
شروع به کار از تاریخ: 2018.08.18کانال پویا کتاب هیچ هدف خاصی را دنبال نمیکند. فقط کتاب میخوانیم. همین. سروکار داشتن با کتاب در سرشت ماست.برای پیدا کردن هر کتابی، اسم کتاب را بدون هشتگ در قسمت جستوجو بنویسید.@POUYAPANA
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 531 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/19 تا 2026/08/15
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 552 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
------- 2026.01.01 ------- (105)۱۰۹۱- #مادام_دولا_شانتری۱۰۹۲- #لحظه_زوال۱۰۹۳- #کتاب_فلسفه۱۰۹۴- #ساعت_جز_و_مد۱۰۹۵- #خودنمایی_با_اخلاق۱۰۹۶- #دفترهای_زندان ۱ و ۲۱۰۹۷- #افسانههای_ایتالیا۱۰۹۸- #لئونس_و_لنا۱۰۹۹- #مناظر_انسانی_سرزمین_من۱۱۰۰- #زن_بیگناه۱۱۰۱- #فلاسفه_ناکام_در_عشق۱۱۰۲- #سرزمین_خاکسترها_و_الماسها۱۱۰۳- #دوشنبه_اگزیستانسیال۱۱۰۴- #درباره_نگریستن۱۱۰۵- #پژوهشی_در_رئالیسم_اروپایی۱۱۰۶- #عادت_عشق۱۱۰۷- #تاریخ_جهان۱۱۰۸- #شب_ایگوانا۱۱۰۹- #بهادر۱۱۱۰- #نیشکر_تلخ_است۱۱۱۱- #فاجعه_در_کرانهی_دریا۱۱۱۲- #عشق_کیمیاگر۱۱۱۳- #مقدمه_کیمبریج_بر_هرمان_ملویل۱۱۱۴- #مرگ_تأثیرگذار۱۱۱۵- #دزد_و_نگهبان۱۱۱۶- #نظرم_عوض_شد۱۱۱۷- #گمگشتگان۱۱۱۸- #نقش_عقل۱۱۱۹- #سارازین_و_فاچینوکانه۱۱۲۰- #سرندیپیتیها۱۱۲۱- #صندلیها۱۱۲۲- #ونسان_ونگوگ_از_دیدگاه_خودش۱۱۲۳- #علیه_تو_اعلان_عشق_میدهم۱۱۲۴- #عاشق_آزادی۱۱۲۵- #عشق_از_سویدای_دل۱۱۲۶- #فانفارلو۱۱۲۷- #سفر_به_قلب_زنان_آمریکای_لاتین۱۱۲۸- #زنبق_دره۱۱۲۹- #شادترین_انسان_روی_زمین۱۱۳۰- #نشانههای_شر۱۱۳۱- #پرستوک_سفید۱۱۳۲- #یک_زن۱۱۳۳- #از_اروپا_و_آمریکای_لاتین۱۱۳۴- #شاندور_پتوفی۱۱۳۵- #وطن_من_کجاست؟۱۱۳۶- #سفر_به_گمسک۱۱۳۷- #وسوسه_غرب۱۱۳۸- #کوچه_پس_کوچههای_کودکی۱۱۳۹- #خدای_بابل۱۱۴۰- #زندگی_و_دیگر_هیچ۱۱۴۱- #خالیبند_دنیای_غرب۱۱۴۲- #هنرمند_گرسنگی۱۱۴۳- #خانم_اینگر_اهل_استرت۱۱۴۴- #دوست_خیانتکار_من۱۱۴۵- #دره_دراز۱۱۴۶- #جمهوری_جنونستان۱۱۴۷- #نام_کشتیهای_بادبانی۱۱۴۸- #با_بورخس۱۱۴۹- #پروست۱۱۵۰- #گزیده_شعر_کوتاه_فرانسوی۱۱۵۱- #سبیل۱۱۵۲- #چرا_مینویسم۱۱۵۳- #آشنایی_با_وایکینگها۱۱۵۴- #نادانی۱۱۵۵- #قومیت_و_ملیتگرایی۱۱۵۶- #آدم_ماهی۱۱۵۷- #حقیقت_ژوزف_استالین۱۱۵۸- #عقل_و_سرنوشت۱۱۵۹- #زندگی_گالیله۱۱۶۰- #فقط_برایم_نامه_بنویس۱۱۶۱- #زندگینامه_خودنوشت۱۱۶۲- #چرا_فیلسوفان_نمیتوانند_بخندند؟۱۱۶۳- #پلیس۱۱۶۴- #میکله_عزیز۱۱۶۵- #فرهنگ_و_زندگی_روزمره۱۱۶۶- #تا_جایی_زخمیام_که_نمیرم۱۱۶۷ـ #سرشار_زندگی۱۱۶۸- #هایکوهای_طنزآمیز۱۱۶۹- #هایکوهای_عاشقانه۱۱۷۰- #چه_کسی_در_دریا_مین_کاشت؟۱۱۷۱- #ناگهان_تابستان_گذشته۱۱۷۲- #بهانهای_برای_بیکارها۱۱۷۳- #بیماری_خانواده_میم۱۱۷۴- #مسافرخانهی_سرخ۱۱۷۵- #یادداشتهای_کوچه_و_خیابان۱۱۷۶- #شناخت_برشت۱۱۷۷- #راه_گاگارین۱۱۷۸- #شعله_شمع۱۱۷۹- #عشق_و_دیگر_هیچ۱۱۸۰- #آموزه_من۱۱۸۱- #خشکسالی_طولانی۱۱۸۲- #معمای_شکسپیر۱۱۸۳- #کافکا۱۱۸۴- #یادداشتهای_روزهای_تنهایی۱۱۸۵- #زندگی_و_تفکر_هایدگر۱۱۸۶- #چهار_فصل۱۱۸۷- #گزیده_اشعار۱۱۸۸- #مو_لای_درز_فلسفه۱۱۸۹- #مارکز۱۱۹۰- #عشق_و_جنگ۱۱۹۱- #موجآفرینی۱۱۹۲- #آلبر_کامو۱۱۹۳- #بیابان_تاتارها۱۱۹۴- #مرگ_در_جنگل۱۱۹۵- #دختر_زرین_چشمکتابهای خوانده شده (در ۸ سال و ۱ ماه اخیر) را میتوانید با زدن هشتگ زیر جستوجو کنید.#پویا_کتاب ✅@KitapHayattir@PouyaKetab
✅ برای کسی که موجود بیمانندی را از دست داده است، دلداری فایده ندارد...📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۱۲۲ ♾ «پایان کتاب» ♾📱 @PouyaKetab 📚
💬 اگر مرگ من برای تو لذتی دارد مرا بکش!📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۱۱۵📱 @PouyaKetab 📚
✅ اگر مرا میخواهی با خود ببر تا بازیچهی تو شوم...! و وقتی که از من سیر شدی دورم بینداز، خوشبختی بزرگی که در کنار تو خواهم داشت برای من بس است.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۱۱۱📱 @PouyaKetab 📚
👩⚕️ تو قدرت زن را فراموش کردهای!📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۱۰۹📱 @PouyaKetab 📚
✅ من آزادی ندارم... من نمیتوانم پاریس را ترک گویم. وجود من به خودم تعلق ندارد.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۱۰۸📱 @PouyaKetab 📚
✅ بخت و طالع انسان چنان است که هر کاری - چه در عالم نیکی و چه در جهان بدی - دارای نقصی است. در هر کار بشر، چه مادی و چه معنوی، نقطهی ضعفی وجود دارد.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۱۰۷📱 @PouyaKetab 📚
💬 انسان بازیچهای است که بر لب پرتگاهی مشغول رقص است.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۱۰۶📱 @PouyaKetab 📚
🌟 زندگی کمدی تعجبآوری است.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۱۰۶📱 @PouyaKetab 📚
🗣️ زندگانی رودخانهای است که اسنان برای استفاده از آن باید خود را به آب بزند.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۱۰۳🗣 و من وسط زمستانم و متنفرم از خیس شدن. 📱 @PouyaKetab 📚
✅ رازپوشی بزرگترین و استادانهترین کارهاست.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۱۰۲📱 @PouyaKetab 📚
✅ سیگار بهترین چیزها است. لذتی دارد که هیچکس از آن سیر نمیشود.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۱۰۲📱 @PouyaKetab 📚
✔️ در مردی که از سرچشمهی شهوت و خوشی سیراب شده است میل به فراموشی، نمکنشناسی و میل به آزادی، هوس گردش و تحقیر و نفرت از معشوقه پدید میآید و از این گذشته عواطف توصیفناپذیری در قلب او پیدا میشود که او را موجودی زشت و پست میسازد.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۱۰۱📱 @PouyaKetab 📚
✅ تو معمای جاندار زندهای هستی که حل آن برای من بسیار سخت است. 📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۹۹📱 @PouyaKetab 📚
☺️ آمیزش بیش از حد با زنان، مرد را کوچک میسازد.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۹۲📱 @PouyaKetab 📚
✅ به اندازهای نیرو داشت که بتواند در برابر جذبههای شهوت مقاومت کند. 📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۹۲📱 @PouyaKetab 📚
✅ چنان نگاهی به مرد جوان انداخت که روح انسان را آتش میزد.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۹۰📱 @PouyaKetab 📚
✅ نمیدانم چرا همهی زنان کوشش میکنند که کارهای کوچک و ناچیزشان را به صورت مسائل بزرگی درآورند.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۸۴📱 @PouyaKetab 📚
💬 بدبخت پاریسی بدبخت کامل است زیرا که بدبخت پاریسی از بدبختی خود لذت میبرد.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۸۱📱 @PouyaKetab 📚
✅ خودفروشی و خودپسندی علامت تسلط بر عالم زنان است.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۷۷📱 @PouyaKetab 📚
👩⚕️ وفا که هرگز در پاریس رواج نخواهد یافت.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۵۵📱 @PouyaKetab 📚
✅ در پاریس از کوچک گرفته تا بزرگ همه میدوند، جستوخیز میکنند، دزدی میکنند و این الههی بیرحم احتیاج به پول و شهوت و تفریح و خوشی، بر آنان تازیانه میزند. از اینرو صورتی شاداب و آرام و دلپذیر و به راستی جوان در این شهر از تعجبآورترین و کمیابترین چیزها است.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۵۲📱 @PouyaKetab 📚
✅پاریس سر کرهی زمین است. مغزی است که از شدت نبوغ میمیرد و تمدن انسانی را هدایت میکند.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۵۱📱 @PouyaKetab 📚
💬 هوش و فراست از او گریزان است.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۵۱📱 @PouyaKetab 📚
🌟 در این محیط هرگز کسی دیگری را دوست نمیدارد، لطائف و ظرائف عمق ندارد، فضولیها فراوان است، بدگوییها و از همه بالاتر سخنان پیش پاافتاده اساس گفتوگوی این طبقه را تشکیل میدهد. اما این بدبختان خوشبخت ادعا میکنند که برای گفتن امثال و سخنانی مانند «لاروشفوکو» در محافل گرد میآیند... اگر چند مرد برازنده نکتهای زیبا و شوخ و ساده به زبان آورند کسی آن را درنمییابد و چنین کسانی از بس که در مقابل آنچه میدهند چیزی به دست نمیآورند، زود خسته میشوند و در خانهشان مینشینند و میدان را به نادانان وامیگذارند. این زندگانی بیهوده و این انتظار پایانناپذیر در راه خوشی و عیشی که هرگز به دست نمیرسد، این ملال دائم، این زندگانی که روح و قلب و مغز در آن ارزشی ندارد، این خستگی از جشن بزرگ پاریس در قیافهها نقش میبندد.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۵۱📱 @PouyaKetab 📚
🗣️ در این محیط فکر وجود ندارد.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۵۱📱 @PouyaKetab 📚
✅ عیش و عشرت مانند پارهای از داروهای پزشکی است... برای آنکه پیوسته اثر نخستین را از این داروها ببیند، باید هر روز مقدار آن را دوبرابر کند و مرگ یا حمق وقتی گریبان انسان را میگیرد که دوا پایان یابد و آخرین بستهی دوا خورده شود... 📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۵۰📱 @PouyaKetab 📚
✅ کدام نیروی عظیمی این چهرهها را خراب و نابود میکند؟ شهوت... و هر شهوتی در پاریس زاییده و وابستهی این دو کلمه است... «زر یا خوشی.»📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۴۹📱 @PouyaKetab 📚
✅ همچشمیها، رقابتها، تهمتها و افتراها استعدادها را میکشد. گروهی بر اثر یأس به پرتگاه فساد سرنگون میشوند و گروهی دیگر که آیندهشان را از پیش فروختهاند در جوانی میمیرند و هیچکس به عظمت و نبوغ آنان پی نمیبرد.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۴۹📱 @PouyaKetab 📚
☺️ همهی آنان اشخاصی هستند که از شدت سودپرستی پژمرده و بیچاره شدهاند و روزی به مقصود میرسند که دیگر به جز استخوان و پوست چیزی از آنان نمانده است.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۴۸📱 @PouyaKetab 📚
✅ همهی آنان در کورهی منافع افسرده و پژمرده میشوند. از این روز هرگز مردی که خود را در چنگال این دستگاه و در پیچ و خم دندانههای این دستگاه عظیم اسیر ساخته است، نمیتواند مرد بزرگی شود.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۴۷📱 @PouyaKetab 📚
✅ حماقت و نادانی آنان در زیر علم مخصوصی پنهان میشود. کار و حرفهی خودشان را به خوبی میشناسند و به جز کار خود چیزی نمیدانند و آنوقت برای آنکه به عزت نفس و غرورشان لطمهای نخورد؛ سخن از هر دری به میان میآورند و از همه چیز دم میزنند. به دروغ یا به راست زبان به انتقاد میگشایند، شکاک به نظر میرسند اما در باطن زودباور و سادهاند. روحشان را در گفتوگوهای پایانناپذیری نابود میکنند... وجدان خود را زیر قانون و دادگاه تجارت رها کردهاند.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۴۷📱 @PouyaKetab 📚
✅ در زندگی آنان چیزی به جز «سودپرستی» دیده نمیشود.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۴۶📱 @PouyaKetab 📚
💬 تاجر پولدوست زندگان را خرید و فروش میکند، دفتردار مردگان را و وکیل عدلیه وجدان را. اینان که باید پیوسته زبانشان در کار باشد حرف را جانشین فکر و جمله را جانشین حس و عاطفه میسازند و روحشان به «حنجره» مبدل میشود. فرسوده و فاسد میشوند و همهشان، از تاجر و قاضی گرفته تا وکیل عدلیه، عقل را از دست میدهند.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۴۶📱 @PouyaKetab 📚
✅ آنان از پشت پردهیاجتماع آگاهند و به این اجتماع با نظر حقارت مینگرند اما هرچه باشد، از بس که با فساد مبارزه میکنند؛ تنفری در دل آنان پدید میآید. سخت اندوهگین میشوند و بر اثر خستگی و یا بر اثر توافق پنهانی، به فساد نزدیک میشوند و با اجتماع همرنگ میگردند و عاقبت به حکم ضرورت از عواطف و علایق بیزاری میجویند و به پشتیبانی قوانین و سازمانها مانند زاغچه بر اجساد نیمه گرم مردم حمله میبرند.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۴۶📱 @PouyaKetab 📚
👩⚕️ بورژوا چه میخواهد؟ میخواهد شمشیر کوتاه «گارد ملی» داشته باشد، میخواهد آبگوشت او پیوسته آماده باشد، میخواهد آرامگاه شایستهای در «پرلاشز» داشته باشد و برای ایام پیری خود اندکی زر میخواهد که از راه حلال به دست آورده باشد.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۴۴📱 @PouyaKetab 📚
✅ یگانه فرقی که در میان طبقهی کارگر و طبقهی توانگر وجود دارد این است که کارگر وقتی که گل زندگانیش پژمرده شود؛ در بیمارستان میمیرد و حال آنکه توانگر کوشش و پافشاری میکند که زندگی کند و زندگی میکند اما دیگر جسم و جان او صحت و سلامت ندارد. قیافهی فرسوده... قیافهی افسرده و شکستهای دارد... فروغی در چشمان او دیده نمیشود، پای او قوت ندارد.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۴۳📱 @PouyaKetab 📚
✅ باید وقت را تباه ساخت، باید تعجیل کرد و در میان چهارچوبهی شبانهروز بیشتر از بیستوچهار ساعت کار کرد. باید خود را ضعیف ساخت و نابود کرد. باید خود را کشت و سی سال پیری را به دو سال استراحت آمیخته به بیماری فروخت.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۴۳📱 @PouyaKetab 📚
💬 از شدت هوسبازی خود را بیچاره میکنند و با تک و دوها و شتابها وجودشان را تباه میسازند. بدن و قیافهی این اشخاص از زیر تازیانهی منافع و در زیر آفت جاهپرستی، که توانگران این شهر عظیم و شگرف را رنج میدهد، تغییر شکل مییابد.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۴۳📱 @PouyaKetab 📚
🌟 اگر این میخانهها وجود نمیداشت آیا دولت هر روز سهشنبه سرنگون نمیشد؟ اما خوشبختانه روز سهشنبه همهی این مردم سست و بیحالند. خوشی دیروز آنان را از پای انداخته است. دیگر دیناری در جیب ندارند و بر اثر تازیانهی احتیاج مادی که برای آنان شکل عادت را پیدا کرده است، به کار و نان خشک باز میگردند.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۳۹📱 @PouyaKetab 📚
☺️ بالزاک در عمر خویش هرگز روی خوشبختی ندید. وی که حقایق تلخ زندگانی را بر روی کاغذ میآورد، مواجه با کارشکنیهای بزرگی شد و از هر سو بر او فشار آمد.📚 دختر زرین چشم✍️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷📁 صفحه ۲۵📱 @PouyaKetab 📚
✅ هاینریش هاینه شاعر بزرگ آلمان و دوست بالزاک در یکی از نوشتههای خود چنین میگوید: «من از بدبختیهای بزرگم اشعار کوچکی ساختم.»📖 #کتاب ۱۱۹۵📚 #دختر_زرین_چشم✍️ #اونوره_دو_بالزاک 🇫🇷🔄 #عبدالله_توکل🔄 #رضا_سیدحسینی🕘 تاریخ شروع: ۲۰۲۶/۰۷/۲۶🕘 تاریخ پایان: ۲۰۲۶/۰۷/۲۹📱 @PouyaKetab 📚📱 İnstagram.com/PouyaKetab 📚
------- 2026.01.01 ------- (104)۱۰۹۱- #مادام_دولا_شانتری۱۰۹۲- #لحظه_زوال۱۰۹۳- #کتاب_فلسفه۱۰۹۴- #ساعت_جز_و_مد۱۰۹۵- #خودنمایی_با_اخلاق۱۰۹۶- #دفترهای_زندان ۱ و ۲۱۰۹۷- #افسانههای_ایتالیا۱۰۹۸- #لئونس_و_لنا۱۰۹۹- #مناظر_انسانی_سرزمین_من۱۱۰۰- #زن_بیگناه۱۱۰۱- #فلاسفه_ناکام_در_عشق۱۱۰۲- #سرزمین_خاکسترها_و_الماسها۱۱۰۳- #دوشنبه_اگزیستانسیال۱۱۰۴- #درباره_نگریستن۱۱۰۵- #پژوهشی_در_رئالیسم_اروپایی۱۱۰۶- #عادت_عشق۱۱۰۷- #تاریخ_جهان۱۱۰۸- #شب_ایگوانا۱۱۰۹- #بهادر۱۱۱۰- #نیشکر_تلخ_است۱۱۱۱- #فاجعه_در_کرانهی_دریا۱۱۱۲- #عشق_کیمیاگر۱۱۱۳- #مقدمه_کیمبریج_بر_هرمان_ملویل۱۱۱۴- #مرگ_تأثیرگذار۱۱۱۵- #دزد_و_نگهبان۱۱۱۶- #نظرم_عوض_شد۱۱۱۷- #گمگشتگان۱۱۱۸- #نقش_عقل۱۱۱۹- #سارازین_و_فاچینوکانه۱۱۲۰- #سرندیپیتیها۱۱۲۱- #صندلیها۱۱۲۲- #ونسان_ونگوگ_از_دیدگاه_خودش۱۱۲۳- #علیه_تو_اعلان_عشق_میدهم۱۱۲۴- #عاشق_آزادی۱۱۲۵- #عشق_از_سویدای_دل۱۱۲۶- #فانفارلو۱۱۲۷- #سفر_به_قلب_زنان_آمریکای_لاتین۱۱۲۸- #زنبق_دره۱۱۲۹- #شادترین_انسان_روی_زمین۱۱۳۰- #نشانههای_شر۱۱۳۱- #پرستوک_سفید۱۱۳۲- #یک_زن۱۱۳۳- #از_اروپا_و_آمریکای_لاتین۱۱۳۴- #شاندور_پتوفی۱۱۳۵- #وطن_من_کجاست؟۱۱۳۶- #سفر_به_گمسک۱۱۳۷- #وسوسه_غرب۱۱۳۸- #کوچه_پس_کوچههای_کودکی۱۱۳۹- #خدای_بابل۱۱۴۰- #زندگی_و_دیگر_هیچ۱۱۴۱- #خالیبند_دنیای_غرب۱۱۴۲- #هنرمند_گرسنگی۱۱۴۳- #خانم_اینگر_اهل_استرت۱۱۴۴- #دوست_خیانتکار_من۱۱۴۵- #دره_دراز۱۱۴۶- #جمهوری_جنونستان۱۱۴۷- #نام_کشتیهای_بادبانی۱۱۴۸- #با_بورخس۱۱۴۹- #پروست۱۱۵۰- #گزیده_شعر_کوتاه_فرانسوی۱۱۵۱- #سبیل۱۱۵۲- #چرا_مینویسم۱۱۵۳- #آشنایی_با_وایکینگها۱۱۵۴- #نادانی۱۱۵۵- #قومیت_و_ملیتگرایی۱۱۵۶- #آدم_ماهی۱۱۵۷- #حقیقت_ژوزف_استالین۱۱۵۸- #عقل_و_سرنوشت۱۱۵۹- #زندگی_گالیله۱۱۶۰- #فقط_برایم_نامه_بنویس۱۱۶۱- #زندگینامه_خودنوشت۱۱۶۲- #چرا_فیلسوفان_نمیتوانند_بخندند؟۱۱۶۳- #پلیس۱۱۶۴- #میکله_عزیز۱۱۶۵- #فرهنگ_و_زندگی_روزمره۱۱۶۶- #تا_جایی_زخمیام_که_نمیرم۱۱۶۷ـ #سرشار_زندگی۱۱۶۸- #هایکوهای_طنزآمیز۱۱۶۹- #هایکوهای_عاشقانه۱۱۷۰- #چه_کسی_در_دریا_مین_کاشت؟۱۱۷۱- #ناگهان_تابستان_گذشته۱۱۷۲- #بهانهای_برای_بیکارها۱۱۷۳- #بیماری_خانواده_میم۱۱۷۴- #مسافرخانهی_سرخ۱۱۷۵- #یادداشتهای_کوچه_و_خیابان۱۱۷۶- #شناخت_برشت۱۱۷۷- #راه_گاگارین۱۱۷۸- #شعله_شمع۱۱۷۹- #عشق_و_دیگر_هیچ۱۱۸۰- #آموزه_من۱۱۸۱- #خشکسالی_طولانی۱۱۸۲- #معمای_شکسپیر۱۱۸۳- #کافکا۱۱۸۴- #یادداشتهای_روزهای_تنهایی۱۱۸۵- #زندگی_و_تفکر_هایدگر۱۱۸۶- #چهار_فصل۱۱۸۷- #گزیده_اشعار۱۱۸۸- #مو_لای_درز_فلسفه۱۱۸۹- #مارکز۱۱۹۰- #عشق_و_جنگ۱۱۹۱- #موجآفرینی۱۱۹۲- #آلبر_کامو۱۱۹۳- #بیابان_تاتارها۱۱۹۴- #مرگ_در_جنگلکتابهای خوانده شده (در ۸ سال و ۱ ماه اخیر) را میتوانید با زدن هشتگ زیر جستوجو کنید.#پویا_کتاب ✅@KitapHayattir@PouyaKetab
✅ مارکز گفته است: «وقتی برای اولین بار آثار فاکنر را خواندم به خود گفتم هر طور شده باید نویسنده بشوم.»📚 مرگ در جنگل✍️ گابریل گارسیا مارکز 🇨🇴📁 صفحه ۴۵۶ - طاقچه ♾ «پایان کتاب» ♾📱 @PouyaKetab 📚
💬 این کار ناممکن است و به هیچوجه با طبع و طبیعت او سازگاری ندارد. 📚 مرگ در جنگل✍️ نورمن میلر 🇺🇸📁 صفحه ۴۴۱ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ شکمش خالی بود و الکل مستقیم تا پشت چشمانش نفوذ کرد.📚 مرگ در جنگل✍️ آرتور میلر 🇺🇸📁 صفحه ۴۱۸ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ اشتیاقی در او جوانه زد که با کسی روبهرو شود، با کسی که به چیز دیگری بیندیشد، کسی که در چشمانش آن تکلف متظاهرانه نباشد.📚 مرگ در جنگل✍️ آرتور میلر 🇺🇸📁 صفحه ۴۱۷ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ به یک آدم سرخوردهی ناامید میمانی!📚 مرگ در جنگل✍️ آرتور میلر 🇺🇸📁 صفحه ۴۱۵ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
💬 شب که شد، آرامشی کافی یافت تا سرش را در کتابی فرو کند و از شر افکارش خلاصی یابد.📚 مرگ در جنگل✍️ برنارد مالامود 🇺🇸📁 صفحه ۳۹۰ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
🌟 اگر آدم بخواهد به همهی بدبختیهای بشری فکر کند، نمیتواند به زندگی ادامه دهد.📚 مرگ در جنگل✍️ اوژن یونسکو 🇹🇩🇫🇷📁 صفحه ۳۴۶ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
🗣️ شیوههای نوین و مضامین غریبی که «یونسکو» در آثار خود به کار گرفته، هر چند به علت ابهام زیاد و نیز به علت ترویج فلسفهی پوچی مورد حملات شدید قرار گرفته اما به نوعی نمایانگر ابتذالها و بیعدالتیها و جنایتهای جوامع صنعتی و دنیای افسارگسیختهی امروزی است. او همچون «ساموئل بکت» کوشیده است تا زندگی «کرگدن»وار آدمهای خنثی و ناآگاه و بیخاصیت را دستکم به آن عده که روی صندلیهای تئاتر نشستهاند بنمایاند و آنها را اندکی به تفکر وادارد.📚 مرگ در جنگل✍️ اوژن یونسکو 🇹🇩🇫🇷📁 صفحه ۳۴۰ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ بشر ذاتاً نه خوب است و نه بد و این محیط و موقعیت و فشارهای اجتماعی است که او را بدین و یا بدان سو میکشاند.📚 مرگ در جنگل✍️ ایزاک بشویس سینگر 🇵🇱🇺🇸📁 صفحه ۳۳۰ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ در شهری مانند نیویورک، نام یک شخص، اغلب مدتها قبل از خود او میمیرد.📚 مرگ در جنگل✍️ ایزاک بشویس سینگر 🇵🇱🇺🇸📁 صفحه ۳۲۵ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✔️ هیجان و خودخوری، طوری به سلامتی آدم لطمه میزند که هیچ دوایی نمیتواند معالجهاش کند.📚 مرگ در جنگل✍️ ایزاک بشویس سینگر 🇵🇱🇺🇸📁 صفحه ۳۲۲ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ حیرت من در برابر یک واقعه، هر قدر هم که غیرعادی بنماید، هیچگاه بیش از یک لحظه دوام نمییابد.📚 مرگ در جنگل✍️ ایزاک بشویس سینگر 🇵🇱🇺🇸📁 صفحه ۳۲۰ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
☺️ «سینگر» به فیلسوف معروف «اسپینوزا» علاقهی زیادی داشت. در جایی گفته است: «اینکه من وجود دارم و هستم و زندگی میکنم، برای خودم همیشه راز بزرگ و سربستهای بوده است و آفرینش این جهان و این نظام عظیم کیهانی هرگز ذهن مرا رها نمیکند، زندگی من در واقع همواره در مسیر این رازها و اسرار به پیش میرود.»📚 مرگ در جنگل✍️ ایزاک بشویس سینگر 🇵🇱🇺🇸📁 صفحه ۳۱۱ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ بعضیها چقدر خوشبخت هستند. فایدهی خوب بودن چیست؟ ای کاش من هم مثل تو آدم گناهکاری بودم!📚 مرگ در جنگل✍️ فرانک اوکانر 🇮🇪📁 صفحه ۳۰۸ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ درونش از غمی بینام پر بود.📚 مرگ در جنگل✍️ جان اشتاین بک 🇺🇸📁 صفحه ۲۹۲ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ چون از مهربانی زیاد نفرت داشت ناگهان لحنش را تغییر داد.📚 مرگ در جنگل✍️ جان اشتاین بک 🇺🇸📁 صفحه ۲۸۵ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
💬 او به هیچگونه راهحل ویژهای برای حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی اعتقادی نداشت..📚 مرگ در جنگل✍️ جان اشتاین بک 🇺🇸📁 صفحه ۲۷۱ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ روزی «استارنز» روی صندلیاش در ایوان خانه، جان داد - مردم میگفتند که او بیش از آن تنبل بود که به نفس کشیدن ادامه بدهد.📚 مرگ در جنگل✍️ ویلیام فاکنر 🇺🇸📁 صفحه ۲۴۸ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ او عقیده داشت که هر نوع علاقهای به اندوه و پشیمانی میانجامد.📚 مرگ در جنگل✍️ جیمز جویس 🇮🇪📁 صفحه ۱۲۱ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
👩⚕️ ما نمیتوانیم خودمان را تسلیم کنیم، ما به خودمان تعلق داریم.📚 مرگ در جنگل✍️ جیمز جویس 🇮🇪📁 صفحه ۱۲۱ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ وولف در زندگیاش از نوعی بیماری روانی و افسردگی روحی رنج میبرد و چون به «آب» عشق و دلبستگی فراوانی داشت روز ۲۸ مارس ۱۹۴۱ خود را به دریا انداخت و خودکشی کرد.📚 مرگ در جنگل✍️ ویرجینیا وولف 🏴📁 صفحه ۱۰۱ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ هر دو دیر به خانه میرسیدیم و مادرم یا خواهر بزرگم مجبور بودن شام را گرم کنند. خوب، در عوض چیزی برای تعریف کردن داشتیم.📚 مرگ در جنگل✍️ شروود اندرسن 🇺🇸📁 صفحه ۹۷ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
💬 در این دنیا که میگویند اساساً بر محور گرسنگی و عشق میچرخد.📚 مرگ در جنگل✍️ اچ. اچ. مونرو 🇬🇧📁 صفحه ۷۳ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
🗣️ «هکتور هیو مونرو» از نویسندگان نامآور انگلیسی است که از اوان کار نویسندگیاش نام مستعار «ساکی» (ساقی) را از رباعیات خیام برای خود انتخاب کرده است.📚 مرگ در جنگل✍️ اچ. اچ. مونرو 🇬🇧📁 صفحه ۷۲ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ آنتون چخوف: من هنوز دیدی فلسفی و سیاسی از زندگی پیدا نکردهام و هر ماه که میگذرد عقیدهام را عوض میکنم و بنابراین ذهن خودم را تنها به توصیف اینکه قهرمانان آثارم چگونه عاشق میشوند و ازدواج میکنند و بچهدار میشوند و حرف میزنند و میمیرند محدود و مشغول کردهام.📚 مرگ در جنگل✍️ آنتون چخوف 🇷🇺📁 صفحه ۶۴ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ بعضیها برای بدنام کردن یک آدم شریف هر چرندی که به دهانشان بیاید میگویند، بعضیها هر حرفی را میزنند.📚 مرگ در جنگل✍️ گی دو موپاسان 🇫🇷📁 صفحه ۵۸ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✔️ هر چه میخواهید به گرگ غذا بدهید، سرانجام فکر و خیالش همه در جنگل است.📚 مرگ در جنگل✍️ ایوان تورگینف 🇷🇺📁 صفحه ۴۹ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ دیگر بحث کردن در اینباره فایده ندارد.📚 مرگ در جنگل✍️ ایوان تورگینف 🇷🇺📁 صفحه ۴۹ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
☺️ یک روز صبح «آرنیا» بدون اطلاع قبلی به اتاق مطالعهام آمد و خودش را روی پاهایم انداخت. صراحتاً بگویم که من هیچ نمیتوانم چنین چیزهایی را تحمل کنم. یک مرد نباید هرگز شخصیت و وقارش را ندیده بگیرد.📚 مرگ در جنگل✍️ ایوان تورگینف 🇷🇺📁 صفحه ۴۷ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ من با شما مجادله نمیکنم.📚 مرگ در جنگل✍️ ایوان تورگینف 🇷🇺📁 صفحه ۴۶ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ پلکهایم بسته بود، در ذهنم دلیل خود برای بستن آنها را مرور کردم. حرکتی آنی بود تا فرصتی برای اندیشیدن بیابم: تا مطمئن شوم که بیناییام مرا نفریفته باشد، تا ذهنم را برای نگاهی هشیارتر و مطمئنتر آرام و رام کنم.📚 مرگ در جنگل✍️ ادگار آلن پو 🇺🇸📁 صفحه ۲۷ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ آشفتگی فکریام، شاید، باعث شده بود به این تابلوها دلبستگی عمیقی پیدا کنم. 📚 مرگ در جنگل✍️ ادگار آلن پو 🇺🇸📁 صفحه ۶ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
💬 رنسانس بیدارکننده و آگاهانندهی مردم اروپا نسبت به امکانات و گستردگیهای زندگی دنیوی بود. رنسانس موجب شد اروپاییان از این فکر و نظر قرون وسطایی رو برگردانند که زندگی دردناک و ملالآور است و انسان باید اصولاً خود را برای زندگی پس از مرگ آماده کند. انسان دورهی رنسانس، زندگی را پذیرا شد و خود را از تصورات ذهنی و ایدئالیستی که مشخصهی قرون وسطی بود رهانید و نسبت به آنچه در زندگی، واقعی و قابل لمس بود کنجکاوی و توجه از خود نشان داد.📖 #کتاب ۱۱۹۴📚 #مرگ_در_جنگل✍️ #جمع_نویسندگان🔄 #صفدر_تقیزاده🔄 #محمدعلی_صفریان✅ #نشر_نو🕘 تاریخ شروع: ۲۰۲۶/۰۷/۱۲🕘 تاریخ پایان: ۲۰۲۶/۰۷/۲۲📱 @PouyaKetab 📚📱 İnstagram.com/PouyaKetab 📚
------- 2026.01.01 ------- (103)۱۰۹۱- #مادام_دولا_شانتری۱۰۹۲- #لحظه_زوال۱۰۹۳- #کتاب_فلسفه۱۰۹۴- #ساعت_جز_و_مد۱۰۹۵- #خودنمایی_با_اخلاق۱۰۹۶- #دفترهای_زندان ۱ و ۲۱۰۹۷- #افسانههای_ایتالیا۱۰۹۸- #لئونس_و_لنا۱۰۹۹- #مناظر_انسانی_سرزمین_من۱۱۰۰- #زن_بیگناه۱۱۰۱- #فلاسفه_ناکام_در_عشق۱۱۰۲- #سرزمین_خاکسترها_و_الماسها۱۱۰۳- #دوشنبه_اگزیستانسیال۱۱۰۴- #درباره_نگریستن۱۱۰۵- #پژوهشی_در_رئالیسم_اروپایی۱۱۰۶- #عادت_عشق۱۱۰۷- #تاریخ_جهان۱۱۰۸- #شب_ایگوانا۱۱۰۹- #بهادر۱۱۱۰- #نیشکر_تلخ_است۱۱۱۱- #فاجعه_در_کرانهی_دریا۱۱۱۲- #عشق_کیمیاگر۱۱۱۳- #مقدمه_کیمبریج_بر_هرمان_ملویل۱۱۱۴- #مرگ_تأثیرگذار۱۱۱۵- #دزد_و_نگهبان۱۱۱۶- #نظرم_عوض_شد۱۱۱۷- #گمگشتگان۱۱۱۸- #نقش_عقل۱۱۱۹- #سارازین_و_فاچینوکانه۱۱۲۰- #سرندیپیتیها۱۱۲۱- #صندلیها۱۱۲۲- #ونسان_ونگوگ_از_دیدگاه_خودش۱۱۲۳- #علیه_تو_اعلان_عشق_میدهم۱۱۲۴- #عاشق_آزادی۱۱۲۵- #عشق_از_سویدای_دل۱۱۲۶- #فانفارلو۱۱۲۷- #سفر_به_قلب_زنان_آمریکای_لاتین۱۱۲۸- #زنبق_دره۱۱۲۹- #شادترین_انسان_روی_زمین۱۱۳۰- #نشانههای_شر۱۱۳۱- #پرستوک_سفید۱۱۳۲- #یک_زن۱۱۳۳- #از_اروپا_و_آمریکای_لاتین۱۱۳۴- #شاندور_پتوفی۱۱۳۵- #وطن_من_کجاست؟۱۱۳۶- #سفر_به_گمسک۱۱۳۷- #وسوسه_غرب۱۱۳۸- #کوچه_پس_کوچههای_کودکی۱۱۳۹- #خدای_بابل۱۱۴۰- #زندگی_و_دیگر_هیچ۱۱۴۱- #خالیبند_دنیای_غرب۱۱۴۲- #هنرمند_گرسنگی۱۱۴۳- #خانم_اینگر_اهل_استرت۱۱۴۴- #دوست_خیانتکار_من۱۱۴۵- #دره_دراز۱۱۴۶- #جمهوری_جنونستان۱۱۴۷- #نام_کشتیهای_بادبانی۱۱۴۸- #با_بورخس۱۱۴۹- #پروست۱۱۵۰- #گزیده_شعر_کوتاه_فرانسوی۱۱۵۱- #سبیل۱۱۵۲- #چرا_مینویسم۱۱۵۳- #آشنایی_با_وایکینگها۱۱۵۴- #نادانی۱۱۵۵- #قومیت_و_ملیتگرایی۱۱۵۶- #آدم_ماهی۱۱۵۷- #حقیقت_ژوزف_استالین۱۱۵۸- #عقل_و_سرنوشت۱۱۵۹- #زندگی_گالیله۱۱۶۰- #فقط_برایم_نامه_بنویس۱۱۶۱- #زندگینامه_خودنوشت۱۱۶۲- #چرا_فیلسوفان_نمیتوانند_بخندند؟۱۱۶۳- #پلیس۱۱۶۴- #میکله_عزیز۱۱۶۵- #فرهنگ_و_زندگی_روزمره۱۱۶۶- #تا_جایی_زخمیام_که_نمیرم۱۱۶۷ـ #سرشار_زندگی۱۱۶۸- #هایکوهای_طنزآمیز۱۱۶۹- #هایکوهای_عاشقانه۱۱۷۰- #چه_کسی_در_دریا_مین_کاشت؟۱۱۷۱- #ناگهان_تابستان_گذشته۱۱۷۲- #بهانهای_برای_بیکارها۱۱۷۳- #بیماری_خانواده_میم۱۱۷۴- #مسافرخانهی_سرخ۱۱۷۵- #یادداشتهای_کوچه_و_خیابان۱۱۷۶- #شناخت_برشت۱۱۷۷- #راه_گاگارین۱۱۷۸- #شعله_شمع۱۱۷۹- #عشق_و_دیگر_هیچ۱۱۸۰- #آموزه_من۱۱۸۱- #خشکسالی_طولانی۱۱۸۲- #معمای_شکسپیر۱۱۸۳- #کافکا۱۱۸۴- #یادداشتهای_روزهای_تنهایی۱۱۸۵- #زندگی_و_تفکر_هایدگر۱۱۸۶- #چهار_فصل۱۱۸۷- #گزیده_اشعار۱۱۸۸- #مو_لای_درز_فلسفه۱۱۸۹- #مارکز۱۱۹۰- #عشق_و_جنگ۱۱۹۱- #موجآفرینی۱۱۹۲- #آلبر_کامو۱۱۹۳- #بیابان_تاتارهاکتابهای خوانده شده (در ۸ سال و ۱ ماه اخیر) را میتوانید با زدن هشتگ زیر جستوجو کنید.#پویا_کتاب ✅@KitapHayattir@PouyaKetab
✅ در تاریکی، گرچه کسی او را نمیبیند، لبخندی بر لب میآورد.📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۷۴ - طاقچه ♾ «پایان کتاب» ♾📱 @PouyaKetab 📚
👩⚕️ تاریکی اتاق را انباشته است. فقط سپیدی بستر به چشم میآید، آن هم به هزار زحمت. باقی چیزها همه در کام تاریکی است.📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۷۴ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ آیا نمیشد از زندگی انتظار همهچیز را داشت؟ نمیشد از زندگی همه چیز خواست؟ 📚 بیابان تاتارها ✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹 📁 صفحه ۲۷۱ - طاقچه 📱 @PouyaKetab 📚
✅ آیا نمیشد از زندگی انتظار همهچیز را داشت؟ نمیشد از زندگی همه چیز خواست؟📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۷۱ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ زندگی هیچ نبود جز ریشخندی!📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۶۸ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
💬 اندیشهای تازه، روشن و هولناک از زوایای دوردست ضمیرش سربرآورد. آری، اندیشهی مرگ بود که جانش را فرامیگرفت. چنین پنداشت که زمان از گریز باز ایستاده است، همچون شکستن طلسمی. در این اواخر، تلاطم گرداب پیوسته شدت میگرفت،... دنیا در نوعی رکود و سستی افقی مانده بود و ساعتها بیهوده کار میکردند.📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۶۸ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
🌟 همهی مردم، هر یک به بهانهای، دلیلی ولو ناچیز برای امیدواری داشتند. فقط او بود که هیچ امیدی در دل نداشت.📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۶۸ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
🗣️ جز خودش هیچکس را ندارد که برایش دل بسوزاند.📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۶۷ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ آنها زندگی را، هر طور که پیش میآمد، به خوشی میگذراندند و با اینگونه مهملات سر خود را به درد نمیآوردند. 📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۶۴ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ مگر میشد بعضی چیزها را به چنین آدمی فهماند؟📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۵۷ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✔️ بیش از اندازه منقلبم. همان برانگیختگی همیشگی است. 📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۵۱ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ دل خود را به این امید گرم داشت که بهار نیروی رفتهاش را بازمیگرداند. بهار بقایای زندگی را حتی در کندههای کهنه به جنبش درمیآورد. 📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۴۷ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
☺️ جووانی صبحها با خستگی و نومیدی از خواب برمیخیزد.📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۴۴ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ پوچی این حرفها را به خوبی درمییابند.📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۴۲ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ زندگی هنوز رهآوردهای خوش خود را برای او نیاورده است.📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۴۱ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ زمان چون باد میشتافت و هیچ در بند آدمیان نبود. آونگش پیوسته نوسان میکرد و خرمیها را میپژمرد و هیچکس را از تیغش گریزی نبود، حتی نوزادانی که هنوز نامی نداشتند.📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۳۸ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
💬 همچنان در دام این توهم دستوپا میزند که رویداد اصلی هنوز از راه نرسیده است.📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۳۳ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ انسانها چقدر از هم دورند و به رغم محبتی که ممکن است نسبت به هم داشته باشند، تا چه اندازه با یکدیگر بیگانهاند. اگر انسانی رنج ببرد، رنجش از آنِ خود اوست و هیچ کسی نیست که حتی اندکی از بار آن رنج را از دل او بردارد. اگر کسی دردمند باشد، حتی عاشق بیقرارش هم نمیتواند با درد او درد بکشد و دانست که علت تنهایی آدمی همین باشد.📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۲۸ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
👩⚕️ آنگاه که آدمی تنهاست و یا رازگویی ندارد، حفظ یقین آسان نیست.📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۲۸ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ همه چیز در گریز بود. آدمها، فصلها، ابرها، همه میشتافتند. خود را به صخرهای بند میکردی یا بر تارک ستیغی چنگ میانداختی، اما تلاشت بیهوده بود.📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۲۷ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
✅ فریاد آدمی به جایی نمیرسد.📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۲۷ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
💬 اینجا به تبعیدگاه میماند. آدم باید سرش را به چیزی مشغول کند. باید دل خود را به امیدی گرم دارد. 📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۰۲ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚
🌟 میدانید آدم گاهی مهار کلامش را از دست میدهد و هیچ نمیفهمد چه میگوید!📚 بیابان تاتارها✍️ دینو بوتزاتی 🇮🇹📁 صفحه ۲۰۱ - طاقچه📱 @PouyaKetab 📚