یک دقیقه طلایییک عمر, درست زیستنچند روز پیش، در وضوخانهی مسجد محلّه، صحنهای کوتاه اما چشم نواز دی…
انتشار: 2026/06/27 16:42 UTC
یک دقیقه طلایییک عمر, درست زیستنچند روز پیش، در وضوخانهی مسجد محلّه، صحنهای کوتاه اما چشم نواز دیدم. پدری جوان با پسر حدودا چهارسالهاش کنار شیر آب ایستاده بود و با حوصلهای تحسینبرانگیز، وضو گرفتن را قدمبهقدم به او یاد میداد. «آب را کم باز کن، بسمالله بگو، آستینها را بالا بزن، حالا نیت کن...» تمام این آموزش حدود یک دقیقه تمام شد، اما آنچه در نگاه پسرک میدرخشید، عمق تأثیری بود که این لحظه بر دلش میگذاشت. او با دقت تمام، هر حرکت پدر را تکرار میکرد؛ چون برای یک کودک، پدر نه یک معلم، که تمام دنیای اوست. این صحنه به من یادآوری کرد که تربیت دینی و اخلاقی، در دل همین لحظههای ساده و روزمره شکل میگیرد؛ نه در کلاسهای طولانی و پندهای بلندبالا. یک دقیقه حضور پر از مهر، گاهی از صدها ساعت حرف تکراری اثرگذارتر است.بعضیها میگویند: «بچهها خودشان بزرگ میشوند و راهشان را پیدا می کنند» یا «تربیتهای سختگیرانه دیگر برای امروز نیست». اما این حرف، غفلتی بزرگ است. ما انسانها برای آموزش یک حیوان، ماهها تمرین و تکرار را تحمّل میکنیم و از خستگی نمیهراسیم، امّا برای تربیت کودکی که امانتی الهی در دست ماست، کممیآوریم؟ یک حیوان با اجبار و تکرار، حرکتهایی را یاد میگیرد، امّا یک کودک با محبت و الگو، عمیقترین ارزشهای زندگی را در جان خود حک میکند. بچهها نه از روی ترس، که از روی شیفتگی یاد میگیرند؛ آنها رفتار ما را میبینند، نه حرفهای ما را. اگر ما صبور باشیم و در کنارشان باشیم، آنها خودشان راه درست را پیدا میکنند.آن یک دقیقه در وضوخانه در حقیقت ساختار شخصیت بچهای بود که داشت اولین تصویرش را از دین میساخت. وقتی پدر با آرامش و لبخند، تکتک کلمات را ادا میکرد و حرکتهایش را با مهربانی همراه میساخت، در واقع به پسرک میفهماند که دین، شیرینی و لطافت دارد؛ نه خشکی و اجبار. و این، همان نکتهی طلاییست که اگر امروز نادیده بگیریم، فردا دیگران با اهداف خودشان، وقت و حوصلهشان را برای یاد دادن چیزهای زشت به فرزندانمان میگذارند. سیگار، دروغ، بیاحترامی، مشروبات، سرقت یا مواد مخدر ، همهی اینها هم یک نفر را میخواهد که با حوصله، قدمبهقدم، به کودک یاد بدهد. رقابت برای دل بچهها همیشه هست؛ فقط باید دید چه کسی زودتر و مهربانتر وارد این میدان میشود.مخلص سخن ، نباید از همین لحظههای ساده غافل شویم؛ از وضو گرفتن تا سفرهی غذا، از سلام کردن تا برخورد با همسایه. هر دقیقهای که با دل و جان در کنار فرزندمان باشیم، یک سپر محکم برای آیندهی او میسازیم. تربیت، کارِ یکشبه نیست و به زمان و مکان خاصی هم وابسته نیست؛ تربیت، یعنی همان نگاه مهربان، همان رفتار درست، همان صبرِ هرروزه. آن پدر در یک دقیقه، بذر عبادت را در دل پسرک کاشت؛ ما هم میتوانیم با هر کار خوب، هر کلمهی محبتآمیز و هر توجهِ کوچک، باغی از ایمان و اخلاق در وجود فرزندانمان بسازیم. باغی که تا همیشه، میوههایش را برایشان به بار مینشاند و راه زندگیشان را روشن میکند.شفیع صادقی۴۰۵٫۴٫۶t.me/joinchat/AAAAAEp4SRAI1ZOteve8EA