آیا مشکل کنونی جهان صرفا کمبود منابع است؟ ✅مسئله اصلی جهان امروز کمبود مطلق منابع نیست؛ مسئله، مناس…
انتشار: 2026/08/20 08:14 UTCدریافت: 2026/08/21 02:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 02:25 UTC
آیا مشکل کنونی جهان صرفا کمبود منابع است؟ ✅مسئله اصلی جهان امروز کمبود مطلق منابع نیست؛ مسئله، مناسبات اجتماعی و طبقاتی حاکم بر تولید، مالکیت و توزیع آنهاست. کره زمین با بحران «فقر منابع» مواجه نیست؛ با بحرانِ تخصیص منابع در نظامی مواجه است که تولید را نه برای رفع نیازهای انسانی، بلکه بر مدار سود و انباشت سرمایه سازمان میدهد. هنگامی که کشورهای پردرآمد تنها حدود ۱۶ درصد جمعیت جهان را در خود جای دادهاند اما بخش بزرگی از مصرف مازاد منابع جهانی را به خود اختصاص میدهند، با یک تصادف آماری مواجه نیستیم؛ این نتیجه تاریخی تقسیم کار نابرابر جهانی، مناسبات امپریالیستی، انباشت سرمایه و انتقال ارزش از پیرامون به مراکز سرمایهداری است. همین منطق را میتوان در مصرف انرژی نیز مشاهده کرد: بخش کوچکی از جمعیت جهان سهمی نامتناسب از انرژی و منابع را مصرف میکند، در حالی که میلیاردها انسان از ابتداییترین امکانات مادی زندگی محروماند. در اینجا مسئله صرفاً «مصرفگرایی افراد ثروتمند» نیست؛ مسئله ساختاری است که ثروت اجتماعی را به مالکیت خصوصی تبدیل میکند و دسترسی به منابع را تابع قدرت خرید میسازد. حتی فاجعه اتلاف غذا نیز از همین منظر معنا پیدا میکند. در جهانی که میلیونها انسان با ناامنی غذایی دستوپنجه نرم میکنند، حجم عظیمی از غذای تولیدشده پیش از آنکه به مصرف انسانی برسد، دور ریخته یا فاسد میشود. این تناقض ظاهری نیست؛ تناقضی درونی در شیوه تولید سرمایهداری است: گرسنگی انسانها میتواند همزمان با مازاد تولید مواد غذایی وجود داشته باشد، زیرا «نیاز انسانی» با «تقاضای مؤثر در بازار» یکی نیست. سرمایه برای انسان تولید نمیکند؛ برای تحقق ارزش و افزایش ارزش تولید میکند. از همین رو ممکن است انبارها مملو از کالا باشد و انسانها گرسنه بمانند؛ ممکن است منابع طبیعی به شکل بیسابقهای استخراج شوند و در همان حال بخش بزرگی از بشریت از دسترسی عادلانه به آنها محروم باشد. بنابراین بحران زیستمحیطی و بحران توزیع منابع را نمیتوان صرفاً با توصیههای اخلاقی درباره «کمتر مصرف کردن» یا «مسئولانهتر رفتار کردن» حل کرد. پرسش بنیادیتر این است: چه کسی مالک منابع است؟ چه کسی بر ابزار تولید و زنجیرههای جهانی تأمین کنترل دارد؟ ارزش تولیدشده توسط چه کسانی ایجاد و توسط چه کسانی تصاحب میشود؟ و چه مناسبات قدرتی تعیین میکند که منابع زمین در خدمت نیازهای اجتماعی قرار گیرند یا در خدمت انباشت سرمایه؟ از منظر مارکسی، مسئله نهایی فقط نابرابری در مصرف نیست؛ مسئله، نابرابری در قدرتِ تعیینِ شیوه تولید و توزیع ثروت اجتماعی است. تا زمانی که تولید اجتماعی باشد اما تصاحب ثروت و تصمیمگیری درباره آن در دست اقلیتی از صاحبان سرمایه متمرکز بماند، تضاد میان وفور مادی و فقر انسانی همچنان بازتولید خواهد شد. زمین فقیر نیست؛ انسانها در جهانی زندگی میکنند که ثروت اجتماعی عظیمی تولید میکند، اما منطق مالکیت و انباشت سرمایه، این ثروت را بهگونهای توزیع میکند که وفور برای اقلیتی به امتیاز و محرومیت برای اکثریت به سرنوشت تبدیل میشود. بنابراین مسئله اساسی بشریت نه صرفاً «کمبود منابع»، بلکه گذار از مناسباتی است که منابع و نیروهای مولد اجتماعی را تابع سود خصوصی میکند، به مناسباتی که تولید و توزیع را بر اساس نیازهای واقعی انسان و ملاحظات زیستمحیطی سازمان دهد.#چشماندازt.me/presagee

