کودک بقاش رو وابسته به والدینش میدونه واسه همین مغزش خشم نسبت به والد و تهدیدی واسه بقاش تلقی میکنه…
انتشار: 2026/07/08 10:01 UTC
کودک بقاش رو وابسته به والدینش میدونه واسه همین مغزش خشم نسبت به والد و تهدیدی واسه بقاش تلقی میکنه، اینکه اگر از والدم خشمگین بشم اون منو طرد میکنه یا دیگه دوستم نداره و این برای روانش مساویه براش با تهدید وجودیتش. و این باعث میشه نتونه خشم رو نسبت به والدش به رسمیت بشناسه، واسه همین تو بزرگسالی خشم و نفرت نسبت به والدمون مساویه با حس گناه، ولی مغز ما تشخیص نمیده تو دیگه بچه نیستی که بدون والدت بقات تهدید نشه، و اینجاست که خشممون رو ممکنه سرکوب کنیم، و به خودمون اجازه تجربه احساسات و نسبت به والدینمون ندیم، چون هنوزم تو ناهشیارمون این باور هست که نفرت از والدم یعنی بد بودن من!و اینجاست که تعارضات ما شکل میگیره، اینجاست که مکانیزمهای ما فعال میشه و بجای نفرت و خشمی که در ناهشیارمونه، وارونه سازیش میکنیم و عشق و بجاش بروز میدیم، چون اون احساس اولیه برامون اضطراب زاست! خشم بهمون فشار میاره و ما مجبور میشیم یه دوست داشتن غیر اصیل رو بیاریم.
