از شوق تماشای شب چشم تو سرشارآیینه به دست آمدهام بر سر بازارهر غنچه به چشم من دلتنگ جز این نیستیاد…
انتشار: 2026/08/08 19:05 UTCدریافت: 2026/08/09 21:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 21:10 UTC
از شوق تماشای شب چشم تو سرشارآیینه به دست آمدهام بر سر بازارهر غنچه به چشم من دلتنگ جز این نیستیادآوری خاطرهی بوسهی دیدارروزی که شکست آینه با گریه چه میگفت؟دیوار به آیینه و آیینه به دیوارکشتم دل خود را که نبینم دگری رایک لحظه عزادارم و یک عمر وفادار! چون رود که مجبور به پیمودن خویش استآزاد و گرفتارم، آزاد و گرفتار...ای موج پر از شور که بر سنگ سرت خوردبرخیز فدای سرت، انگار نه انگار!تا لحظهی بوسیدن او فاصلهای نیستای مرگ، به قدر نفسی دست نگهدارفاضل نظری#شب_و_روزگار_خوش