تصور میکنم آدم از سر اضطراب، دامنهی خواستههایش را محدود میکند. دلیل اینکه ترجیحات جنسی بهظاهر…
انتشار: 2026/06/24 08:58 UTC
تصور میکنم آدم از سر اضطراب، دامنهی خواستههایش را محدود میکند. دلیل اینکه ترجیحات جنسی بهظاهر روشن و مشخصی داریم، یا غذاهایی هست که قطعاً دوست داریم و غذاهایی که قطعاً دوست نداریم، و از این دست چیزها، این است که نوعی اضطراب دربارهی محدود نکردن دامنهی انتخابها وجود دارد. این شبیه آگورافوبیا (Agoraphobia) است [هراس از فضاهای باز].ما میتوانستیم هر چیزی را بخواهیم. البته نه به معنای دقیق کلمه هر چیزی را، اما حدس من این است که احتمالاً میتوانستیم چیزهای بسیار بیشتری را بخواهیم. مثلاً فکر میکنم میتوانستیم آدمهای بسیار بیشتری را دوست داشته باشیم. اما نمیتوانیم. نمیتوانیم به خودمان اجازهی چنین کاری را بدهیم.جان دیوید رودز (John David Rhodes):اما نمیشود با فکر کردن هم خود را به آنجا رساند. نمیتوان با صرف اراده به آن کشف رسید، درست است؟ انگار باید خودت را در حالتی معلق نگه داری، در فضایی که در آن چیزی تازه بتواند پدیدار شود. به نظر میرسد آن چیز تازه باید خودش سر برآورد، اما نمیشود دنبالش رفت و پیدایش کرد.آدام فیلیپس:بله. یا به چیزی بیرون از خودت وابستهای تا آن را ممکن کند. نمیتوانی صرفاً چیزی را در خیال بسازی و بعد بروی و انجامش بدهی. این تصویر درستی از ماجرا نیست. تصویر درست این است که آدم انواعی از چیزها را در خیال میسازد و بعد با چیزهایی روبهرو میشود که نه همان چیزهایی هستند که در خیال ساخته است و نه تکرار صرف آن چیزهایی که برایش [درگذشته] رخ داده است، اگر منظورم روشن باشد.اما میتوان از دل این رفتوبرگشت، مدام چیزی تازه پدید آورد.“The Value of Frustration”:An Interview with Adam PhillipsJane Elliott and John David Rhodes📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє