یک دهه یادداشتهای هفتگی!۱۲ تیر ۱۴۰۵✍️ رضا منصوریشاید هم بیش از یک دهه و بیش از ۵۰۰ یادداشت و بیش ا…
انتشار: 2026/07/03 07:16 UTCدریافت: 2026/08/15 01:19 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:19 UTC
یک دهه یادداشتهای هفتگی!۱۲ تیر ۱۴۰۵✍️ رضا منصوریشاید هم بیش از یک دهه و بیش از ۵۰۰ یادداشت و بیش از ۲۰۰٬۰۰۰ کلمه که بشود ۲ جلد کتاب. و این علاوه بر مقالهها و کتابهای گذشته و جاری من است. بس نیست؟ مدتی است فکر میکنم چه حرفی دارم که تاکنون نزده باشم. جز تکرار حرفها و ایدهها و نظرهای شخصی خودم در باب علم و سیاستگذاری علم و نیاز روز زبان فارسی. میتوانم موردهایی را پس از حدود پنجاه سال فعالیت جمعبندی کنم.زبان فارسی هر شکی داشتم برطرف شده که تا زبان فارسی را برای بیان مفاهیم نوین آماده نکنیم در بهترین حالت ناقل تفکر جدید خواهیم ماند و به مرحلهء آفرینش فکری نخواهیم رسید. این به معنی نفی زبانی میانجی در جهان نیست. زبان هم در واژه خلاصه نمیشود. بهویژه زبان فارسی که درپذیرش وامواژه بسیار توانا است. شلختگی کنونی کاربران زبان فارسی هم بخشی از شلختگی حاکم بر حکمرانی در ایران است که معلوم نیست کِی پایان یابد. در کمتر زمینهای نشانی از جدیت و وارستگی و آراستگی دیده میشود. شاید علتاش آن است که «رفتن به بهشت» با ظاهری کثیف و شلخته، و زبانی الکن و ناپاکیزه، اشکالی ندارد!سیاستگذاری علم در ایران امری بسیار مهم که فعلا تعطیل است. کوششهایی که خود من در چهل سال گذشته کردم، همراه با بسیاری دیگر، منجر شد به فرایندی از نوع پیشرفت در امتداد خَمِ «اِس»، که در مدیریت بنگاهها رسم است؛ اما حالا، در بالای این خَم، در سکون متمایل به سقوط است. پس نسلی با فکر جدید باید «اِس» جدیدی رقم بزند. حتما این نسل پیدا خواهد شد. بارها نوشتهام که علم در ایران رشد نخواهد کرد مگر در اتصال به بخش دفاعی کشور. پس از آن است که شاید بخش خصوصی میانجی شود برای گسترش آن. شک ندارم نسل جدید به بلوغی خواهد رسید که بیتعارف به این مهم بپردازد. از نهادهای رسمی مانند وزارت عتف و بهداشت انتظاری نمیتوان داشت. کمیسین مجلس و شورای انقلاب فرهنگی بیشتر مانعاند تا مشوق.علم در ایران در محاق است در بهترین شرایط علم مترادف با آموزش عالی گرفته میشود، چه در دانشگاه و چه در بیرون دانشگاه. پس ایران بسیار دردها خواهد کشید تا به بلوغی درخور در درک علم برسد. هرجا دیدید صحبت از نخبگان، صحبت از مرجعیت علمی، و یا صحبت از ارزش برای علم میشود بدانید یا از سر جهل است یا کسی یا نهادی در کمین سوء استفاده. هنوز تا عمق استخوان در توهم ارزش قائل شدن برای علم هستیم. هنوز نمیدانیم معنی آن چیست. هنوز دانشگاههای ما بسیار عقبتر از آن هستند که حرفی جدی در باب علم بتوانند بزنند. جوانههایی دیده میشود اما نهادهای دانشگاهی و سیاسی و فرهنگی ما گولتر از ایناند که عمق فاجعه را دریابند. بعید میدانم زودتر از پنجاه سال دیگر نسلی جدید این حرف را دریابد و توانا شده باشد در نهادینه کردن مفهوم علم مدرن. آنگاه است که امید میرود تعریف دانشگاه و علم و نقش نهادی آن در جامعه معقول شود و کشور و مردم برای آن هزینه کنند.این هم نتیجهگیری کلی من پس از پنجاه سال درگیری در سه زمینهای که عمری علاقه داشتهام و دارم.شاید بعد از این ماهی یکبار- در اولین جمعهء هر ماه- چند کلمهای بنویسم. اما واکنشهای روزمرهام از رویدادها هنوز دلمشغولی من خواهد بود که در جیکستان ایکس خواهم نوشت.