کپشن را در ادامه بخوانید:کپشن 👇 👇 👇ناله بر تاریخ ایران در ۴۵ ثانیه با احترام به جایگاه هنری استاد ف…
انتشار: 2026/08/07 17:38 UTCدریافت: 2026/08/16 09:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 09:10 UTC
کپشن را در ادامه بخوانید:کپشن 👇 👇 👇ناله بر تاریخ ایران در ۴۵ ثانیه با احترام به جایگاه هنری استاد فرهاد ناظرزاده کرمانی.رضا ساکی: این دیدگاه خردمندانه نیست. عذرخواهی میکنم جناب استاد، این ایلی خواندن ایرانیان در دوران جدید محصول نگاه آبراهامیان و کاتوزیان است. قطعا که بخش بزرگی از جامعه ایران مانند بسیاری از نقاط جهان، کوچنشین بود اما مگر میشود نقش ایرانیان شهرنشین را در تحولات تاریخی نادیده گرفت و همه مردم را ایلی و قومی خطاب کرد؟میبینید؟ جناب فرهاد ناظرزاده کرمانی، یک تاریخ طولانی را در چند ثانیه خلاصه میکند و نتیجه میگیرد در همه این هزارهها غم بوده است و غم باعث اتحاد!گزاره ایشان همان نگاه استبدادی به تاریخ ایران است: «ایران غمهای بزرگی داشته است.» بله داشتهایم، اما چقدر؟ کشورهای دیگر غم نداشتهاند؟ چرا غم را ویژگی ایرانی میدانیم؟ ایشان دوباره میگوید: «این فجایعی که در تاریخ ایران گذشته است» چرا فاجعه را ذاتی تاریخی ایران میدانیم؟ روسها فاجعه نداشتند؟ روم فرونپاشید؟ آن همه شکست نخوردند؟و آقای ناظرزاده کرمانی، پتک آخر را محکم میزند و میگوید: «این ملت با غم و اندوه بزرگ شده». کاش آقای صحت از ایشان میپرسید، منبع و سندتان برای این گزاره چیست؟ با چه مدرکی میگویید ما با غم و اندوه بزرگ شدهایم؟ بله، وقتی از تاریخ فقط حملههای اسکندر، عربها، مغولها و... را خواندهایم، معلوم است که فکر میکنیم نافمان را با غم بریدهاند. پس شور عاشقانه سعدی از کجاست؟ اصفهانی که فخرالدین اسعد گرگانی در آن «ویسورامین» را سرود، اگر شهر ارواح بود که عاشقانه خلق نمیکرد. کی فرصت میکنیم، ناله بر تاریخ ایران را کنار بگذاریم؟ و کمی هم نقش و هنر و زیبایی را در تاریخمان ببینیم.این طور در ۴۵ ثانیه تاریخ هزاران ساله را با ناله تعریف کردن، ادامه همان راهی است که تا کنون پیمودهایم. هنر هم نمیخواهد. کمی نالیدن میخواهد و آه کشیدن.#نقد_نالیدن_بر_تاریخ_ایران.@resaki