✅تاریخ، آن گونه که در سنت پوزیتیویستی قرن نوزدهم تصور میشد، صرفاً مجموعهای از وقایع سپری شده نیست…
انتشار: 2026/06/30 08:58 UTC
✅تاریخ، آن گونه که در سنت پوزیتیویستی قرن نوزدهم تصور میشد، صرفاً مجموعهای از وقایع سپری شده نیست؛ بلکه میدان دائمی نزاع بر سر معنا، مشروعیت و قدرت است. تقریباً هیچ دولت مدرنی را نمیتوان یافت که مشروعیت خویش را صرفاً از طریق قانون، انتخابات یا قدرت نظامی تأمین کرده باشد. دولتها، ملتها و جنبشهای سیاسی همواره کوشیدهاند گذشته را بازسازی کنند، خاطره جمعی را سازمان دهند و از دل آن، هویتی بسازند که بتواند نظم سیاسی موجود را طبیعی، بدیهی و اجتنابناپذیر جلوه دهد.این فهم از تاریخ، ریشه در آثار متفکرانی چون Karl Marx، Antonio Gramsci، Louis Althusser و بعدها Eric Hobsbawm دارد. آنان نشان دادند که تاریخ، گذشتهای خنثی نیست، بلکه به بخشی از سازوکار بازتولید قدرت تبدیل میشود. گرامشی این فرایند را «هژمونی» مینامد؛ یعنی وضعیتی که در آن طبقه یا نیروی مسلط، نه فقط از طریق زور، بلکه از راه فرهنگ، آموزش، رسانه و روایت تاریخی، رضایت اجتماعی تولید میکند.از همین منظر، ملت نیز پدیدهای ازلی و طبیعی نیست. Benedict Anderson در اثر مشهور خود Imagined Communities استدلال میکند که ملت، «اجتماعی خیالی» است؛ نه به این معنا که غیرواقعی باشد، بلکه به این معنا که اعضای آن هرگز اکثریت هممیهنان خود را نخواهند دید، اما از طریق زبان، آموزش، رسانه، تاریخنگاری و نمادهای مشترک، احساس تعلق به یک اجتماع واحد پیدا میکنند. @presagee
