سخنچینی و غیبت در کلام بزرگان ادب فارسی همواره به عنوان آفتی برای پیوند میان انسانها و عامل ویران…
انتشار: 2026/06/27 08:49 UTC
سخنچینی و غیبت در کلام بزرگان ادب فارسی همواره به عنوان آفتی برای پیوند میان انسانها و عامل ویرانیِ جانِ خودِ گوینده دانسته شده است. در ادامه، نمونههایی از اشعار شیخ سعدی شیرازی و محمد اقبال لاهوری در این باب را برای شما آوردهام:۱. از شیخ سعدی (در نکوهش سخنچینی و گوش دادن به آن)سعدی در گلستان، با زبانی شیوا تأکید میکند که کسی که خبرهای دیگران را برای تو میآورد، بیشک اخبار تو را نیز به دیگران خواهد برد.سخنچینیاش پیشِ تو آورَدکه با دیگرانش همی پَروردکسی کز تو عیبِ کسان پیشِ توبیاوَرَد و گفتوگو پیشِ توزِ نادانیِ خویش و مکرش مَدانکه عیبِ تو پیشِ کسان برَد آن۲. از اقبال لاهوری (در بابِ لزوم حفظِ حریمِ زبان و دوری از غیبت)اقبال لاهوری که نگاهی اصلاحگرایانه و فلسفی به اخلاق دارد، در مثنویها و اشعار خود بر تربیت نفس و پاکیزگیِ «دل و زبان» تأکید ویژهای دارد. او معتقد است که سخنچین نه تنها دیگران را میآزارد، بلکه «سوزِ دل» و صفایِ باطنِ خود را نیز از دست میدهد:زِ گفتارِ بد، کِشتِ جانها مَشوبه پیشِ خسان، بنده و تن مَشوکه حرفِ دگرگون، چو تیرِ قضاببندد به هر دل، رهی از جفااگر خواهی از سوزِ جان بهرهورزِ غیبت زبان را نگاهدار و بَرتحلیل کوتاهنکته مشترک در کلام این دو بزرگوار این است که سخنچینی را بیش از آنکه یک “گناه” در تقابل با دیگران بدانند، یک “رذیلت اخلاقی” میبینند که گوینده را از مقام انسانیت و صداقت دور میکند. سعدی بیشتر بر جنبه اجتماعی و بیاعتمادی (کسی که نزد تو سخنچینی کند، علیه تو هم سخنچینی میکند) تأکید دارد، در حالی که اقبال بیشتر بر آثار معنوی و تخریبِ روح و جانِ خودِ فردِ سخنچین تمرکز میکند.t.me/joinchat/AAAAAEp4SRAI1ZOteve8EA


