#مقالهقدرتِ سیاسی فقرزا؛ نقد و بررسی در پرتو دیدگاه اسلامنویسندگانسیداحمد حبیب نژاد[ دانشیار گروه ح…
انتشار: 2026/07/27 02:54 UTCدریافت: 2026/08/01 00:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:10 UTC
#مقالهقدرتِ سیاسی فقرزا؛ نقد و بررسی در پرتو دیدگاه اسلامنویسندگانسیداحمد حبیب نژاد[ دانشیار گروه حقوق عمومی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران]سید امین ورعی [استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم و دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران]چکیدهیکی از عوامل شکلگیری و تداوم فقر، بهمثابه یکی از مهمترین بحرانهای اجتماعی بشر، « #قدرت_سیاسی» است؛ عاملی که بهصورت مستقیم و غیرمستقیم، هم در ایجاد فقر در جامعه نقش دارد و هم در استمرار و بازتولید آن اثرگذار است. یکی از دلایل اصلی ناکامی بسیاری از کشورهای در حال توسعه در دستیابی به رشد، و در مقابل، گسترش فقر در آنها، سلطه بلندمدت نهادهای سیاسی فاسد، قوانین استعماری و دیکتاتوریهای نظامی است. گاه نیز عملکرد نادرست حکومتها، گسترش صوری دموکراسی پاسخگو و در نتیجه، فقدان دولت شایسته، از علل ریشهای پیدایش فقر به شمار میآید. همچنین برخی مکاتب فلسفی و سیاسی، مانند نازیسم، بهطور غیرمستقیم در تولید و گسترش فقر نقش دارند.در اندیشه اسلامی، نسبت به فقیرسازی مردم از سوی حکومت هشدار داده شده و پیامد آن، تزلزل در دینداری و حتی کفر مردم دانسته شده است. اسلام هرگونه زیانرسانی به اموال مردم و در نتیجه فقیر کردن آنان را منع میکند و بر این نکته تأکید دارد که حکومت نباید در مسیر ایجاد یا استمرار #فقر در جامعه گام بردارد. در متون دینی، اخذ نادرست مالیات، غارت اموال عمومی، ذخیرهسازی ثروت توسط حاکمانِ فاقد امنیت سیاسی، و نیز تمرکز گسترده مالکیت اراضی، از زمینههای پیدایش فقر معرفی شدهاند. از اینرو، در اقتصاد اسلامی بر آبادانی زمین، جلوگیری از نظام زمینداری کلان، و برقراری مناسبات عادلانه اقتصادی تأکید میشود.از منظر اندیشه اسلامی، یکی از مهمترین عوامل پیدایش فقر، سوء مدیریت کارگزاران و سپردن امور کشور و بیتالمال به افراد کمخرد و غیرمتخصص است؛ امری که به اتلاف منابع عمومی و در نهایت، فقیر شدن مردم میانجامد. بر این اساس، فقر در اقتصاد اسلامی پدیدهای طبیعی تلقی نمیشود، بلکه نتیجه #توزیع_ناعادلانه_ثروت و انحراف از روابط عادلانه میان طبقات اجتماعی است.#حقوق_فقرزداییhttps://t.me/povertylaw

