✅در هر عصری عقاید طبقه حاکم، عقاید حاکم هستند؛ به عبارتی طبقه ای که نیروی مادی حاکم در جامعه است، ه…
انتشار: 2026/06/30 14:36 UTC
✅در هر عصری عقاید طبقه حاکم، عقاید حاکم هستند؛ به عبارتی طبقه ای که نیروی مادی حاکم در جامعه است، همزمان نیروی فکری حاكم هم می باشد. طبقه ای که ابزار تولید مادی را در اختیار دارد همزمان کنترل ابزار تولید ذهنی (فکری) را هم در دست دارد. در نتیجه عقاید کسانی را که فاقد ابزار تولید ذهنی هستند، تحت انقیاد خود در می آورند. عقاید حاکم همان نمود ایده آل مناسبات مادی حاکم هستند. مناسبات مادی حاکم جای عقاید را گرفته اند، از این رو این مناسبات باعث حاكم شدن یک طبقه می شوند. نتیجتا همان عقاید استیلای آن طبقه هستند.افرادی که طبقه حاکم را شکل می دهند، در کنار دیگر چیزها دارای آگاهی هستند، پس می اندیشند. از این رو تا جایی که آنها به عنوان یک طبقه حاکمند، کل گستره یک دوره را مشخص می سازند. کاملا بدیهی است که آنها این کار را در محدوده کلی اش انجام میدهند. بنابراین در کنار دیگر امور، به مثابه اندیشمندان و تولیدکنندگان عقاید، حکمرانی و تولید و توزیع عقاید دوره خود را قاعده مند می کنند. در نتیجه عقاید آنها، عقاید حاکم بر آن عصر می شود. في المثل در دوره و در کشوری که قدرت پادشاهی، آریستوکراسی و بورژوازی برای کسب سلطه رقابت می کنند و بنابراین آنجا حکمرانی تقسیم می شود، در این حالت دکترین تفکیک قدرت ها به صورت ایده حاکم در می آید و به مثابه یک «قانونجاودانه» ظاهر می شود. تقسیم کار که پیش از این به آن به عنوان یکی از نیروهای اصلی تاریخ نگاه می کردیم، خود را همچنین در طبقه حاکم به نام تقسیم کار مادی و ذهنی متجلی میکند تا جایی که درون طبقه یک بخش به عنوان متفکران طبقه ظاهر می شوند (ایدئولوژیست های مفهوم ساز و فعالی که ایجاد اوهام طبقه در مورد خودم را منبع اصلی امرار معاش قرار می دهند.) در حالی که دیگران نگرشی منفعل و پذیرا نسبت به این عقاید و اوهام دارند، چراکه آنها در واقع اعضا فعال این طبقه هستند و وقت کمتری برای خیال پردازی و ساختن چنین عقاید و اوهامی در مورد خودشان دارند. این شکاف درون طبقه حاکم حتی ممکن است به تضاد و تخاصم میان این در بخش منجر شود اما در صورت وقوع یک برخورد واقعی که طبقه در خطر بیفتد به طور خود به خود و با طيب خاطر از بین می رود و همچنین این توهم که ایده حاکم، ایده طبقه حاکم نیست و قدرتی جدا از قدرت طبقه اش دارد، محو میشود. وجود افکار انقلابی در یک عصر مشخص پیش فرض وجود یک طبقه انقلابی است.🔰از کتاب "ایدئولوژی آلمانی (۱۸۴۶)" نوشتهٔ کارل مارکس و فردریش انگلس. @presagee
