✅در قزوین، حدود ۴۰ نفر از افراد عمدتاً بالغ، با یک جوان ۲۲ ساله وارد قراردادی موسوم به «اجاره طلا»…
انتشار: 2026/08/21 17:52 UTCدریافت: 2026/08/21 20:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 20:20 UTC
✅در قزوین، حدود ۴۰ نفر از افراد عمدتاً بالغ، با یک جوان ۲۲ ساله وارد قراردادی موسوم به «اجاره طلا» شدهاند؛ به این معنا که سرمایهای در اختیار او قرار دادهاند و در مقابل، مقرر شده بود ماهانه حدود دو و نیم گرم طلا به عنوان سود دریافت کنند. حاصل این ماجرا اما از دست رفتن نزدیک به ۶۰ میلیارد تومان از سرمایه آنان بوده است.اما آنچه در بخشی از رأی قاضی محترم خطاب به این طلبکاران جلب توجه میکند، بیش از آنکه صرفاً یک استدلال حقوقی باشد، تصویری روشن از منطق حاکم بر این نوع مناسبات اقتصادی است؛ منطقی که در آن «سود» نه حاصل کار، تولید و ارزشآفرینی، بلکه محصول پولسازی از پول، سفتهبازی، دلالی و سوداگری تصور میشود.گویی مسئله فقط این نیست که چرا چنین سرمایهای از دست رفته است؛ پرسش مهمتر این است که چه ذهنیتی انسان را به جایی میرساند که انتظار دریافت سودهای ثابت و قابل توجه، بدون تولید هیچ ارزش واقعی، امری طبیعی و بدیهی به نظر برسد؟وقتی سرمایهدار خرد به جای مشارکت در تولید و پذیرش ریسک واقعی اقتصاد، به دنبال سود تضمینشده و «پولِ پولزا» میرود، مرز میان سرمایهگذاری و سوداگری بهتدریج از میان میرود. در چنین مناسباتی، حرص برای کسب سود بیشتر، خود به محرک اصلی تصمیم اقتصادی تبدیل میشود و در نهایت، همان سودای «پول مفت و بادآورده» میتواند به از دست رفتن اصل سرمایه منتهی شود.طنز تلخ ماجرا اینجاست که همان منطقی که انسان را به طمع سودهای نامتعارف میکشاند، در لحظه زیان، ناگهان فراموش میشود و همهچیز به گردن دیگری میافتد؛ گویی سود، حق مسلم و زیان، حادثهای است که هیچ نسبتی با انتخاب و ریسک خود فرد ندارد.🔰مسئله فقط یک پرونده قضایی یا چند ده میلیارد تومان زیان نیست؛ این ماجرا، در مقیاسی کوچکتر، تصویری از اقتصادی است که در آن دلالی، سوداگری و کسب سود از گردش پول، گاه جذابتر و آسانتر از کار و تولید شده است.#چشماندازt.me/presagee

