#يُكتب_هذا_في_مكارم_الأخلاقسنة 286هـ، عُرضت قضية أمام القاضي موسى بن إسحاق بمدينة الري. حضرت امرأة…
انتشار: 2026/06/28 03:43 UTC
#يُكتب_هذا_في_مكارم_الأخلاقسنة 286هـ، عُرضت قضية أمام القاضي موسى بن إسحاق بمدينة الري. حضرت امرأة تطالب زوجها بمهرها المؤجل، وقدره خمسمائة دينار، وتولى وكيلها عرض الدعوى أمام القاضي، فذكر أن لموكلته هذا المبلغ في ذمة زوجها.عندئذٍ أنكر الزوج ما ادعته زوجته، فطلب القاضي من وكيل المرأة أن يأتي بالبينة والشهود الذين يثبتون حقها، فأخبره بأنه قد أحضرهم بالفعل.ولما تقدم الشهود للإدلاء بشهادتهم، طلب أحدهم أن يرى المرأة حتى يتأكد من شخصيتها ويشير إليها عند أداء الشهادة، وفق ما تقتضيه إجراءات القضاء. ثم قال الشاهد للمرأة: قومي.فاستغرب الزوج الأمر وسأل: ماذا تريدون أن تفعلوا؟فأجابه وكيل الزوجة: إن الشهود يحتاجون إلى النظر إلى وجه زوجتك وهي كاشفة له، حتى تصح معرفتهم بها وتثبت شهادتهم عند القاضي.وما إن سمع الزوج ذلك حتى غلبت عليه غيرته على زوجته، فقال على الفور: إني أشهد القاضي أن لها عليَّ هذا المهر الذي تدعيه كاملاً، ولا حاجة لأن تكشف عن وجهها أمام الشهود.فلما رأت المرأة ما أبداه زوجها من غيرة وصيانة لها، قابلت ذلك بموقف كريم يدل على الوفاء وحسن العشرة، فقالت: وأنا أشهد القاضي أني قد وهبت له هذا المهر، وأبرأت ذمته منه في الدنيا والآخرة.فأعجب القاضي موسى بن إسحاق بما ظهر من الزوجين من مكارم الأخلاق، ومن الغيرة المحمودة والوفاء وحسن المعاملة بينهما، وقال: «يُكتب هذا في مكارم الأخلاق».📚المصدر:منقول بتصرف عن كتاب «تاريخ بغداد» لـ الخطيب البغدادي، ج15، ص53.#این_در_اخلاق_نیکو_نوشته_میشودسال ۲۸۶ هجری قمری، پروندهای پیش قاضی موسی بن اسحاق در شهر ری مطرح شد. زنی برای مطالبه مهریه معوقه خود به مبلغ پانصد دینار حضور یافت و وکیل او دعوا را پیش قاضی مطرح کرد و گفت که این مبلغ به عهده شوهر موکلش است.در این هنگام شوهر ادعای همسرش را انکار کرد، قاضی از وکیل زن خواست که دلیل و شاهدانی بیاورد که حق او را ثابت کنند، وکیل گفت که آنها را حاضر کرده است.وقتی شاهدان برای شهادت دادن آمدند، یکی از آنها خواست زن را ببیند تا از هویت او مطمئن شود و هنگام دادن شهادت به او اشاره کند، مطابق رویههای قضایی. سپس شاهد به زن گفت: بایست.شوهر از این موضوع تعجب کرد و پرسید: چه میخواهید بکنید؟وکیل زن پاسخ داد: شاهدان نیاز دارند که چهره همسرت را ببینند در حالی که صورتش آشکار است، تا شناخت آنها صحیح باشد و شهادتشان نزد قاضی معتبر باشد.وقتی شوهر این را شنید، حسادتش نسبت به همسرش غالب شد و فوراً گفت: من به قاضی شهادت میدهم که این مهریه که او ادعا میکند کامل به عهده من است و نیازی نیست که او در حضور شاهدان صورتش را آشکار کند.وقتی زن دید که شوهرش چه حسادت و پاسداری از او نشان میدهد، با رفتاری بزرگوارانه که نشاندهنده وفاداری و خوشرفتاری بود پاسخ داد و گفت: من هم به قاضی شهادت میدهم که این مهریه را به او بخشیدهام و در دنیا و آخرت از او بری هستم.قاضی موسی بن اسحاق از اخلاق نیکوی این زوج، از حسادت پسندیده، وفاداری و خوشرفتاری میان آنها شگفتزده شد و گفت: «این در اخلاق نیکو نوشته میشود».📚منبع:منتقل شده با تصرف از کتاب «تاریخ بغداد» اثر خطیب بغدادی، جلد ۱۵، صفحه ۵۳.قابل توجه همه مسلمانان که زنان خودرا آرایش میکنند ودرملأعام قرارمیدهندt.me/joinchat/AAAAAEp4SRAI1ZOteve8EA