موضوع خطبه جمعه روستای قزل عاشق داستان «کعب بن مالک» یکی از تأثیرگذارترین و آموزندهترین داستانهای…
انتشار: 2026/07/18 00:26 UTC
موضوع خطبه جمعه روستای قزل عاشق داستان «کعب بن مالک» یکی از تأثیرگذارترین و آموزندهترین داستانهای صدر اسلام است که در قرآن کریم (سوره توبه، آیات ۱۱۷ و ۱۱۸) نیز به آن اشاره شده است. این داستان روایتگر ماجرای «تخلف» از جنگ تبوک و توبهای است که سرانجام مورد قبول خداوند قرار گرفت.پیشزمینه: جنگ تبوکدر سال نهم هجری، پیامبر اکرم (ص) فرمان حرکت به سوی تبوک (مرزهای روم) را صادر کردند. شرایط بسیار سخت بود: هوا به شدت گرم بود، محصول خرما رسیده بود و مسافت بسیار طولانی بود. اکثر مسلمانان همراهی کردند، اما منافقان و چند نفر از مسلمانان صادق (از جمله کعب بن مالک) در این میان دچار تردید و سستی شدند.ماجرای کعب بن مالککعب بن مالک، که از شاعران خوشسخن و از یاران نزدیک پیامبر بود، درباره این واقعه میگوید:«من در آن زمان از همیشه توانگرتر بودم. هر چه میخواستم آماده کنم، امروز و فردا میکردم تا اینکه سپاه حرکت کرد و من جا ماندم.»وقتی پیامبر (ص) از تبوک بازگشتند، منافقان نزد ایشان آمدند و با دروغ و قسم بهانه آوردند و پیامبر عذرشان را پذیرفت. اما وقتی کعب نزد پیامبر رفت، با صداقت کامل گفت: «ای رسول خدا! به خدا سوگند هیچ عذری ندارم. من در آن زمان در هیچ حالی قویتر و ثروتمندتر از آن موقع نبودم.»مجازات سختپیامبر اکرم (ص) به دلیل صداقت کعب، دستور دادند کسی با او سخن نگوید. این «تحریم اجتماعی» بسیار دشوار بود. کعب میگوید:پنجاه شبانهروز در این وضعیت بودم. همه از من دوری میکردند، حتی نزدیکترین کسانم.زمین با آن همه وسعت بر من تنگ شده بود.حتی پادشاه غسان نامهای برایم فرستاد و مرا به دربار خود دعوت کرد، اما من نامه را در آتش انداختم و فهمیدم این آزمون بزرگ الهی است.توبه و بخشش الهیپس از پنجاه روز، در حالی که کعب دیگر امیدی به غیر از خداوند نداشت، خداوند توبه او و دو تن دیگر (مرارة بن ربیع و هلال بن امیه) که صادقانه به گناه خود اعتراف کرده بودند را پذیرفت.خداوند در سوره توبه میفرماید:«و [خدا توبه] آن سه نفر را که [از شرکت در جنگ] بازمانده بودند [نیز پذیرفت]، تا آنجا که زمین با همه وسعتش بر آنها تنگ شد و جانشان [از اندوه] به تنگ آمده بود و دانستند که هیچ پناهگاهی از [خشم] خدا جز به سوی او نیست؛ پس خدا توبه آنها را پذیرفت تا توبه کنند [و به سوی او بازگردند]؛ که خدا بسیار توبهپذیر و مهربان است.» (آیه ۱۱۸)وقتی خبر قبولی توبه در شهر پیچید، مردم به سوی کعب دویدند تا بشارت دهند. کعب میگوید: «از خوشحالی سجده کردم و نزد پیامبر رفتم. پیامبر در حالی که چهرهاش از شادی میدرخشید، فرمود: “مژده باد تو را به بهترین روزی که از زمان تولدت تا امروز داشتهای.”»درسهای این داستان:۱. صداقت، راه نجات است: کعب میتوانست مانند منافقان دروغ بگوید و عذر بیاورد، اما صداقت او، هرچند به قیمت پنجاه روز انزوا و رنج تمام شد، در نهایت باعث رستگاریاش گردید.۲. اثرات گناه: گناه و نافرمانی، دل انسان و روابط او با جامعه را تیره میکند.۳. امید به رحمت الهی: حتی وقتی انسان احساس میکند زمین برایش تنگ شده، راه بازگشت به سوی خداوند همیشه باز است، به شرطی که توبه خالصانه باشد.t.me/joinchat/AAAAAEp4SRAI1ZOteve8EA