داستان آموزنده 𑁍یکی از علمای بزرگوار، این ماجرای مستند را اینطور تعریف میکند:همانطور که خطیب بغدا…
انتشار: 2026/07/26 08:45 UTC
داستان آموزنده 𑁍یکی از علمای بزرگوار، این ماجرای مستند را اینطور تعریف میکند:همانطور که خطیب بغدادی، ابن البناء و دیگران نقل کردهاند، ابوزرعه رازی، عبیدالله بن عبدالکریم رحمهالله، پایان بسیار نیکویی داشت.او از آن امامانی است که وقتی زندگیاش را میخوانی، بیاختیار دوستش داری؛ مردی باوقار، بردبار و شبیه به امام احمد رحمهالله.نقل کردهاند که محمد بن مسلم بن واره و ابوحاتم رازی وقتی ابوزرعه در آخرین لحظات عمرش بود، بر بالینش حاضر شدند.محمد بن مسلم به ابوحاتم گفت:«بیا شهادتین را به او تلقین کنیم.»ابوحاتم گفت:«از خدا شرم دارم که ابوزرعه را تلقین کنم.»یعنی او مردی بود که تمام زندگیاش را وقف یاری این دین و سنت پیامبر ﷺ کرد؛ در بیابانها سفر میکرد، شب و روز در حرکت بود، روی خاک میخوابید و آسمان را روانداز خود میکرد؛ چقدر در راه دانش، گرسنگی، تشنگی و سختی کشید؟! این مرد تمام عمرش را پای این دین گذاشت، برای همین خجالت میکشم به او تلقین کنم.بعد گفت:«راه دیگری هست. بیایید حدیثِ "هر کس آخرین سخنش «لا إله إلا الله» باشد، وارد بهشت میشود" را با سندش بخوانیم؛ شاید خودش ادامهٔ حدیث را بگوید و در آخر، "لا إله إلا الله" را بر زبان بیاورد.»این کار را هم برای ادای حقِ همراهی و برادری با او انجام میدادند؛ چون کسی که سالها همراه تو در طلب علم بوده، حق بزرگی بر گردنت دارد و دوست داری بر توحید از دنیا برود.پس کنار او نشستند.محمد بن مسلم گفت:«فلانی از فلانی، از فلانی...»اما ادامهٔ حدیث را از یاد برد.ابوحاتم هم شروع کرد:«فلانی از فلانی...»او هم نتوانست ادامه بدهد.ابوزرعه با اشاره گفت:«مرا بنشانید.»اهل حدیث این را از ادب میدانستند که در حال دراز کشیدن حدیث نقل نکنند. هرچه از سنت یاد میگرفتند، خودشان هم به آن عمل میکردند.وقتی او را نشاندند، گفت:«فلانی از فلانی، از فلانی...»و سند حدیث را کامل از حفظ خواند تا به معاذ بن جبل رضیاللهعنه رسید که پیامبر ﷺ فرمود:«هر کس آخرین سخنش "لا إله إلا الله" باشد...»و وقتی به «لا إله إلا الله» رسید، روحش از بدنش جدا شد.این داستان با سند صحیح نقل شده است.خداوند ابوزرعه را رحمت کند.خداوند هرگز تلاش کسی را که عمرش را در راه دین او صرف کرده، ضایع نمیکند.آیا فکر میکنید گفتن «لا إله إلا الله» هنگام مرگ آسان است؟در آن لحظه، گفتن این کلمه از کوه هم سنگینتر است. به بعضی میگویند: «بگو لا إله إلا الله»، اما نمیتوانند بگویند؛ چون در زندگیشان خود را بر بندگی خدا عادت ندادهاند و به این کلمه عمل نکردهاند. پس چگونه در آخرین لحظه آن را بر زبان بیاورند؟ای برادران!هر کاری که انسان زیاد انجام بدهد، کمکم برایش آسان میشود.مثلاً یک کارگر ساختمان هر روز آجر را روی دوشش میگذارد و تا طبقههای بالا میبرد. شاید تو از او قویتر باشی، اما اگر همان آجر را برداری و چند طبقه بالا بروی، شاید نتوانی. او هم از روز اول این توان را نداشت؛ سالها کار کرده تا به آن عادت کرده است.همینطور «لا إله إلا الله».اگر انسان در تمام زندگیاش به آن عمل کند و در همهٔ کارهایش فرمان خدا را مقدم بدارد، این حقیقت در دلش ریشه میگیرد و گفتنش هنگام مرگ هم برایش آسان میشود.اما اگر در زندگی آن را کنار بگذارد و فقط هنگام مرگ بخواهد بر زبانش جاری کند، چگونه موفق خواهد شد؟خداوند فرموده است:﴿إِنَّ اللَّهَ لَا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ﴾ [یونس: ۸۱].ابوزرعه رحمهالله، همانطور که در روایت آمده، در حالی جان داد که آخرین سخنش، هنگام نقل حدیث پیامبر ﷺ، این بود:«t.me/joinchat/AAAAAEp4SRAI1ZOteve8EA