از فخر فروشی آن سلبریتک دوزاری ، سخنان ابلهانه و پر از حسرت ان دوربین به دست داده شده با ان صدای پر…
انتشار: 2026/08/21 10:03 UTCدریافت: 2026/08/21 20:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 20:20 UTC
از فخر فروشی آن سلبریتک دوزاری ، سخنان ابلهانه و پر از حسرت ان دوربین به دست داده شده با ان صدای پر از بلاهت و جزو وززش است که هر آئینه از شدت هیجان تماشای اربابش و آن اتومبیل گران قیمتش دچار استمنائ فکری میشود، آزار دهنده تر است از ان مناسبات غارتگرانه که…✅در کشوری که بیش از دو دهه است زیر شدیدترین تحریمهای اقتصادی فلج کننده جتی تحریم دارو قرار دارد، و در سالهای اخیر فشارهای خارجی و جنگ اقتصادی تشدید شده و پس از نزدیک به یکونیم سال تجاوز ویرانگر اسرائیل و آمریکا، اقتصاد کشور با بحرانهای متعدد ارزی و مالی دستوپنجه نرم میکند؛ اقتصادی که حتی در تأمین برخی هزینههای جاری و پرداخت منظم حقوق و دستمزدها با دشواری مواجه است، یک پرسش ساده اما بنیادی همچنان بیپاسخ مانده است:✔️این حجم از ثروت از کجا میآید و در اختیار چه کسانی قرار دارد؟🔰وقتی یک بازیگر معمپلی بدون هیچ هنر عجیبی، که دستکم در ظاهر جزئی از طبقه اقتصادی ممتاز و صاحبان سرمایه نیست، میتواند بیش از صد میلیارد تومان برای یک خودرو هزینه کند و چنین ثروتی را به مصرف نمایشی برساند، مسئله دیگر صرفاً انتخاب شخصی یا سبک زندگی یک فرد نیست؛ مسئله، ساختار اقتصادی و مناسباتی است که امکان چنین انباشت غارتگرانه و تمرکز ثروتی را در یک سوی جامعه فراهم کرده، در حالی که در سوی دیگر، میلیونها انسان برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی خود، یعنی کتلری مورد نیاز زنده ماندن، گرفتارند.🔰پرسش اصلی این نیست که چرا فلان فرد چنین خودرویی سوار میشود؛ پرسش این است که چه مناسبات اقتصادی و چه سازوکارهای توزیع ثروت، جامعهای ساختهاند که در آن یک نفر میتواند ثروتی معادل صدها سال دستمزد یک کارگر را صرف یک کالای تجملی کند، در حالی که بخش بزرگی از مردم حتی برای مسکن، درمان، آموزش و نان شب در مضیقهاند؟🔰این تضاد را نمیتوان صرفاً به «فقر فرهنگی» یا «زیادهخواهی چند فرد» تقلیل داد. شکاف طبقاتی، پیش از آنکه مسئلهای اخلاقی باشد، یک مسئله اقتصادی ـ سیاسی است؛ محصول مناسباتی که در آن ثروت و قدرت به شکل فزایندهای در دست اقلیتی متمرکز میشود و هزینه بحرانهای اقتصادی، تورم، تحریم و رکود عمدتاً بر دوش طبقات مزدبگیر و فرودست منتقل میگردد.🔰مسئله، دیگر صرف وجود چند خودروی میلیاردی نیست؛ مسئله اقتصاد سیاسیای است که همزمان فقر را در پایین و ثروت نمایشی را در بالا بازتولید میکند.اگر در یک سوی جامعه انسانی برای پرداخت اجاره خانه، خرید گوشت، تأمین دارو یا گذران آخر ماه درمانده است و در سوی دیگر، عدهای صدها میلیارد تومان را برای کالاهای تجملی هزینه میکنند، باید به جای سرزنش فردی، مناسبات تولید، توزیع و انباشت ثروت را به پرسش کشید.🔰هیچ شکاف طبقاتی عظیمی بدون سازوکارهای اقتصادی و سیاسیِ بازتولیدکننده آن به وجود نمیآید.جامعهای که ثروت در آن خصوصی میشود اما هزینه بحرانها اجتماعی، طبیعی است که در نهایت شاهد چنین تصاویر متناقضی باشد: فقر در یک سو و مصرف و انباشت در سوی دیگر؛ کارِ فرساینده برای اکثریت و انباشت ثروت برای اقلیت.پس سؤال نهایی این نیست که «این آقا چرا چنین ماشینی خریده است؟»سؤال ریشه ایی تر این است:چه ساختار اقتصادیای به وجود آمده که چنین تمرکز ثروتی را ممکن کرده و چرا سهم اکثریت از ثروت اجتماعی، روزبهروز کوچکتر و سهم اقلیت از آن، روزبهروز بزرگتر میشود؟تا زمانی که این پرسش به مسئله عمومی جامعه تبدیل نشود، مبارزه با مظاهر تجمل نیز چیزی جز جنگیدن با معلولها نخواهد بود؛ زیرا ریشه مسئله در خودِ مناسباتی است که نابرابری را تولید و سپس به عنوان «طبیعی» و «عادی» بازتولید میکند.#چشماندازt.me/presagee

