شوپنهاور و کییرکگارد در زمانهای میزیستند که علائم نخستین تَرَکها در کاخ شیشهای خوشبینی عصر رو…
انتشار: 2026/07/09 12:29 UTC
شوپنهاور و کییرکگارد در زمانهای میزیستند که علائم نخستین تَرَکها در کاخ شیشهای خوشبینی عصر روشنگری نمایان گشته بود. انقلاب کبیر فرانسه که از حیث فکری محصول دههها تلاش ساختارشکنانهی اصحاب روشنگری فرانسه چون دیدرو، لامتری، هلوسیوس، کندرسه، ولتر و... بود هرچند بنای رژیم کهن را ویران ساخت و سریر مقدس واتیکان را متزلزل نمود لیک سرانجام در خون بانیان خویش غوطهور گشت و از رهگذر برافتادن امپراتور ناپلئون اول با شکست کامل روبهرو شد.شوپنهاور و کیرکگور در چنین زمینه و زمانهای دست از خوشبینی به قوهی عاقلهی آدمی کشیدند و هریک در پس و پشت عالم در جستجوی نیرویی کور برآمدند؛ خدای کییرکگارد هرچند مانند ارادهی معطوف به حیات شوپنهاور تداعی کنندهی اهریمنی همهتوان نیست اما ایمان بدو مستلزم زیر پای نهادن خرد و وجدان است. بدین ترتیب بهزعم هر دوی ایشان نه تنها در وجود انسان، اصل با عواطف و احساسات است بلکه در پهنهی کائنات نیز نیرویی کور یا خردستیز واقعیت قصوای عالم است.📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
