? Or should we try developing creative and innovative minds, capable of discovery from the preschool age on, throughout life?” (piaget, 1972:20)مسئله اصلی ما این است که هدف آموزش چیست؟ باید کودکانی تربیت میکنیم که تنها قادر به یادگیری دانستههای پیشین باشند؟ یا تلاش کنیم ذهنهای خلاق و نوآوری پرورش دهیم که از پیش از دبستان تا پایان عمر، توانایی کاوشگری داشته باشند؟_ ژان پیاژه
یکی از چیزهایی که زیاد میشنویم و میخوانیم، صفات عالی است با دادن حکم کلی و قطعی و یک نسخه برای همه.بزرگترین رنج انسان اینه که..، وحشتناکترین تجربه آدمی اینه که... پلیدترین آدم اونیه که... رمانتیکترین آدم کسیه که... اینطور بگویم، بهتر است:مثلا، به نظر من یکی از بزرگترین رنجهای آدمی اینه که...به نظر من یکی از رمانتیکترین آدمها اونیه که...
ماکان...داستان امیر نوح بن منصور و ماکان کاکوی در کتاب چهارمقاله نظامی عروضی آمده است. ماکان که مردی دلیر و سرکش بود، از اطاعت نوح سر باز زد و چند شهر را گرفت. نوح تاش، سپهسالار خود را با هفت هزار سوار به جنگ ماکان فرستاد. در نهایت، ماکان کشته شد.بعد از پیروزی، تاش به اسکافی دبیر دربار گفت که پیامی به امیر نوح بفرستد و شرح واقعه دهد. اسکافی کاغذ کوچکی برگرفت و فقط یک جمله نوشت. در چهارمقاله نظامی اینطور آمده است:«پس اسکافی دو انگشت کاغذ برگرفت و بنوشت:اما ماکان فصار کاسمه و السلام.»از این ما، مای نفی خواست و از کان، فعل ماضی تا پارسی چنان بود که ماکان چون نام خویش شد. ماکان با ایهام ترجمه و تبادر ماکان عربی را تداعی میکند که به معنای نبود است. یعنی نیست.چند روزی است قصه پرغصه و داستان پر آب و چشم ماکان نصیری، برایم تداعی همین عبارت است. بعد از شهادت کودکان مدرسه شجره طیبه، اثری از ماکان پیدا نشد. دو روز پیش هم که بازمانده پیکر این کودکان را دفن کردند، باز هم نشانی از ماکان نبود. گویی دیگر قرار نیست نشانی از ماکان در زمین بیابیم. ماکان تمامش جان شد و سوی آسمان پرکشید. مرغ بام ملکوت بود و دیگر نشانی از عالم خاکی ندارد.انگار اگر کسی از ماکان پرسید، باید همین را بگویم: اما ماکان فصار کاسمه و السلام!ماکان چون نامش شد و السلام!#مرتضی_براتی
با بچهها زیاد بودهام. ۱۱ سال معلم مدرسه بودم. سه سال معلم دبستان در روستایی در ۵۰ کیلومتری اهواز. خیلی از دانشجوهای چند سال اخیرم را به خاطر ندارم، اما دانشآموزان دبستانی ۱۵ و ۱۶ سال قبلم را در ذهن و قلبم دارم؛ اسمها، شیطنتها، خندههای از تهدلشان، حتی نحوه لباسپوشیدن و رنگ لباس بسیاریشان را. برادر سه یا چهارساله یکی از دانشآموزانم در غفلت پدر و مادر، از خانه بیرون زد و کارون در فاصله کمتر از پانصد متر از روستا بود. رفت و در کارون افتاد. هنوز اندوه آن روز در دلم نشسته است. گاهی با برادرش به مدرسه میآمد. آن جنبوجوش و چشمان نافذ و لبخندش هنوز درد دارد. خنده و لبخند بچهها بیش از همه چیزشان در خاطر میماند. از دبستان تا کارشناسی ارشد تدریس کردم. کار با دبستانیها رنگ و بو و حال و هوای دیگری دارد. معلمان این جملات را بهتر میفهمند. کودکان جسورند و بیآلایش و بینقاب؛ برای همین کار با کودکان پر از تجربههای ناب است. حصاری که روزمرگی بزرگسالی بر کودکیات کشیده اینجا میشکند و دسترسیات به دنیای بیآلایش و پرتجربه و بکرشان آزاد میشود. تابستان که میشود، معلمان دبستان دلتنگ بچههایشان میشوند. سخت است بنویسم اگر بچهای بمیرد چه احوالی بر معلمش میگذرد. بر پدر و مادرش چه! اگر بچهای کشته شود چه! بچههای مدرسه میناب شهید شدند! امروز آخرین تکهها و ذرههای پیکرشان را دفن کردند. دانشآموز مدرسه میناب حتما شب آخر، شیطنتهایش را کرده، تکالیفش را انجام داده و با آرزوهای روشن بلندی خوابیده. حتما پدر و مادرش به اتاقش هم سرک کشیدند و خوابیدنش را دیدند. بیدار میشود. به همان احوال و روال همیشه. مادر و پدر بدرقهاش کردند و میرود، اما رفتنی بیبازگشت. مدرسه را موشک زدند! چندین موشک! سیاهکاران سیهنامه مدرسه را موشک زدند. در آن لحظات در مدرسه چه گذشت! معلمان و کودکان بیپناه ما! میتوانم تصور کنم! اما تصور کجا و در معرکه و مهلکه بودن کجا!میگویند کاش بچهها نمیمردند. به آسمان میرفتند و پس از جنگ برمیگشتند. اما اینها در شعر است. بچهها کشته شدند!پدر و مادر این بچهها چه میکشند؟ چگونه آوار مهیب چنین اندوه بزرگی را تاب میآورند. مادران آرزوهای بچههایشان را چه میکنند! لبخندهایشان بیش از همه رنجشان میدهد. لبخند بچهها نمیمیرد ولی میتواند پدر و مادر را از اندوه بکشد!امیدوارم و دعا میکنم این اندوه بزرگ را تاب بیاورند.#مرتضی_براتی
چرا باید کتاب کودک فلسفی را بخوانیم؟ دلایل خواندن کتاب کودک فلسفی را میتوان اینطور خلاصه کرد: این کتاب نشان میدهد پرسشهای بهظاهر سادهی کودکان چه عمق فکریای دارند. خواننده با مفهوم خودِ فلسفی و حساسیت فلسفی آشنا میشود و میفهمد این دو چگونه در کودکی شکل میگیرند. کتاب راهِ همراهی با پرسشهای کودکان را از مسیر گفتوگو و هماندیشی توضیح میدهد. نمونههای متعدد کتاب کمک میکند تفاوت میان جوابدادن فوری و بازکردن مسیر فکر روشنتر دیده شود. اثر نشان میدهد موضوعاتی مثل مرگ، معنا، دوستی، عدالت و واقعیت چگونه میتوانند در گفتوگوهای روزمره مطرح شوند. کسانی که با کودک در ارتباطاند از خلال این کتاب میتوانند نگاه دقیقتری به ظرفیت فکری و تأملی کودکان پیدا کنند. خواندن کتاب کودک فلسفی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟ خواندن کتاب کودک فلسفی به این گروهها پیشنهاد میشود: والدینی که میخواهند با پرسشهای عمیق کودکان برخوردی سنجیدهتر داشته باشند. مربیان و معلمانی که به گفتوگوهای فکری در کلاس و بیرون از کلاس علاقه دارند. دانشجویان و پژوهشگرانی که دربارهی فلسفه برای کودکان، آموزش و رشد فکری کودک مطالعه میکنند. خوانندگانی که میخواهند نسبت میان کودکی، پرسشگری و معنای زندگی را دقیقتر بررسی کنند. کسانی که به موضوعاتی مثل هویت، مرگ، واقعیت، اخلاق و شیوهی شکلگیری فکر علاقه دارند._ متن از سایت طاقچه

