باید روشن باشد که یونگ نه از هیچگونه روانباوری (سایکولوجیسم) دفاع میکند و نه حتی از «روانگرایی»…
انتشار: 2026/08/15 13:25 UTCدریافت: 2026/08/18 10:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 10:10 UTC
باید روشن باشد که یونگ نه از هیچگونه روانباوری (سایکولوجیسم) دفاع میکند و نه حتی از «روانگرایی» یا ایدهآلیسم، و او بر این باور است که هم روح و هم ماده، از هستیای مستقل از روان برخوردارند. عدم اعتراف به این حقیقت و فروکاستنِ همهچیز به امور روانی، غایتِ اصلی روانشناسی را بهعنوان یک معرفتشناسی ناکام میگذارد. به همین دلیل است که وقتی برناردو کاستروپ استدلال میکند که کتاب «پاسخی به ایوب» در واقع اعتراف دینیِ یونگ است، و یونگ از دستآویزِ تحلیلِ روانشناختی استفاده میکند تا نوعی مانیفست الهیاتی را پذیرفتنی جلوه دهد، او نکتهی اصلی را از دست داده است (کاستروپ، ۲۰۲۱، صص. ۱۰۴–۱۰۸). یونگ چندانکه کاستروپ القا میکند، نه از آن روست که مدام ادعا میکند صرفاً یک روانشناس است تا مقاصد خود را پنهان سازد یا از اهمیت موضوعاتی که از دریچهی روانشناختی به آنها مینگرد بکاهد، و نه از روی ترسِ منطقی نبودن، گمانهزنیهای مابعدالطبیعی را در گفتوگوی خود با پائولی رد میکند؛ در نهایت این پائولی است که میخواهد ساختارهای نظمبخش را جستوجو کند، و این یونگ است که نسبت به کل این جریان بدبین به نظر میرسد (همان، صص. ۷۹–۸۰؛ مایر، ۲۰۰۱، صص. ۱۲۷–۱۲۸). از منظر یونگ، چنین گمانهزنیهایی نامرتبطند مگر آنکه نخست از روان آغاز شوند. وقتی یونگ میگوید که به «حقایق روانی» پایبند است، از آن رو نیست که بخواهد از پاسخ به این پرسش طفره رود که آیا او واقعاً به وجود خدا، ارواح، بشقابپرندهها یا خودِ جهان مادی باور دارد یا خیر. حقایق روانی همان اموریند که مستقیماً بر روان تأثیر میگذارند، و تنها از رهگذر درکِ تأثیر آنها بر روان است که میتوان خطوطِ برجستهی آنها را تا قلمروهای تاکنون دستنیافتنی ردیابی کرد و دید چه چیزی واقعاً در آنجا حضور دارد.¹⁰ این امر فریبکاریِ یونگ نیست، بلکه دقیقاً غایتِ روانشناسی اوست. در این خصوص، باید سخن او را به گزاف بپذیریم و کاملاً به حرفش اعتماد کنیم.¹⁰ یونگ در سال ۱۹۵۲ در نامهای به سینکلر مینویسد: مشکلِ آدمها این است که «هنوز درگیرِ این پرسشِ احمقانهاند که آیا یک گزارهی مابعدالطبیعی حقیقت دارد یا خیر، یا آیا یک اسطوره به یک واقعیتِ تاریخی ارجاع میدهد یا نه. آنها نمیبینند، و نمیخواهند ببینند که روان چه کارهایی میتواند انجام دهد. اما کلیدِ کار—افسوس—در همینجا نهفته است» (نامهها، جلد ۲، ۱۹۷۵، ص. ۹۷).~ رابرت اچ. لانگان، دکتری تخصصی، یونگ و اسپینوزا: گذر از خویشتنِ متبرک، ص. ۳۶📍@ravantahlil | گروه آموزشی روان تحلیل 📚





