اگر کورکورانه زندگی خود را بر اساس یک کهنالگو پیش ببریم، در واقع ظرف زندگی خویش را در دست نداریم.…
انتشار: 2026/08/07 09:11 UTCدریافت: 2026/08/14 10:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 10:50 UTC
اگر کورکورانه زندگی خود را بر اساس یک کهنالگو پیش ببریم، در واقع ظرف زندگی خویش را در دست نداریم. ما تسخیر شدهایم، و این تسخیرشدگی همچون آهنربایی افراد ناآگاه را در پیرامون ما جذب میکند.بسیاری از مردم، برای نمونه، اگر قرار نباشد به واسطه عشقی همچون عشق شاهزاده چارلز و بانو دایانا به وجد آیند، یا به خاطر آرمانی همچون مادر ترزا زندگی کنند، یا به پای رویایی همچون مارتین لوتر کینگ جان ببازند، زندگی را چرخوفلکی بیمعنا میپندارند. آنان معیار رفتار خود را با سنجش در برابر چهرههایی اندازه میگیرند که حامل فرافکنیهای کهنالگویی عظیمی هستند؛ چهرههایی چون مریلین مونرو، جان اف. کندی و مایکل جکسون. نقاب دیگر نقاب بودن را از دست میدهد. در عوض، به مدد رنگها و جراحی، نقاب به چهره بدل میشود. مواد آرایشی همان هویت، منش یا سرنوشت میگردند. آنان با همسانسازی خود با یک کهنالگو به جای حفظ فاصله و استقلال از آن، زندگی را به تئاتر و خود را به بازیگرانی بر صحنه تبدیل میکنند و بدینسان، طعمه تورم روانی اهریمنی و فرشتهگونه میشوند. آنان بدون داشتن ظرفِ مهارکننده، جهان مقدس و جهان مادی را با یکدیگر اشتباه میگیرند.ما فرزندان فروید و یونگ هستیم؛ و اگرچه پیش از ظهور این دو غول، شاعران و مجنونان دسترسی آزادی به ناخودآگاه خود داشتند، اما اکنون جهان کهنالگو بدون هیچگونه مهارِ آیینی، به بازاری آزاد برای عموم مردم بدل شده است. اگر کورکورانه زندگی خود را بر اساس یک کهنالگو پیش ببریم، در واقع ظرف زندگی خویش را در دست نداریم. ما تسخیر شدهایم، و این تسخیرشدگی همچون آهنربایی افراد ناآگاه را در پیرامون ما جذب میکند. زندگی روزمره به جهانی خطرناک مبدل میشود که در آن توهم و واقعیت میتوانند به شکلی مرگبار با یکدیگر درآمیزند.~ ماریون وودمن، تحلیلگر یونگی، باکره آبستن: فرآیندی در تحول روانشناختی، ص ۲۰📍@ravantahlil | گروه آموزشی روان تحلیل 📚






