بهرسمیتشناسی انسان ناقصشاید در این جامعهی ما بیش از هر چیز قربانی سوءفهمی از مفهوم فرزانگی شدها…
انتشار: 2026/07/04 17:28 UTC
بهرسمیتشناسی انسان ناقصشاید در این جامعهی ما بیش از هر چیز قربانی سوءفهمی از مفهوم فرزانگی شدهایم تصوری اسطورهای از انسان کامل که مدام به این و آن چهرهی در قابگذاردهشده فرافکنیاش میکنیم و بعد با دیدن چهرهی واقعی و عیان شدن نقصها دچار فروپاشی میشویم. انسان موجودی ناقص در جهانی ناقص است. هیچ کس کامل نیست. نگاه مدرن دیگر از اسطورهی انسان بیگناه عبور کرده است. نواقص آدمی بعضاً تبعات حقوقی هم دارند باید فرد مجازات شود، بعضاً هم در حد داوریای اخلاقی، بعضاً هم هیچ که باید به مثابه واقعیت پذیرفته شوند. اما از حیث متافیزیکی باید این حقیقت را پذیرفت که اصل ایدهی کمال خودش ناقص است. انتظاری بیش از حد و خارج از میدان واقعیت را برای ما ایجاد میکند که به محض دیدن نقص دچار فروپاشی افق انتظارات میشویم.درمقابل انسانهایی که در امری برجسته میشوند به دلیل این افق بینقص انتظارات شدیداً در لاک محافظهکاری فرومیروند و هر لحظه در هراسند که کوچکترین نقصی از آنها برملا نشود و عمدتاً ناخواسته دچار زندگی دوگانهای میشوند که یا سرشار از ریا و پنهانکاری است یا دست کم سانسور مدام زندگی خویش.به همین دلیل است که افشاگریها از زندگی زیستهی افراد معمولاً شوک شدید ایجاد میکند و اگر ایرادی ولو جدی از کسی برملا شود اصلاً در چارچوب تکافوی جرم و مجازات نمیماند و جامعه میخواهد فرد را کامل حذف و محو کند. چرا؟ چون نمیخواهد به آن اسطورهی انسان کامل آسیب برسد. بهرسمیتشناسی انسان ناقص، نیاز جامعهی ماست. این اسطورهی انسان کامل باید کنار برود. عشقورزیدن به نوع انسان در عین نقصهای وجودیاش! خود این میتواند کمال باشد. این از روانشناسی تا سیاست ما را واقعگراتر خواهد کرد. در سیاست تقدسسازی از چهرههای سیاسی نیز از همین انتظار برمیآید. ما اگر قدم در مسیر مدرنیته میگذاریم باید بفهمیم که هیچ سیاستمداری هیچ نظامی هیچ الگویی، کامل و مقدس و فرابشری نیست. سیاست عرصه تصمیمهای ابنالوقتی است که گاه درست و گاه غلط از آب در میآیند. در خود فلسفه واقعیت این است که فرزانهای در کار نیست هر کسی متخصص حوزهای است که قبل از آنکه متخصص باشد انسانی است در دل زندگی روزمره که در حال زندگی است و زندگی هزار و یک پیچ خم دارد.علینجات غلامی📡 ᕈɾɑηɑɑ; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє