فرزندان عجب و خودشیفتگی از منظر فردوسیمصطفی ملکیانفردوسی میگوید عجب یا خودشیفتگی، سه فرزند دارد؛١-…
انتشار: 2026/08/19 06:06 UTCدریافت: 2026/08/19 09:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 09:25 UTC
فرزندان عجب و خودشیفتگی از منظر فردوسیمصطفی ملکیانفردوسی میگوید عجب یا خودشیفتگی، سه فرزند دارد؛١- عدم التزام به قاعده زرین اولا عجب یا خودشیفتگی نمیگذارد ما به قاعده زرین التزام عملی داشته باشم. قاعده زرین یا قاعده طلایی به ما میگوید ” آنچه را برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند”. علت این امر آن است که قاعده زرین، موقعی صادق است که ما خود را با دیگران برابر بدانیم. کسی که دارای عجب و خودشیفتگی باشد خود را با دیگران برابر نمیداند بلکه خود را برتر از همه میداند.٢- زیاده خواهی؛دومین اثر و یا فرزند عجب و خود شیفتگی، حرص و آز یا زیاده خواهی است. اگر من خودشیفته نباشم میدانم که من سهمی از عالم دارم و باید به آن قانع باشم و همه چیز را نمیخواهم. کسی که خودشیفته است به سهم خودش از عالم راضی نیست و مدام زیاده خواهی میکند و بر امور دنیوی حرص و آز میورزد. حرص و آز یا زیاده خواهی صرفا در مورد مال و ثروت نیست بلکه متعلقات گوناگونی دارد که هر کس ممکن است به دنبال یک یا چند مورد از آنها باشد. محبوبیت، شهرت، احترام، آبرو، قدرت، ثروت و… همگی متعلق حرص و آز قرار می گیرد. ٣- پاسخگو نبودن و عدم مسئولیت پذیری؛سومین فرزند عجب یا خودشیفتگی، پاسخگو نبودن و عدم مسئولیت پذیری است. وقتی کسی خودشیفته باشد، دیگر حاضر نیست در مقابل هیچ فرد دیگری نسبت به هیچ موضوعی پاسخگو باشد. فرد خودشیفته، خود را برتر از دیگران می داند و به همین دلیل حاضر به پاسخگویی در مقابل دیگران و پذیرفتن مسئولیت رفتار و کردار خودش نیست.وقتی این سه فرزند عجب و خودشیفتگی در انسان به وجود آمد، در بیرون من دیگر قدرت داد و انصاف دادن را ندارم و بیداد و ظلم جای آن را میگیرد. اگر من در درون آزادگی از این مادر و سه فرزند نداشته باشم، در بیرون نمیتوانم ادعای آزادی کنم و رفتار آزادانه داشته باشم بلکه رفتار مستبدانه و با وعده و وعید و تهدید و.. دارم چون میخواهیم که همه بنده و عبد ما باشند.راه رهایی از مادر رذایل اخلاقی یعنی عجب و خودشیفتگی از نظر شاهنامه فردوسی؛ چگونه من از خودشیفتگی رهایی یابم تا خود را برتر از دیگران ندانم؟ برای اینکه ما از امُّ الرذائل یعنی خود شیفتگی و عجب، رهایی یابیم، باید به رایگان بخشی هستی توجه کنیم. یعنی به خود رجوع کنید و بگویید کدام ویژگی مثبت شماست که می توانید به پای خودتان بنویسید یعنی به خاطر زحمات خودتان کسب کرده اید؟ وقتی چنین کاری را انجام دهید ناگاه متوجه میشوید که همه ویژگیها و توانایی ها، را خداوند به انسان داده که فردوسی از آن همواره به نام دادار یاد میکند. و دلیل روشن برای اثبات این مطلب آن است که اگر هر یک از این توانایی را ما خودمان به خودمان میدادیم مسلماً به این حد کفایت نمیکردیم و چندین برابر آن را به خودمان میدادیم. بنابراین هرآنچه به ما داده شده، رایگان بوده و دادار به ما عطا کرده است و چیزی از خود نداریم که بخواهیم به آن بنازیم و خودشیفته باشیم. جهان و هرچه در او هست از آن دادار هستی و خداوند یکتاست.@rasepardeh
