🔹 وقتی احمقهای بیشعور بر سر سفره نشستهانددر مجموعهای از آزمایشهای رفتارشناسی و درک هوش حیوانات،…
انتشار: 2026/07/16 15:38 UTCدریافت: 2026/08/15 00:44 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:44 UTC
🔹 وقتی احمقهای بیشعور بر سر سفره نشستهانددر مجموعهای از آزمایشهای رفتارشناسی و درک هوش حیوانات، یک حیوان که میتواند موش، دلفین یا پرنده ای باشد، در قفسی نگهداری میشود و باید برای رسیدن به پاداش، کاری را که آزمایشگر میخواهد انجام دهد. مثلا باید دستگیره ای را فشار دهد تا دریچهای باز شود و کمی غذا دریافت کند، و برای غذای بیشتر این کار را تکرار کند. حیوانات با هوش دیر یا زود میآموزند که چگونه به غذا برسند. شکل پیچیدهتری از این آزمایشها زمانی است که دستگیره و منبع غذا از هم دور باشند. حیوان باید در سویی از قفس کاری را انجام دهد و پاداش را در سوی دیگر دریافت کند. بدیهی است که کشف این راز به هوش بیشتری نیازمند است.در مجموعه ای از آزمایشهایی که اولین بار در اواخر دهه ی ۷۰ میلادی با خوکها انجام شد*، و بعدها در نظریه بازیها به بازی «جعبهی خوکها» معروف شد، دو خوک همزمان در قفس قرار میگیرند. حال فرض کنید که در طراحی این بازی فاصلهی دستگیره و غذا بسیار زیاد باشد و همچنین فرض کنید که این دو خوک از نظر بهره هوشی با هم متفاوت باشند. خوک باهوشتر پس از مدتی بالاخره درمییابد که راه رسیدن به غذا چگونه است و دسته را فشار میدهد. اما تا وقتی که به منبع غذا میرسد، بخش زیادی از غذا توسط خوک احمق خورده شده است و به او چیز کمی میرسد. هیچ امیدی به خوک احمق نیست، پس مجدداً کل مسیر را میرود تا دستگیره را فشار دهد و باز هم همان داستان. خوک احمق حتی نیاز ندارد که فکر کند که این غذا از کجا میرسد. آنجا مینشیند تا دستی از غیب برایش کمی غذا بریزد. ادامه این داستان از خوک باهوش یک برده میسازد که تمام مدت برای تهیه غذا در تلاش و رفت و آمد از این سو به آن سوی قفس است، و از خوک احمق یک ارباب تنپرور و تنبل.t.me/RezaEjtehadi------------------* Baldwin and Meese (1979)
