آیا خودکشی فرزند اروین یالوم، نشانهای از محدودیتهای رویکرد سکولار در معنا درمانی است؟درگذشت تلخ ف…
انتشار: 2026/06/30 15:38 UTC
آیا خودکشی فرزند اروین یالوم، نشانهای از محدودیتهای رویکرد سکولار در معنا درمانی است؟درگذشت تلخ فرزند اروین یالوم، یکی از برجستهترین نظریهپردازان رواندرمانی وجودی، بار دیگر این پرسش بنیادین را پیش روی روانشناسان قرار داده است که آیا معنایی که صرفاً بر اراده و انتخاب انسان استوار باشد، در مواجهه با عمیقترین بحرانهای وجودی کفایت میکند؟البته از نظر علمی، هیچکس نمیتواند خودکشی یک فرد را دلیلی بر نادرستی نظریه پدر او بداند. همانگونه که بیماری فرزند یک پزشک، علم پزشکی را باطل نمیکند. بنابراین، استناد به این حادثه برای رد شخصیت یا آثار یالوم، نه منصفانه است و نه علمی.اما این واقعه، یک پرسش نظری بسیار مهم را برجسته میکند. یالوم بر این باور بود که جهان معنای ذاتی و از پیش تعیینشدهای ندارد و انسان باید خود، معنای زندگی خویش را بیافریند. در این نگرش، خداوند، وحی و آخرت، عناصر ضروری برای دستیابی به معنا محسوب نمیشوند. معنای زندگی، محصول انتخاب آزاد انسان است، نه کشف حقیقتی متعالی.از منظر یک درمانگر دینی، نقطه ضعف اساسی این دیدگاه دقیقاً در همینجاست. اگر معنا صرفاً ساخته ذهن انسان باشد، همان انسانی که امروز معنا میآفریند، ممکن است فردا در اثر افسردگی، ناامیدی یا رنج شدید، همان معنا را فرو بریزد. در چنین صورتی، معنا پشتوانهای فراتر از وضعیت روانی فرد ندارد و با تزلزل روان، معنای زندگی نیز ممکن است متزلزل شود.در مقابل، جهانبینی توحیدی، معنا را امری کشفکردنی میداند، نه صرفاً ساختنی. انسان، پیش از آنکه خود برای زندگی معنا بسازد، در جهانی هدفمند آفریده شده است: «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا». ارزش انسان وابسته به احساس او نیست، بلکه ریشه در نسبت او با خداوند دارد. حتی اگر فرد در اوج رنج، هیچ احساسی از معنا نداشته باشد، حقیقت معنا از بین نمیرود؛ زیرا منشأ آن، خداوند است، نه هیجانهای متغیر انسان.از منظر رواندرمانی اسلامی نیز، امید صرفاً یک هیجان مثبت نیست، بلکه نتیجه ایمان به ربوبیت، حکمت الهی، تقدیر، رحمت، توبه، توکل و معاد است. این باورها، شبکهای از منابع معنابخش ایجاد میکنند که در سختترین بحرانها نیز میتوانند از فروپاشی کامل معنای زندگی جلوگیری کنند. در این نگاه، انسان تنها نیست؛ رنج او بیهدف نیست؛ مرگ پایان نیست؛ و هیچ بنبستی مطلق وجود ندارد.بنابراین، حادثه تلخ خودکشی فرزند یالوم را نباید به عنوان «ابطال» رواندرمانی وجودی تلقی کرد؛ اما میتوان آن را فرصتی برای بازاندیشی در این پرسش اساسی دانست که آیا رویکردهای سکولار، که معنا را صرفاً بر دوش انسان میگذارند، در مواجهه با شدیدترین بحرانهای وجودی، از پشتوانه کافی برخوردارند؟ یا آنکه انسان، برای ایستادگی در برابر رنجهای عمیق، به معنایی نیاز دارد که ریشه در حقیقتی فراتر از خود او داشته باشد؟این همان نقطهای است که رواندرمانی اسلامی مدعی است میتواند افق تازهای بگشاید؛ افقی که در آن، سلامت روان تنها محصول اصلاح شناختها نیست، بلکه ثمره اتصال قلب انسان به سرچشمه هستی و معنای مطلق، یعنی خداوند متعال است.


