برگی ازتاریخ «ایوای وطنــم» ✅پِی شغال آمده بودیم شیر را شکار کردیم. @presagee برگی ازتاریخ«ایو…
انتشار: 2026/08/18 11:47 UTCدریافت: 2026/08/20 05:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 05:20 UTC
برگی ازتاریخ «ایوای وطنــم» ✅پِی شغال آمده بودیم شیر را شکار کردیم. @presagee برگی ازتاریخ«ایوای وطنــم»✅پِی شغال آمده بودیم شیر را شکار کردیم. بالاخره حسینفاطمی را گرفتیم!افسر راننده جیپ به سردسته اراذل فدائیان شاه گفت: شعبانخان! تیمسار علوی مقدم( رئیس شهربانی) گفته کار را همینجا تمام کنید نگذارید پای این مرد به دادگاه برسد که آبروی خیلی ها در دادگاه خواهد رفت.شعبان منتظر سایر چاقوکش هایش شد. یکی از آنان ضرب گرفت و شروع به رقص کرد که:ما شاه میخوایم و الله / ما شاه مبخوایم یا اللهعربده شان فضا را پر کرده بود.nدر بزرگ فرمانداری نظامی که باز شد همه خاموش شدند و نگاهشان خیره به در.دکتر فاطمی با چند سرباز مسلح از پله ها پایین آمد. چهره اش بیمار نشان میداد، بدنبال سربازان، خسته حرکت میکرد.سلطنت فاطمی فریاد زد: داداش!دکتر فاطمی چرخی زد، نگاهی به خواهر انداخت و به زور لبخندی...شعبان به سرعت جلو آمد و عربده کشید:«دشمن شاه خونش حلاله»برق چاقوی شعبان که نمایان شد، سلطنت خانم به سرعت دوید و وسط شعبان و برادرش ایستاد.یک لحظه غریو جمعیت خروشانی که ملی شدن نفت را فریاد میکردند به نظرش آمد اما حالا... او بود و شعبان و برادرش و دیگر هیچ!شعبان حیا نکرد. کاردی به ضرب پایین آمد، سلطنت خانم خود را سپر برادر کرد و هر دو بر زمین غلتیدند.ابتدا چاقوی شعبان دست سلطنت را درید و سلطنت خانم فریاد مىکشید: مردم! حسین مرا کشتند...ضربات چاقو به پهلو و کمر و دست سلطنت خانم برخورد کرد. خون فوران زد.تنها دو ضربه چاقو دکتر را زخمی کرد.یکی از افسران گفت: بس است!!شعبان با غضب گفت: زن ندیده بودم از نیش چاقو نترسه!و به سرعت به طرف جیپ بازگشت. بقیه هم دنبال او.دو کارمند وزارت امور خارجه سلطنت خانم را از زمین بلند کردند. یازده ضربه کارد جای جای بدنش را دریده بود.دکترفاطمی هنوز از تنش خون بیرون میزد اما سر را راست نگه داشته بود.وقتی او را به داخل اتومبیل فرمانداری نظامی هُل میدادند سر را برگرداند و به آرامی گفت:«ایوای وطنم....»i🔰 برگرفته از کتاب "رودخانه خروشان عشق t.me/presagee

