شما دو دست روم توتال وار بزنیدمیفهمید اگر فقط اندیشه نظامی داشته باشیدبعد از چنتا پیروزی شگفتانه ن…
انتشار: 2026/08/19 22:59 UTCدریافت: 2026/08/21 21:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 21:15 UTC
شما دو دست روم توتال وار بزنیدمیفهمید اگر فقط اندیشه نظامی داشته باشیدبعد از چنتا پیروزی شگفتانه نظامی جوری اقتصادتون با آپ کیپ فشار بش میادکه دیگ بعد از ۵ سال باید یک دهه اصلاحات کنیدتا برگردید به همون نقطه ۱۵ سال پیش
پستهای تلگرام — مجموعه کانال های سیاسیون
چرخش محافظهکارانه!برخی از منتقدان و اصلاحطلبان پس از جنگ در مواضع خود بازنگری کرده و به دفاع از وضع موجود گرایش یافتهاند. از نظر آنان در شرایط کنونی، یکپارچگی سرزمینی ایران در معرض تهدید قرار گرفته و حفظ آن به بقای نظام سیاسی موجود وابسته است. از این رو، برای دفاع از ایران، با وجود همه ایرادها و انتقادها، باید از نظام کنونی حمایت کرد و پشت آن ایستاد. این استدلال را میتوان به شکل زیر صورتبندی کرد:۱. تمامیت ارضی ایران با تهدید جدی مواجه است.۲. حفظ ایران شرط امکان هرگونه تغییر و اصلاح است و از این رو بر آن تقدم دارد.۳. در میان نیروهای سیاسی موجود، تنها نظام کنونی هم انگیزه و هم توان لازم برای حفظ تمامیت ارضی ایران را دارد؛ نیروهای دیگر یا فاقد انگیزه اند، یا ناتوان، و یا از هر دو بیبهرهاند.از این مقدمات، ضرورت دفاع از نظام سیاسی موجود نتیجه گرفته میشود.این منطق آشنا را میتوان در چارچوب اصل «دفع افسد به فاسد» و انتخاب شر کمتر توضیح داد. با این حال، مقدمات این استدلال جای مناقشه و نقد دارند.نخست، تهدید علیه تمامیت ارضی ایران نیازمند ارزیابی دقیق است. صرف احتمال تجزیه یا از دست رفتن بخشی از سرزمین، بدون تعیین میزان، شدت و فوریت آن، برای پذیرش این مقدمه کافی نیست. وجود یک تهدید واقعی با وجود یک تهدید قریبالوقوع و تعیینکننده یکسان نیست. همچنین با استناد به طرح آن در گفتمان سیاسی، نمیتوان آن را اجتنابناپذیر دانست، بلکه نیازمند ارزیابی واقعبینانه است.مقدمه دوم، یک داوری ارزشی دربردارد. بی تردید بدون وجود ایران، اصلاح نظام سیاسی منتفی است. اما از این مقدمه به سادگی ترجیح مطلق هر وضعیتی برای حفظ تمامیت ارضی به دست نمیآید. برای پذیرش این نتیجه باید نشان داد که هزینههای انسانی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی حفظ وضع موجود در شرایط کنونی، در مقایسه با خطرهای ناشی از آسیب به تمامیت ارضی، اهمیت و وزن کمتری دارند. بنابراین، این مقدمه نیازمند استدلال است.درستی مقدمه سوم، نخست در گرو این است که راهبرد و سیاستهای جریان حاکم خود با حفظ تمامیت ارضی در تعارض نباشد. اگر این راهبرد از طریق افزایش تنش خارجی، تشدید احتمال درگیری نظامی، فرسایش اقتصادی و افزایش نارضایتی داخلی، به افزایش آسیبپذیری کشور کمک کند، ممکن است توانایی آن برای حفظ ایران را کاهش دهد.همچنین فرض وجود نیرو یا ائتلاف سیاسی دیگری، که از انگیزه و توان لازم برای حفظ ایران برخوردار باشد، منتفی نیست. برای مثال، میتوان یک رویکرد سیاسی متفاوت را تصور کرد که با کاهش تقابل و تنش، تهدیدهای محتمل علیه تمامیت ارضی را کاهش دهد و همزمان با اصلاح سیاستهای داخلی، از شدت بحرانهای اجتماعی و اقتصادی بکاهد. در مقابل، تقویت گرایشهای تندرو و تداوم سیاست تقابلجویانه ممکن است احتمال تهدید خارجی را تشدید و همزمان شرایط زندگی مردم را دشوارتر کند. بنابراین، رابطه میان بقای یک نظام سیاسی خاص و حفظ تمامیت ارضی را نمیتوان امری بدیهی و یکسویه فرض کرد.از همینجا، استنتاج ضرورت دفاع از وضع موجود از مقدمات فوق نیز با پرسشهای جدی مواجه میشود. آیا دفاع از نظام مطلق است یا مشروط؟ اگر مشروط است، حدود و معیارهای آن چیست؟ آیا دفاع از ایران مستلزم دفاع از تمامی سیاستها و تصمیمهای حکومت است؟ با توجه به تکثر نیروها و جناحهای موجود، دقیقاً از کدام بخش باید دفاع کرد؟ و مهمتر از همه، چگونه میتوان هم از ایران در برابر تهدید خارجی دفاع کرد و هم مانع تقویت گرایشهای تندرو و انسداد بیشتر سیاسی شد؟به بیان دیگر، از دفاع از تمامیت ارضی، نمیتوان حمایت از هر نوع نظام سیاسی را نتیجه گرفت. دفاع از ایران میتواند مستلزم حمایت از برخی اقدامات حکومت و همزمان مخالفت با برخی دیگر باشد.سرانجام، نمیتوان بدون توجه به پیامدهای احتمالی، از وضع موجود دفاع کرد. یکی از مهمترین پیامدها میتواند تقویت جریانهای تندرو و انسداد بیشتر فضای سیاسی باشد. این امر به تداوم سیاست تقابلجویانه در روابط خارجی، تشدید تنشها و افزایش فشارهای اقتصادی میانجامد و هزینههای آن بر دوش جامعه میافتد. همچنین با قطبی شدگی و نارضایتی گسترده جامعه، دفاع از وضع موجود میتواند نیروهای اصلاحطلب را از جامعه دورتر، پایگاه اجتماعی آنان را فرسوده و سرمایه اجتماعیشان را بیش از پیش کاهش دهد.بنابراین، چالش اصلی این است که چگونه میتوان از تمامیت ارضی، استقلال و امنیت ایران دفاع کرد، بدون آنکه به توجیه بیقیدوشرط وضع موجود، تقویت تندروها و انسداد بیشتر سیاسی تبدیل شود. دفاع از ایران، اگر قرار است اصلی سیاسی و اخلاقی باشد، باید در نهایت به این پرسش پاسخ دهد که کدام سیاست نه فقط امروز، بلکه در افق آینده، ایران را امنتر، باثباتتر و برای اصلاح و بهبود آمادهتر میکند؟علی میرموسوی۲۵امرداد ۱۴۰۵@alimirmoosavi
شنبه ساعت ۱۹ یک روز قبل از ۱۰ اسفند یک لایو در اینستاگرام برای صرفا پرسش و پاسخ با شما مخاطبان سیاسیون خواهیم داشت و به مسائل سیاسی روز و آینده ایران خواهیم پرداخت گفتنی است ما در هر ۳ پلتفرم یوتیوب ، اینستاگرام و تلگرام با نام سیاسیون و آیدی PoliticalSt…یکشنبه بعد از شنبه ۳۱ مرداد ماهاگر اینترنت یاری کندیک ویدیو مهم منتشر خواهم کرد انشاءالله
ما بهترین کودکی را داشتیمجومونگ دیدیم (مخاطب) و جنگ های صلیبی و روم توتال وار بازی کردیم (بازیگر)وقایع روز کشور و منطقهصرفا یادآور خاطرات شیرین بچگی استاین سختی های فراوان با یک شیرینی عمیق به پایان خواهد رسیدما بلدیم توازنی متعادل بین بازیگر و مخاطب را برای خود تنظیم کنیم
سینما رکس آبادان یک حرکت قدیمی استکه در همان زمان خودش نیزطرحی نخ نما شده بود
آینده ایران در گذشته ایران پس از شکست اول که منجر شد تا میدان و دیپلماسی هر دو ، تن به گلستان دهندخیابان فریاد جنگ زدمیدان و دیپلماسی مجدد راهبرد را از صلح به جنگ تغیر دادندتبریز اشغال شدارتش به کل نابود شدتهران در خطر سقوط بودو ایران بر باد رفت ...میدان خطاب به خیابان گوه نخور گویانو دیپلماسی خطاب به دشمن گوه خوردیم گویانترکمنچایِ بدتر از گلستان را امضا کردنداما نه صرفا بدتر بلکه با هزاران بار هزینه بیشتر
ولایت مداران به اقای شیرازی میگویند مرجعیتِ انگلیسیمحبت بفرمایید دو تاریخ را به من بگوییداولاتاریخ غیبت امام زمان (عج)ثانیاتاریخ اولین مرجع تقلید به شکل امروزی با همین اختیارات الهی و دریافت وجوهات (پول)حدود هزار سال فاصله استشیعه هزار سال طور دیگری بودهپیدایش مرجعیت شیعی بسیار به تاریخ ورود انگلیس به خاورمیانه نزدیک است
