چند دقیقه قبل یه پستی رو خوندم که فکر میکنم برای خیلیها ممکنه جالب و کاربردی باشه. نویسنده از خود…
انتشار: 2026/07/17 22:00 UTC
چند دقیقه قبل یه پستی رو خوندم که فکر میکنم برای خیلیها ممکنه جالب و کاربردی باشه. نویسنده از خودش و بچگیش میگه که یه کودکی به نظر خودش نرمال داشته تا وقتی میره مدرسه و اولین مشکل وقتی براش پیش میاد که به مهمونی دعوت میشه و اونجا میبینه که بلد نیست برقصه. علاوه بر این، به عنوان یه دختر سیاهپوست کسی هم ازش درخواست رقص نمیکرده، مورد توجه قرار نمیگرفته و حس میکرده به جایی تعلق نداره.نویسنده در ۱۲ سالگی تصمیم میگیره راه حل مشکلش، بینقص بودنه و تصمیم میگیره این حس بیارزشی رو اینجوری از بین ببره. کلاس رقص میره، نمرههای عالی میگیره، برای بقیه یه دوست حمایتگر و از خود گذشته بوده و عزت نفسش وقتی پذیرفته میشده یا نمره خوب میگرفته میرفته بالا ولی اگر نتیجه دلخواهش رو نمیگرفته با سر سقوط میکرده.وقتی که بزرگتر میشه و در کالج، استراتژی دیگهای رو دنبال میکنه. برای خودش چندین مشغله درست میکنه، علاوه بر درس خوندن، تدریس میکرده، کارهای داوطلبانه انجام میداده و به قول خودش وقت نفس کشیدن و فکر کردن رو نداشته. بعد برای پر کردن خالی وجودش رو میاره به رابطه ولی اضطرابها و بالا پایینهای انتخاب شدن و پیدا کردن کسی که بتونه دوسش داشته باشه باعث میشه این استراتژی هم موفق نباشه.نویسنده در ادامه توضیح میده که وقتی وارد یه رابطه جدید میشده یا نمره خوب میگرفته موقتا حس ارزشمندی میکرده ولی وقتی به جایی میرسیده که برای خودش به عنوان نقطه ارزش تعیین کرده بوده،حد رو باز بالاتر میبرده. نویسنده که دکترای روانشناسی داره، نهایتاَ به این نتیجه میرسه که دوای این حس کافی نبودن و بیارزشی، خودارزشی بیقید و شرطه که به معنی اینه که تو لیاقت داری که زنده باشی، دوست داشته بشی و بهت اهمیت داده بشه و جای خودت رو داشته باشی. با رسیدن به این باور، افسردگی و اضطراب هم درمان میشه.حالا چه جوری میشه به این خودارزشی بیقید و شرط رسید؟- خودتون رو ببخشید. ما اکثراً از خودمون به خاطر اشتباهات گذشته عصبانی هستیم. اتفاقات گذشته رو بپذیریم، شرایطی که توش اشتباه کردیم، دردی که اون اشتباه برامون داشته و درسی که ازش گرفتیم رو به یاد بیاریم و به خودمون واقعی و با مهر بگیم: من میبخشمت.- خودمون رو قبول کنیم. ما احساس کمارزشی میکنیم چون فکر میکنیم یه مشکلی داریم.روزانه از اطراف پیام میگیریم که باید بدنمون، لباسهامون، شغلمون و شخصیتمون رو عوض کنیم. اگر به جای این، روی چیزهایی که در خودمون دوست داریم تمرکز کنیم و بعد کمکم چیزهای دیگهمون رو هم قبول کنیم، تأیید کردیم که خودمون رو ارزشمند میبینیم.- وقتی زندگی برامون سخت میشه معمولاً رو میاریم به انتقاد کردن از خودمون که باعث بدتر شدن حالمون میشه. در این شرایط ما دلمون میخواد یکی باشه بگه: «میبینم چقدر شرایط برات سخته و اذیتی، من اینجام اگه خواستی.» دفعه بعد که دچار یه مشکل و رنج شدید، اون یه نفر خودتون باشید و به جای سرزنش، به خودتون آرامش بدید.- با آدمهای حامی ارتباط داشته باشید. ما وقتی احساس بیارزشی میکنیم از رابطههامون کناره میگیریم و این جدایی حال بدمون رو تشدید میکنه. آدمهای حامی اطراف میتونن کمک بزرگی برای برگردوندن ما به مسیر درست داشته باشن.مسیر ارزشمندی بیقید و شرط سخته و شجاعت میخواد، خودت رو از شرایطی که برای ارزش خودت تعریف کردی، رها کنی. ولی این مسیر زیباست و ارزش رفتن رو داره ♥️

