
موسیقی فیلم ادبیات نقاشی و هر آن چه به هنر مربوط است.تماس با ادمین 📣@Soroush_alizadeh60
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 62 نمونه پست · پوشش داده: 2026/07/23 تا 2026/08/13
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 62 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
در ادامه روند گرمایش جهانی و خشکسالی در اروپا با کاهش سطح آب، لاشه یک ناو جنگی آلمان نازی غرقشده در رود دانوب نمایان شد.@roshana6
✅یک مرد ۹۹ ساله ایتالیایی نامههای عاشقانه قدیمی را در یک کشو پیدا کرد که نشان میداد همسرش در دهه ۱۹۴۰ رابطهای خارج از ازدواج داشته است. او درخواست طلاق داد و به این ترتیب پس از ۷۷ سال زندگی مشترک، به عنوان پیرترین زوج تاریخ به طور قانونی از هم جدا شدند.@roshana6
✅طنز؛ ببینید زن چه بلایی سر شوهرش آورده است@roshana6
● عکسی برای آلبوم!کلام عکاس: گنتها بعد از جفتگیری و سال به سال به لانه خود باز میگردند تا بچههای خود را بزرگ کنند.تا وقتی به خانه نرسیده بودم، متوجه نشده بودم که این عکس را ثبت کردهام، اما به محض اینکه آن را دیدم بلند بلند خندیدم! چون آنها مانند والدینی مغرور به نظر میرسند که با نوزادشان عکس میگیرند! شاید برای آلبوم خانوادگی!Photo by: Zoe Ashdown•••@roshana6
● عکسهای سیاه و سفید نمادین و جاودانه از استادان عکاسیبا دیدن این تصاویر سفری بصری را در دنیای فریبنده عکاسی سیاه و سفید آغاز کنید که توسط عکاسان چیره دست خلق شده است. این آثار، خالی از رنگ اما سرشار از نکات ظریف، هنر و بینش بینظیر این استادان عکاس را به نمایش میگذارد.در هر فریم، سایهها و هایلایتها در هماهنگی با یکدیگر میرقصند و بر احساسات خام و ظرافت بیزمان تسخیر شده توسط این استادان تأکید میکنند. فقدان رنگ تمرکز بر فرم، بافت و تعامل نور را افزایش می دهد و چشم اندازی منحصر به فرد ارائه می دهد که از مرزهای زمان فراتر میرود.از پرترههای نمادین گرفته تا مناظر خاطرهانگیز، عکسهای سیاه و سفید این عکاسان چیرهدست به عنوان شاهدی بر قدرت پایدار سادگی و میراث ماندگار مهارت هنری آنها است.🌐 121clicks.com/inspirations/iconic-timeles… #History@roshana6● عکسهای سیاه و سفید نمادین و جاودانه از استادان عکاسیبا دیدن این تصاویر سفری بصری را در دنیای فریبنده عکاسی سیاه و سفید آغاز کنید که توسط عکاسان چیره دست خلق شده است. این آثار، خالی از رنگ اما سرشار از نکات ظریف، هنر و بینش بینظیر این استادان عکاس را به نمایش میگذارد.در هر فریم، سایهها و هایلایتها در هماهنگی با یکدیگر میرقصند و بر احساسات خام و ظرافت بیزمان تسخیر شده توسط این استادان تأکید میکنند. فقدان رنگ تمرکز بر فرم، بافت و تعامل نور را افزایش می دهد و چشم اندازی منحصر به فرد ارائه می دهد که از مرزهای زمان فراتر میرود.از پرترههای نمادین گرفته تا مناظر خاطرهانگیز، عکسهای سیاه و سفید این عکاسان چیرهدست به عنوان شاهدی بر قدرت پایدار سادگی و میراث ماندگار مهارت هنری آنها است.🌐 121clicks.com/inspirations/iconic-timeles… #History@roshana6
✅ویدیویی پربازدید تو شبکههای اجتماعیاینجا یکی از پارکهای تهران است.@roshana6
📷✔️ دردســـرهای عکاسی از نوزادان؛ ویدیویی که بیشتر از ۵۰ میلبون ویو گرفت!👍 لبــــخند شیرینی زد، انگار از عکس راضی بود! @roshana6
چرا کمال را به درد گره می زنیم ؟ اساسی ترین سوال این روزهای هنر فایل صوتی نقد@roshana6
ســــایت «Ornitostogos» که در زمینه تورهای طبیعتگردی و عکاسی حیاتوحش در لیتوانی فعالیت میکند، یک کار جذاب انجام داده: این سازمان با نصب دوربین در لانه پرندگان، زندگی آنها را به صورت زنده برای مخاطبانش پخش میکند!🔹 یــــکی از این دوربینها، صحنهای بسیار نادر و نفسگیر را ثبت کرده؛ یک باز جنگلی جوان به لانهٔ عقاب مارخور حمله کرده و تلاش دارد جوجه عقاب را در غیاب والدینش شکار کند، باز کمتجربه جوجه را گرفته و سعی دارد او را از لانه به بیرون پرتاب کند. اما جوجه با تمام توانش مقاومت میکند و با صدا کردن، مادرش را به کمک فرا میخواند. سرانجام پس از چند دقیقه نبرد خاموش، شکارچی جوان ناامید شده و عقب مینشیند. 🔸 بــــهنظر میرسد این باز جوان، توانایی خود را بیش از حد برآورد کرده و طعمهای را انتخاب کرده که از پس آن برنمیآمد. واقعیت این است که بازهای جنگلی دارای اندازه کوچکی هستند تا در فضای کمِ لابهلای درختان جنگل، قدرت مانور داشته باشند. اما عقاب مارخور که در دشتها شکار میکند، اندازه بزرگتر، و پنجهها و بالهای قدرتمندتری دارد. آدیــــنه نیــــکی داشــــته بــــاشید! @roshana6
روشنا pinned an audio file
.هولرشنونده یک قطعهی زیبا و دلنشینِ کُردی خواهید بود.@roshana6
نخستین زن پیانیست ایرانتصویری از عصمت الدوله، دخترِ ناصرالدینشاه که حاصل ازدواج شاه با دومین زن عقدیاش، تاجالدوله بود. او نخستین زن ایرانی بود که نواختن پیانو را آموخت.🆔 @roshana6
«دوستی یعنی آنچه میبخشی را فراموش کنی و آنچه دریافت میکنی را به خاطر بسپاری.»— الکساندر دوما (Alexandre Dumas)@roshana2
🎼سفر برای وطن👤 محمد نوری ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───♪♫ ما برای پرسیدن نامِ گلی ناشناس؛ چه سفرها کرده ایم!♪♫ چه سفرها کرده ایم…♪♫ ما برای بوسیدنِ خاکِ سرِ قله ها؛ چه خطرها کرده ایم!♪♫ چه خطرها کرده ایم…♪♫ ما برای آن که ایران؛ خانه ی خوبان شود…♪♫ رنجِ دوران برده ایم… رنجِ دوران برده ایم…♪♫ ما برای آن که ایران؛ گوهری تابان شود…♪♫ خونِ دل ها؛ خورده ایم… خونِ دل ها؛ خورده ایم…♪♫ ما برای بوییدنِ بوی گلِ نسترن؛ چه سفرها کرده ایم!♪♫ چه سفرها کرده ایم…♪♫ ما برای نوشیدنِ شورابه های کویر؛ چه خطرها کرده ایم!♪♫ ما برای خواندنِ این قصه عشق به خاک؛ رنجِ دوران برده ایم…♪♫ رنجِ دوران برده ایم…♪♫ ما برای جاودانه ماندنِ این عشقِ پاک؛ خونِ دل ها؛ خورده ایم…♪♫ خونِ دل ها؛ خورده ایم…🆔 @roshana6
ما نسلی بودیم که با تهدید "تا سه میشمارم" چشم میزاشتیمولی انقدر با وجدان بودیم اون وسط یه "دو و نیم" جا میکردیم تا دوستمون بهتر قایم شه.. 🆔 @roshana6
😃✔️ یــــه ایــــدهی هوشــــمندانه و کــــاملا کــــاربردی!📌 ایــــنها نسل جدید درِ بطریها هستن؛ داخل هر کدوم پودر ماچا یا قهوه قرار گرفته و فقط کافیه در جدید رو ببندی تا پودر، داخل نوشیدنی بریزه. بعد هم چند ثانیه تکانش بدید و نوشیدنیتون آمادهست؛ سریع، تمیز و بدون دردسر!#بسته_بندی💡@roshana6
🔴 سرمایه نه فقط از مرزهای اخلاقی، بلکه از مرزهای صرفاً جسمانی روز کار نیز فراتر میرود. زمان لازم برای رشد، تکامل و حفظ سلامت بدن را غصب میکند. | عکسنوشته ۸ چراغ قرمز تازه سبز شده، اما راننده نا ندارد پایش را از روی کلاچ بردارد؛ سالها فشار دادن پدال و کلاچ و ترمز کردن، استخوانها و بافت را در خود کشیده و پای راننده را دچار چنین ورمی کردهاست. این تصویر که برایمان ارسال شده، متعلق به راننده اتوبوسی در تهران است و رنج چندینسالهی رانندگان ماشین سنگین را بازگو میکند؛ رانندگانی که شاید سالها از سن بازنشستگیشان گذشته، رانندگانی که شاید ساعتها بیشتر از محدودهی قانونی هشتساعتهی کار پشت فرمان بنشینند و رانندگانی که شاید با دیسک کمر و مفصلدرد و توصیههای پزشک که «باید استراحت کنی»، باز سر کار میآیند؛ نه از سرِ میل، که برای پر کردن فاصلهی دستمزدِ حداقلی با هزینههای سرسامآور زندگی.نظم سرمایهداری ادعای قانونمندی دارد؛ کار را هشت ساعت تعریف میکند، برای دستمزد حد و حدود و استاندارد تعریف میکند و هزار جور ماده و تبصره در خصوص رفاه و حقوق کارگر به بندهای قانون اضافه میکند. اما در این نظم، قوانینِ روی کاغذ، تنها دیواری کوتاهتر از حقوق نیروی کارند تا نرخ انباشت سرمایه هیچگاه ترک برندارد. وقتی دستمزد کارگر به آخر ماه نمیرسد و تورم هر روز بالاتر میرود، مگر راهی باقی میماند جز بیشتر پشت فرمان نشستن و اضافهکاریِ اجباری، تا جایی که دیگر بدن «هشدار» ندهد، بلکه بهیکباره زمینت بزند؟ آن هم در وضعیتی که بیمه قابل اتکایی برای درمان مناسب وجود ندارد.دادهها نشان میدهند که ۶۹ درصد رانندگان اتوبوس در ایران، دستکم در یکی از اندامهای بدنشان دچار اختلالات اسکلتی-عضلانی هستند؛ ۴۵ درصدشان از ناحیهی کمر آسیب دیدهاند، ۴۲ درصدشان دچار آسیب در گردن هستند، و شانه و مچ دستِ ۱۵ درصدشان درگیر فرسودگی مزمن است. فراتر از استخوانها، ساییدگی به درون جانِ انسان نفوذ میکند: ۴۶ درصد این کارگران از خوابِ کافی محرومند و ارتعاشِ مداومِ جاده، آنها را دچار فشار خون و افزایش ضربان قلب کردهاست.فرسودگی بدن کارگر در نظمی که برای «کسب سود» چیده شده، طبیعی و ناگزیر انگاشته میشود و کسی آن را ایراد نمیداند. سود شرکتها و فرمولهای حملونقل شهری با فرسوده شدنِ تنِ انسانها تنظیم شده است. در این نظم، انسان به ابزاری برای مصرف تقلیل مییابد؛ مثل چرخدنده، مثل پیچ و مهره. برای کارفرمای سرمایهدار، تنِ کارگر فرقی با ماشینآلات ندارد؛ تا زمانی که کارایی دارد از آن کار کشیده میشود، و هنگامی که زیر فشارِ کار فرسوده شد، گویی باید کنار گذاشته شود تا قطعهای تازه جایگزینش گردد.چراغ سبز میشود و پایی که دیگر حس ندارد، به هر ضرب و زوری که هست روی کلاچ فشار میآورد. سیستم تا آخرین قطرهی شیرهی جانِ این تن را مکیده است. فردا که بدن این راننده خالی کند و زمینگیر شود، سیستم دهها جویای کار دیگر را پشت در ذخیره دارد تا دندانهای خونآشامیاش را بر تنشان فرو کند. تا کی قرار است چرخِ این شهر روی استخوانِ آدمها بچرخد و چه کسی این ماشینِ فرسودهکننده را از حرکت بازمیدارد؟ #فرسودگی_بدن@roshana6
بر سنگ گوری تازه نامی هست...دارنده این نام را هرگز ندیدم مناینجا میان سوگواران آشنایانند و خویشانندو مردمانی هم که چون مندارندهٔ این نام را هرگز ندیدند و نمیداننداماهر کس که اینجا هستبا خشم و فریادی گره در مشتمیداند که او را کشت…بر گرد گور تازه جمع سوگواران استدیگر کسی اینجا نمیپرسداین خفته در خاک از کجا و از کدامان است!؟…میدانند او «فرزند ایران» است...#هوشنگ_ابتهاج@roshana6
📷📷📸✔️ خــــود عــــکاس هــــم بــــا ایـــن عــــکس کیــــف کــــرد!📌 «جــــان وگنر / Jan Wegener»، عکاس شناختهشده پرندگان است که پیشترها در اینجا و اینجا دربارهاش نوشتهام، داستان این عکس را از زبان خودش بشنویم:🔸 «کــــبوترهای کاکلدار استرالیایی» در نگاه اول، از پشت منظرهیاب دوربین، کاملاً معمولی به نظر میرسند، اما کافی است بالهایشان را باز کنند.🔹 یــــک چرخش سریع دوربین، چند شاتر پیاپی، و ناگهان آن رنگهای خیرهکنندهٔ بلوطی، برنزی و زمردین پنهان در بالهایشان، خودنمایی میکنند. وقتی این رنگها با آن سوتِ خاصی که هنگام برخاستن از بالزدنشان شنیده میشود همراه شود، یک پرندهٔ معمولیِ حیاط خانه، به موجودی واقعاً شگفتانگیز تبدیل میشود.🔸 دقــــیقاً به همین دلیل است که عاشق عکاسی از پرندگان هستم. گاهی تماشاییترین لحظههای طبیعت فقط در کسری از ثانیه اتفاق میافتند، اما اگر آماده باشید، میتوانید چهرهای از طبیعت را ببینید که بیشتر مردم هرگز متوجه آن نمیشوند. #عکس💡@roshana
تعصب نسبت به فرنگیان نجس در دوره ی قاجاردر یکی از این بازارها شاهد رفتار تعصبآمیز یک دکاندار بودم. آشپز یونانیم که برای ادامه سفرمان مشغول خرید آذوقه بود، به کلهقندهای جلو مغازه دست زد و کاغذ آبیرنگشان را باز کرد تا از خوبی قندها اطمینان حاصل کند. صاحب مغازه خشمگین شد و با عصبانیت از او خواست که تمام کلهقندها را بخرد زیرا در اثر تماس با دستهای او که یک «فرنگی» است، نجس شدهاند و دیگر نمیتوان آنها را به هیچ مسلمان مؤمنی فروخت. بر اثر مشاجرهٔ این دو بعد از مدتی، عدهای کنجکاو جلوی مغازه جمع شدند. خدمتکار یونانیم که به برتری هوشش اطمینان داشت، رفتار غیرمنطقی ایرانیها را به رخشان کشید و گفت: «اگر تماس دست یک فرنگی قندها را کثیف میکند، پس شما اصلاً نباید قند بخورید، زیرا تمام قندهایی که در بازارهایتان به فروش میرسد توسط فرنگیها تولید شده است!» بجای جواب قانعکننده چند مشت به پهلویش زدند. سرانجام موفق به میانجیگری شدم و خدمتکارم را از نوش جان کردن کتکی مفصل نجات دادم. منبع :سفرنامۀ گروته، هوگو گروته، ترجمۀ مجید جلیلوند، ص۹۵🆔 @roshana6
دگر باره باصدای #مهدیه_محمدخانیآهنگساز : استاد #مجید_درخشانیکنسرت گروه ماه _ لندنشعر مولانا@roshana6
قطعه《ای گل》با صدای زنده یاد بانو #مرضیهرهبری ارکستر و تنظیم: #محمد_شمسای گل جلوه این بستان بودیوصلت بر تن عاشق جان بودی@roshana6
نماهنگ نگار سرمستخواننده: دکتر عماد توکلیشاعر، آهنگساز و نوازنده تار: داوود گلپایگانی تنظیم و نوازندگی پیانو: علیرضا شریعتی نوازنده کمانچه : اشکان مرادی ناظر ضبط اثر : استاد داریوش آریان پورتولید نماهنگ: استاد بهروز سبط رسول بازیگران: زویاگلزاری، آناهیتا سلیمانی، ساناز خطیبی و جاهد حبیب زاده تهیه شده در موسسه وزین نمافیلم ایرانیان@roshana6
✔️ عــــظمت بــــیهمتای طـــبیعت!📣 هــــمنشینی شگفتانگیز رنگهای، بافت خیرهکننده ابرها، ساختار قدرتمند و تاریک طوفان و نور عجیبی که انگار از اعماق طوفان میآید، نتیجهاش شده این تصویر ترسناک و آخرالزمانی!🔔 ایــــن صحنه در ۷ ژوئن ۲۰۲۶، نزدیک شهر کوچک لورنزو در ایالت نبراسکا ثبت شده. جالبتر اینکه سال گذشته، دقیقاً در همین تاریخ، طبیعت این نمایش حیرتانگیز را کمی دورتر در نیومکزیکو خلق کرد و این همزمانی در میان مردم محلی باعث بروز شایعاتی درباره منشا فرازمینی آن شده است!دوستان و رفقای عزیز... 👍 آدینه نیکی داشته باشید!@roshana6
📣داســــتان از این قراره که یه عده خیلی معمولی دارن زندگیشون رو میکنن؛ قهوه میخورن، با هم حرف میزنن، قدم میزنن و روزشون رو میگذرونن. اما فقط چند متر اونطرفتر، درون یک تونل شیشهای آدمهایی هستن که توی سرما و شرایط وحشتناک، فقط دارن برای زنده موندن تقلا میکنن.چیــــزی که این ویدیو رو ترسناک میکنه، خود بدبختی یا سختی نیست؛ اینه که رنج آدمها برای بقیه تبدیل شده به بخشی از منظرهی هر روز، انگار دیدنش دیگه عجیب نیست، هیچکس واکنشی نشون نمیده. رنج آدمها تبدیل شده به بخشی از دکور زندگی بقیه و حتی با تماشای اون لذت میبرن ایــــدهی اصلی این ویدیوی کوتاه اینه که گاهی فاصلهی بین دو دنیا فقط چند متره، اما اون چند متر از هر دیوار و مرزی بلندتره. مرز بین کسی که دغدغهش انتخاب طعم قهوهست و کسی که فقط دنبال یه راه برای زنده موندنه دربــــارهی ماجرای این ویدیو، منبع رسمی و قطعی پیدا نکردم اما در فضای مجازی گفته میشه که «The Tubes» در واقع یه ویدیوی مفهومی (Proof of Concept) بوده که سازندهاش اون رو منتشر کرده تا برای ساخت نسخهی بلند فیلم، سرمایهگذار پیدا کنه و ظاهراً خیلی زود هم موفق شده@roshana6
💿حالا چرا 🎙️خواننده: بنان🎵آهنگساز: روح الله خالقی 🎶تنظیم: خالقی🎼دستگاه/مایه: اصفهان /بوسیلیک📝 ترانهسرا: شهریار🆔@roshana6
پنجرههای وجودمونتنی جایی مینویسد که دوستی را نمیتوان با سود، نیاز یا حتی شباهت توضیح داد؛ گویی در هر دوستی راستین، رازی هست که از قلمرو علتها بیرون میماند. شاید به همین دلیل است که هیچ رابطهی اصیلی از نیاز آغاز نمیشود؛ از اعتماد آغاز میشود.اعتماد نیز، پیش از آنکه سپردنِ خویش باشد، گشودنِ پنجرهای از وجود است.گشودن پنجره، فرو ریختن دیوار نیست. خانه، بیدیوار، دیگر خانه نیست. آنچه خانه را خانه نگاه میدارد، مرزهای آن است و آنچه آن را از زندان متمایز میکند، پنجرههای آن.از همین رو، اعتماد نه در نفی مرز، که در انتخاب آگاهانهی پنجرهای است که میتوان آن را به روی دیگری گشود.اما پنجره، تنها هنگامی به دیدار میانجامد که از هر دو سو گشوده شود.اگر تنها یکی از دو خانه روشن باشد و دیگری در تاریکیِ ناشناختگی بماند، آنچه میانشان جریان مییابد، گفتوگو نیست؛ تماشاست. یکی دیده میشود و دیگری میبیند؛ یکی روایت میکند و دیگری تنها میشنود. چنین نسبتی، هر اندازه آکنده از شور و تحسین باشد، هنوز از افقِ دیدار دور است.مارتین بوبر، گفتوگو را نه مبادلهی واژهها، بلکه رویاروییِ دو حضور میدانست؛ لحظهای که «من» و «تو» هر دو، خطرِ شناخته شدن را میپذیرند. شاید از همین روست که هیچ رابطهای با فراوانیِ کلمات ژرف نمیشود. آنچه رابطه را ژرف میکند، شجاعتِ آشکار شدن است.گفتوگو، برخلاف آنچه گاه میپنداریم، حاصلِ رفتوآمد واژهها نیست؛ آمادگیِ شنیدنِ حضوری است که از آنِ ما نیست. هرگاه یکی تنها جهان خویش را بگوید و دیگری تنها پژواک آن جهان شود، زبان از گفتوگو به تکگویی فرو میغلتد. در تکگویی، دیگری مخاطب نیست؛ سکویی است برای پژواک صدای ما. اما در گفتوگو، هر دو، امکانِ دگرگون شدن را با خود به همراه میآورند.از همین رو، آشکار شدن، همیشه سخن گفتن نیست.گاه سکوتِ انسانی که چیزی را پنهان نمیکند، از پرگوییِ انسانی که پیوسته از خود میگریزد، راستگوتر است.رابطه، مسابقهی اعتراف نیست؛ تمرینِ اعتماد است.اعتماد نیز از آنجا آغاز نمیشود که دیگری را بیهیچ شرطی به درون خانهی خویش راه دهیم؛ از آنجا آغاز میشود که هر دو، پنجرهای همارتفاع بگشایند؛ نه برای تصاحب یکدیگر، بلکه برای آنکه نسیم حضور، در هر دو خانه جریان یابد.شاید بزرگترین سوءتفاهمِ عشق همین باشد که گمان میکنیم نزدیکی، حاصلِ کوتاه شدن فاصلههاست؛ حال آنکه بسیاری از فاصلهها، نه با نزدیک شدن، که با گشوده شدن از میان میروند.آدمی، آنگاه به دیگری نزدیک میشود که دیگر ناگزیر نباشد پشت واژهها، تصویرها، نقشها یا آرزوهای خویش پنهان بماند.هر دیدار راستین، دو شجاعت میطلبد: شجاعتِ گشودنِ پنجرهی وجود، و شجاعتِ ایستادن در برابر پنجرهای که از آن سوی نیز گشوده شده است.رابطه، عبور از آستانه نیست؛ گشودنِ پنجرهای است که از آن سوی نیز گشوده باشد. تنها در این صورت است که روشنایی، نه از یک خانه، که از میان دو خانه عبور میکند.#افسانه_نجاتیhttps://t.me/roshana6
سبک زندگی؛ بازآفرینی خویشتن در آینه جهان رضا بهبودیسبک زندگی را معمولاً در انتخاب لباس، خوراک، محل زندگی یا شیوه گذراندن اوقات فراغت خلاصه میکنیم؛ اما حقیقت آن است که سبک زندگی، پیش از آنکه در رفتارهای روزمره ما دیده شود، در نوع نگاه ما به جهان شکل میگیرد. آنچه میاندیشیم، آنچه ارزش میدانیم و شیوهای که با انسانها، طبیعت و خودمان ارتباط برقرار میکنیم، بنیان واقعی سبک زندگی را میسازد.توجه به سبک زندگی، تنها نگریستن به زندگی خودمان نیست؛ بلکه سفری است به جهانهای دیگر؛ سفری برای دیدن تجربههای متفاوت، شنیدن روایتهای گوناگون و آموختن شیوههای دیگری از اندیشیدن، احساس کردن و زیستن. هر فرهنگ، هر سرزمین و هر انسان، روایتی منحصربهفرد از زندگی دارد و هر روایت میتواند دریچهای تازه به فهم عمیقتر انسان و جهان بگشاید.بسیاری از ما، بیآنکه متوجه باشیم، در حصار عادتها زندگی میکنیم. عادتها امنیت میآفرینند، اما گاهی همان امنیت، به زندانی نامرئی تبدیل میشود که ما را از تجربههای تازه بازمیدارد. ترس از ناشناختهها، قضاوت دیگران یا دلبستگی به آنچه همواره انجام دادهایم، سبب میشود فرصت دیدن افقهای تازه را از دست بدهیم. در حالی که گاهی تنها یک انتخاب متفاوت، قدم گذاشتن در مسیری ناآشنا یا تجربهای کوچک، میتواند آغاز تحولی بزرگ باشد.زیباترین بخش این سفر، کشف تفاوتهاست. هنگامی که درمییابیم جهان تنها از دریچه نگاه ما معنا نمیشود، فروتنی جای قطعیت را میگیرد. میفهمیم که هر انسان، حاصل مجموعهای از فرهنگ، تاریخ، خانواده، تجربه، رنج و امید است و به همین دلیل، زندگی را به شیوهای متفاوت معنا میکند. این شناخت، ما را از قضاوتهای شتابزده دور میکند و به سوی احترام، همدلی و مدارا رهنمون میسازد.جامعهای که تفاوتها را میپذیرد، خلاقتر، آرامتر و انسانیتر است؛ زیرا پیشرفت، نه از یکساناندیشی، بلکه از گفتوگوی اندیشههای متفاوت زاده میشود. تفاوت، تهدید نیست؛ سرمایهای است که اگر با ذهنی گشوده به آن بنگریم، میتواند سرچشمه نوآوری، رشد و بلوغ فردی و اجتماعی باشد.تغییر سبک زندگی نیز همیشه حاصل تصمیمهای بزرگ و برنامههای بلندمدت نیست. گاهی یک سفر، یک گفتوگوی صمیمانه، آشنایی با انسانی الهامبخش، تجربه عشقی عمیق، تماشای فیلمی ماندگار، شنیدن قطعهای موسیقی یا خواندن کتابی که در زمان مناسب به دستمان میرسد، میتواند مسیر اندیشه ما را دگرگون کند. بسیاری از بزرگترین تغییرات زندگی، نه با هیاهو، بلکه در سکوت یک لحظه و در روشنایی یک بینش تازه آغاز شدهاند.در نهایت، سبک زندگی مقصدی نیست که روزی به آن برسیم؛ فرآیندی پویا و پیوسته است. هر تجربه، هر شکست، هر آشنایی و هر پرسش، فرصتی است برای بازنگری در خود و ساختن انسانی آگاهتر. شاید ارزشمندترین سبک زندگی، آن باشد که ما را هر روز اندکی مهربانتر، مسئولانهتر، آزاداندیشتر و نزدیکتر به حقیقت وجودمان کند.زیستن، تنها گذر زمان نیست؛ هنرِ انتخاب آگاهانه است. سبک زندگی، در نهایت، داستان انتخابهای ماست؛ انتخابهایی که نهتنها کیفیت زندگی امروزمان را میسازند، بلکه میراثی از اندیشه و انسانیت برای فردای جهان بر جای میگذارند.رضا بهبودی@roshana6
زن ايرانى در قرن نوزدهم در عكسهاى زيادى ديده مى شود، اولين بار است كه بواسطه عكاسی، زن ايرانى از پستو در مقابل چشم ديگران قرار میگيرد. و در همين دوران است كه پارادايم شيفت، بزرگی بين ايرانيان رخ میدهد. در كتاب زنان سيبيلو و مردان بى ريش اثر افسانه نجم آبادى به همين موضوع اشاره شده كه در اين دوران پارادايم شيفت ايرانيان مخصوصا در حوزه عشق از مردان (مخنث, شاهد و ...) به سمت زنان تمايل پيدا میكند. در واقع در آن زمان، زنان در ايران حتی درحد ابژه عشق هم تصور نمیشدند. خواندن كتاب خانم نجم آبادى را از دست ندهيد.عكاس: آنتوان سوريوگين.@roshana6
مهستی با این ترانه، کاری میکنه که آدم دلش بخواد دوباره عاشق بشه؛ یا اگه عاشق بوده، برای چند دقیقه برگرده به همون روزهای قشنگ...🎵 « حرفای قشنگ »ترانه و آهنگ؛ #جهانبخش_پازوکیتنظیم؛ #منوچهر_چشم_آذر🆔 @roshana6
یک روزبر گونهی این مملکتیک بوسهو بالای سرشیک یادداشت میگذارمو میروم:آنچنان زیبا خوابیدهایکه دلم نیامد بیدارت کنم ... عزیز نسین🌱درودها ، صبحتون به مهر و نیکی❤️@roshana6
صدای آلات موسیقی که در دوران باستان استفاده می شدهخیلی جالب بود🆔 @roshana6
💿ترانه: شب رویا🎙️خواننده: پریسا🎵آهنگساز: عباس خوشدل🎼دستگاه/مایه: دشتی📜ترانه سُرا: لعبت والا📻نوای گلها@roshana6ساز و آواز در گوشه یِ عراق از دستگاهِ ماهورآوازِ استاد مرضیهویولنِ استاد همایون خرّمتنبک استاد جهانگیر ملکتار استاد لطف الله مجدغزل آواز از توحیدِ شیرازی🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼t.me/roshana6
روشنا pinned an audio file
🔴ما با خواندن چند جمله از یک کتاب یا چند دیالوگ از یک فیلم نه با سواد خواهیم شد و نه در ديدگاه و سبک زندگیمان تغییری ايجاد می شوددانش حقیقی از مطالعه ، تحقیق و چالش ذهنی حاصل می شود . @roshana6❌کانال روشنا یکی از کانالهای ارزشمند فضای مجازی است کهبه مسائل انسان و پیچیدگیهای اجتماع انسانی می پردازد🔻همچنین می توانید برترین ها و زیباترین موسیقی های بيکلام جهان را گوش کنید و مروری بر نقاشی ها و عکس های مطرح جهان داشته باشید.🔴با حمایت از کانالهای ارزشمند فضای مجازی را شایسته حضور مان کنیم.کانال روشنا را به دوستان تان معرفی نمایید.💖💖💖با احترام محمودرضا فتاحی سروش علیزاده@soroush_alizade@Fatahiphotographerبر روی لینک آبی رنگ بزنید.👇👇👇👇👇روشناکانال فرهنگی،هنری و اجتماعیt.me/roshana6
⚠️ هشدار پیامهایی مانند «عکسهای قدیمیات را پیدا کردم» میتواند حساب بانکیتان را خالی کند!پیامی از طرف یک دوست یا عضو خانواده دریافت میکنید: «چند عکس قدیمیات را پیدا کردم» یا «این عکس یادگاری را با هوش مصنوعی ساختم.» همراه پیام نیز یک لینک یا فایل قرار دارد. ظاهر ماجرا صمیمی و کنجکاویبرانگیز است، اما ممکن است پشت آن یک حمله فیشینگ یا بدافزار مخفی شده باشد.◾️کلاهبرداران معمولاً از عبارتهایی مانند این استفاده میکنند:⚫️ «عکسهای قدیمیات را پیدا کردم»⚫️ «چند عکس یادگاری با هم داشتیم»⚫️ «این تصویر قدیمی را ببین»⚫️ «عکست را با هوش مصنوعی ساختم»⚫️ «این واقعاً خودت هستی؟»هدف این پیامها وادار کردن شما به باز کردن لینک، دانلود فایل یا نصب یک برنامه جعلی است. در گوشیهای اندرویدی، فایل آلوده ممکن است با پسوند APK ارسال شود یا خود را بهعنوان برنامه نمایش عکس، آلبوم خصوصی یا ابزار هوش مصنوعی معرفی کند.◾️پس از نصب برنامه و دادن مجوزهایی مانند دسترسی به پیامکها، اعلانها، مخاطبان یا قابلیت Accessibility، مهاجم ممکن است بتواند:❌ پیامکها و اعلانهای بانکی را مشاهده کند❌ رمزهای یکبارمصرف را به دست آورد❌ اطلاعات کارت و حساب بانکی را سرقت کند❌ کنترل حسابهای پیامرسان و شبکههای اجتماعی را در اختیار بگیرد❌ پیام مشابهی را از طرف شما برای مخاطبانتان بفرستد❌ اطلاعات شخصی، تصاویر و فهرست مخاطبان را جمعآوری کندحتی اگر پیام از حساب یک فرد آشنا ارسال شده است، فوراً به آن اعتماد نکنید. احتمال دارد حساب آن شخص هک شده یا گوشی او به بدافزار آلوده شده باشد. پیش از باز کردن فایل یا لینک، از راه دیگری مانند تماس تلفنی با فرستنده، صحت پیام را بررسی کنید.◾️برای گرفتار نشدن در دام این نوع حملات کلاهبرداری و سایبری:✅ روی لینکهای مشکوک و کوتاهشده کلیک نکنید.✅ فایل APK دریافتشده در پیامرسانها را نصب نکنید.✅ برنامهها را فقط از فروشگاههای رسمی و وبسایت سازنده دریافت کنید.✅ به برنامههای ناشناس اجازه دسترسی به پیامکها، اعلانها و Accessibility ندهید.✅ ورود دومرحلهای را برای پیامرسانها، ایمیل و حسابهای مهم فعال کنید.✅ رمز بانکی، رمز پویا و کد تأیید را در اختیار هیچ فرد یا برنامهای قرار ندهید.✅ قابلیت نصب برنامه از منابع ناشناس را در تنظیمات گوشی غیرفعال نگه دارید.◾️اگر فایل را نصب کردهاید یا مجوزهای حساسی دادهاید:✔ فوراً اینترنت گوشی را قطع و دستگاه را روی حالت پرواز قرار دهید.✔ با استفاده از یک دستگاه سالم، رمز ایمیل، پیامرسانها و حسابهای مهم خود را تغییر دهید.✔ نشستها و دستگاههای ناشناس متصل به حسابها را خارج کنید.✔ با بانک تماس بگیرید و در صورت مشاهده تراکنش مشکوک، کارت یا خدمات بانکی را مسدود کنید.✔ برنامه مشکوک و مجوزهای آن را بررسی کنید؛ اگر از پاکشدن کامل بدافزار مطمئن نیستید، از متخصص کمک بگیرید.⏺️توجه داشته باشید که صرف باز کردن هر لینکی لزوما حساب بانکی را خالی نمیکند؛ خطر اصلی زمانی افزایش مییابد که اطلاعات خود را در صفحه جعلی وارد کنید، فایل آلوده نصب کنید یا مجوزهای حساس بدهید. یک پیام خاطرهانگیز میتواند فقط پوششی برای سرقت اطلاعات و دارایی شما باشد؛ کنجکاوی را به اعتماد تبدیل نکنید.✍ Beshkan
#علی_اصغر_هنرجو[ ۱۶ دی ۱۳۱۶ - ۳ مرداد ۱۳۸۰ ]@roshana6
گردش زمانه آهنگ: #علی_اصغر_هنرجو شعر: #کریم_فکورتاریخ اجرا: سال ۱۳۴۴آهنگ در #دشتی🟢سوم مردادماه، سالروز درگذشت علیاصغر هنرجو، آهنگساز و نوازنده ویولن؛ ایشان حداقل هفت اثر مشترک با دلکَش دارد.@roshana6ای خدای مهربانبه لبم رسیده جان این گردش زمانهیکدم نشد به کاممزین دل پرآرزوسخنی مگو مگو همچون شراب گُلگونخون میکند به جاممهر دم حدیث یاریاز این و آن شنیدم دردا به هر که دل سپردمیاری از او ندیدم رود از بر من طبیب دردم دل من ز بلا رها نکرده نکنم گلهای به کس که او هم چو جهان به کسی وفا نکردهگویی چه داردآنکس که در دل عشق و وفا نداردوآنکس که جز این روی و ریا نداردوآن دل که راهی سوی خدا ندارد@roshana6
🎥 فعال شدن آبفشان چابهار در فصل مونسون🔸 آبفشان چابهار با وزش بادهای موسمی اقیانوس هند و بالا آمدن سطح آب دریا، حدود سه ماه فعال میشود و از نیمه شهریور دیگر این جاذبه طبیعی قابل مشاهده نیست.@roshana6
سلام بر کسانی که روزگاربرآنها سخت گرفت ؛امّاآنها بر هیچکس سخت نگرفتند...نزا_قبانیدرودها ، صبح آدینه به مهر و نیکی@roshana2
فیلم مستند کوتاه با عنوان "آرایشگاه آفتاب" ساختهی "ناصر_تقوایی"تهیه شده در تلویزیون ملی ایران و محصول سال 1346، این فیلم دهدقیقهای سیاهوسفید و کوتاه به سلمانیهای دورهگرد و مشتریانشان میپردازد و از دل این موضوعِ ساده، تصویری گزنده و واقعی از فقر و زندگی طبقات فرودست شهری در نیمهی دوم دههی 40 نیز ارائه میدهد. ناصر تقوایی در این اثر نیز با همان نگاه دقیق و مشاهدهگرِ همیشگیاش فضایی مستند و بیواسطه از حاشیهی شهر و مردمانش میسازد، اثری که یکی از تأملبرانگیزترین مستندهای اجتماعی سینمای مستند ایران در آن دوره به شمار میرود.#مستند@roshana2
سخنرانی احمد شاملو در سال ۱۳۵۵ در آمریکا، زمانی که ساواک اجازه هیج گونه فعالیتی را به وی نداد، و به اجبار، ایران را ترک کرد:با شما، آزادگان آمریکا#احمد_شاملو«من کشوری را ترک گفتهام که بر آن مُشتی گردنهگیر مسلح حکومت میکنند؛ کسانی از شریفترین مردمِ را شبانه در سیاهچالهای قرون وسطایی زیر شکنجه به قتل میرسانند و جنازههایشان را از داخل هلیکوپترهای نظامی به اعماق نمکزارهای جنوب تهران پرتاب میکنند؛ و آفتاب سوزان آن، کموبیش هر بامداد، بر جنازههای خونآلود جوانانی بوسه میزند که لحظاتی پیش در برابر جوخهی اعدام آخرین سرود سربلندیشان را خواندهاند: سوگواران دراز گیسو بر دو جانب رودیادآورد کدام خاطره رابا قصیدهی نفسگیر غوکان تعزیتی میکنندبه هنگامیکه هر سپیدهبه صدای همآواز دوازده گلولهسوراخ میشود؟من کشوری را ترک گفتهام که رژیم آن، خفقان عمومی و امحاء فرهنگ و هنر و تصفیهی آزادیخواهان را اساسیترین صنعت کشورداری میشناسد.»@roshana2
دوم مرداد، تنها سالروز خاموشی یک شاعر نیست؛ روز یادآوری صدایی است که شعر را از پناهگاه واژگان بیرون کشید و به متن رنج، امید و مقاومت انسان پرتاب کرد. احمد شاملو از آن دست شاعرانی نبود که جهان را صرفاً توصیف کنند؛ او میکوشید جهان را از خلال زبان، علیه سلطه و تحقیر انسان به محاکمه بکشاند. در شعر او، کلمه نه زینت ادبی، بلکه سلاحی برای ایستادن در برابر فراموشی بود.شاملو دریافت که بزرگترین فاجعه، مرگ انسان نیست؛ عادی شدن ستم است. از همین رو، تمام دستگاه شعری او بر دفاع از کرامت انسان، آزادی و نفی هر آن چیزی استوار شد که آدمی را به شیء، ابزار یا برده بدل میکند. او شاعری بود که در تاریکترین سالهای اختناق، امید را نه در خوشبینی سادهلوحانه، بلکه در مقاومت انسان جستوجو میکرد.شاملو به زحمتکشان، به انسانهای گمنامی که تاریخ رسمی نامشان را حذف میکند، شأنی تاریخی بخشید. او میدانست که تاریخ را تنها فاتحان نمینویسند؛ گاه یک کارگر خاموش، یک زندانی، یک مادر داغدار یا یک انسان فرودست، حقیقتی را در سینه دارد که از هزاران کتاب ماندگارتر است. از همین رو، شعر او ستایش انسانِ ایستاده بود؛ انسانی که حتی اگر شکست بخورد، شکستش از پیروزی ستمگران شریفتر است.فلسفه نهفته در شعر شاملو، یادآور این حقیقت است که آزادی موهبتی آسمانی نیست؛ محصول مبارزهای پایانناپذیر علیه هر شکلی از سلطه است. انسانی که از آزادی دست میشوید، پیش از آنکه زنجیر بر دست و پایش بنشیند، در اندیشهاش اسیر شده است. شاملو میخواست این زنجیر را نخست از زبان و آگاهی بگسلد.سالها از خاموشی جسم او گذشته است، اما شاعرانی که حقیقت را به قدرت نمیفروشند، هرگز نمیمیرند. آنان در حافظه تاریخی مردمان به حیات خود ادامه میدهند؛ زیرا شعر راستین، نه بر کاغذ، که در وجدان انسان نوشته میشود.یاد احمد شاملو، شاعر آزادی، کرامت انسان و صدای زحمتکشان، گرامی باد.@roshana2
برون شو ای غم از سینه که لطف یار میآیدتو هم ای دل ز من گم شو که آن دلدار میآیدنگویم یار را شادی که از شادی گذشتست اومرا از فرط عشق او ز شادی عار میآید...#مولانادکلمه #احمد_شاملو@roshana2
🔸️پرده آخر 🔸️سال: 1369🔸️کارگردان: واروژ کریممسیحی🔸️کیفیت: 720P✍️🏻تاج الملوک (نیکو خردمند) و کامران میرزا (داریوش ارجمند)، تنها بازماندگان دودمان رفیع الملک، برای تصاحب مجدد خانه موروثی خانواده که پس از غرق شدن برادرشان حسام میرزا در رودخانه به همسرش فروغ الزمان (فریماه فرجامی) به ارث رسیده، دست به توطئه می زنند...2@roshana6
🔸️پرده آخر 🔸️سال: 1369🔸️کارگردان: واروژ کریممسیحی🔸️کیفیت: 720P✍️🏻تاج الملوک (نیکو خردمند) و کامران میرزا (داریوش ارجمند)، تنها بازماندگان دودمان رفیع الملک، برای تصاحب مجدد خانه موروثی خانواده که پس از غرق شدن برادرشان حسام میرزا در رودخانه به همسرش فروغ الزمان (فریماه فرجامی) به ارث رسیده، دست به توطئه می زنند...1@roshana6
🔸️پرده آخر 🔸️سال: ۱۳۶۹🔸️کارگردان: واروژ کریممسیحی@roshana6
اولین عزاداری بشر؛ غمی که تمام تاریخ را لرزاند!وقتی اولین اشکها ریخته شدند...✍️🏻تابلوی نخستین سوگواری (The First Mourning) اثر ویلیام-آدولف بوگرو داستان اولین سوگواری تاریخ بشر را نشان میدهد. آدم و حوا، نشسته بر زمین، در سوگ پسرشان هابیل که توسط برادرش قابیل کشته شده، فرو رفتهاند. تصویری که عمق درد و اندوه را در چهرههایشان فریاد میزند.✍️🏻بوگرو، با هنرش، لحظهای از نابترین احساسات انسانی را به تصویر کشیده؛ غمی که نه تنها شخصی، بلکه جهانی است. هابیل، اولین قربانی حسادت و خشونت، نمادی از آغاز دردی است که هنوز هم در زندگی بشر ادامه دارد.✍️🏻رنگهای ملایم و حالت بدن آدم و حوا، غمی ساکت اما سنگین را نشان میدهد. این تابلو فقط یک نقاشی نیست؛ بلکه روایتی است از آنچه انسان از آغاز با خود حمل کرده: عشق، خشونت و از دست دادن.🖼The First Mourning, William-Adolphe Bouguereau, 1888, National Museum of Fine Arts (Buenos Aires)@roshana6
🐁 موش!🎨 بخشی از نقاشی «باغ لذات دنیوی»🖌 اثری از هیرونیموس بوش📆 مربوط به سالهای میان 1490 تا 1505📍 در موزه دل پرادو در مادرید@roshana6
🐁 موش و پنیر؛ 1824🎨 اثری از جان کانستبل📍 در موزه بریتانیا در لندن@roshana6
🎶 آواز عاشقانه؛ 1942🎨 اثری از پابلو پیکاسو📍 در مرکز هنری پومپیدو در پاریس@roshana6
عکسی از انتقال اشیای تاریخی موزه ملی ایران به مخازن امن در زمان جنگ عراق و ایران@roshana6
با عرض ادب و احترامخدمت همه عزیزان حاضر در این کانال و همچنین دوست و رفیق نازنین م سروش جان و سایر مدیران این تالار دوستداشتنی، خوشحالم پس از چند سال دوری از کانال خودم مجدد بازگشتم تا از تالار تجربه آموزی کنم و آنچه را که به نظر حقیر مفید فایده باشد و باعث دریافت های کیفی و اندیشه ورزی گردد، با کسب اجازه از مدیران و سروش جان تقدیم کنمسرفراز و پیروزبا آرزوی صلح و دوستی، رفاه، امنیت 🌹🌹🌹🌹🌹
شیرمحمد اسپندار، از مهمترین چهرههای موسیقی بلوچستان شامگاه چهارشنبه 31 تیر درگذشت. ساز اصلی او «دونلی» بود. اگرچه آثارش بهطور ضروری روایت کلامی مستقیمی نداشت، اما قطعاتش شامل شادی، سوگ، جنگ و حماسه، عشق، آیین و مذهب بود. موضوعاتی که بخش مهمی از موسیقی بلوچی است.«نل» نوعی نی بلوچی است و «دونلی» از نواختن همزمان دو نل تشکیل میشود.اسپندار در شهر بمپور استان سیستان و بلوچستان متولد شده بود و در خرداد 1402 بهدلیل «درمان دیرهنگام» بینایی خود را از دست داد.
با عرض ادب و احترامخدمت همه عزیزان حاضر در این کانال و همچنین دوست و رفیق نازنین م سروش جان و سایر مدیران این تالار دوستداشتنی، خوشحالم پس از چند سال دوری از کانال خودم مجدد بازگشتم تا از تالار تجربه آموزی کنم و آنچه را که به نظر حقیر مفید فایده باشد و باعث دریافت های کیفی و اندیشه ورزی گردد، با کسب اجازه از مدیران و سروش جان تقدیم کنمسرفراز و پیروزبا آرزوی صلح و دوستی، رفاه، امنیت 🌹🌹🌹🌹🌹
اگر داستان خوب بنویسی، هرگز نخواهی مُرد!شاید «ارنست همینگوی» را بیشتر با تفنگ شکار و چهره عبوسش بشناسیم اما نامههای از او که در اواسط دهه ۱۹۳۰ نوشته شدند، نشان میدهند که پشت آن پوسته خشن، معلمی دلسوز، سخاوتمند و حتی شوخطبع پنهان بود که برای نجات استعدادهای جوان، وقت میگذاشت و از رازهای نویسندگیاش میگفت. در سالروز تولد این نویسنده نامدار، نگاهی به چهره کمترشناختهشده او داریم.به گزارش ایسنا، ۲۱ جولای ۱۸۹۹، روزی است که «ارنست همینگوی» متولد شد؛ نویسندهای که با آثاری ماندگار همچون «پیرمرد و دریا» و «وداع با اسلحه»، نثر ادبیات جهان را تکان داد و جایزه نوبل ادبیات را به خود اختصاص داد. او در اواسط دهه ۱۹۳۰، با صراحت و شوخطبعی، نویسندگان جویای نام را تشویق میکرد. «همینگوی» با علاقه به شکار حیوانات بزرگ و عشق به گاوبازی، تصویری مردانه از خود ساخته بود، اما در پشت این چهره، جنبهای سخاوتمند و تأملبرانگیز پنهان بود که در نامههای به جای مانده از او آشکار میشود. به بهانه سالروز تولد این نویسنده، به سراغ نامههای به جای مانده از او میرویم.مکاتبات «همینگوی» در دههای که با «وداع با اسلحه»، رمان جنگی سال ۱۹۲۹ پرآوازه شد، نشان میدهد که او بارها به رماننویسان جوان جویای نام، توصیه،تشویق و همچنین بینشهایی درباره حرفه خود ارائه کرده است.«همینگوی» در نامهای متعلق به سال ۱۹۳۴ میلادی، نوشت: «راز واقعی نوشتن یک رمان این است که همیشه در دل کُنِش داستانت بمانی، درست مثل یک اسب! نگذار آن اسب از کنترلت خارج شود؛ چراکه وقتی قرار است تا ابد با آن مسابقه بدهی، نباید بگذاری فرار کند و همیشه در نقطهای جالب دست از نوشتن بکش، زمانی که هنوز میدانی قرار است چه اتفاقی بیفتد... آن وقت میتوانی روز بعد و روزهای بعد از همانجا ادامه بدهی. هیچوقت در آن فورانهای ناگهانی خودت را کاملا تخلیه نکن... هر روز یا هر دو روز مقدار مشخصی بنویس و همیشه وقتی کار را متوقف کن که داستان جذاب است و نوشتنت خوب پیش میرود.»این نویسنده در عین ستایش دستاوردها، در نقدش نیز بهشدت صریح بود: «فکر میکنم ترجیح میدهی کاملا رک و صادق باشم، پس همینطور خواهم بود؛ با این روش نمیتوانی رمان بنویسی.»گیرنده این نامه، «آرنولد گینگریج» بود که میخواست به یک رماننویسی شناختهشده تبدیل شود. او در آن زمان ویراستاری جوان و در حال پیشرفت بود که در سال ۱۹۳۳ میلادی مجله «Esquire» را راهاندازی کرده بود و «همینگوی» نیز مطالبی درباره ماجراجوییهای شکار و ماهیگیریاش را برای آن مینوشت.«همینگوی» همچنین در سال ۱۹۳۶ میلادی به نویسندهای تازهکار و ناشناس به نام «جوزف هاپکینز» نوشت: «گوش کن. اگر بمیری، مُردهای و اگر بتوانی چند داستان خوبِ دیگر بنویسی، هرگز نخواهی مرد! تو بهاندازهای استعداد داری که من وقت بگذارم و سعی کنم کارهایت را به چاپ برسانم.»او یکی از داستانهای «هاپکینز» را به «گینگریچ» پیشنهاد کرد و «گینگریچ» نیز آن را منتشر کرد.وقتی که کتاب «گینگریچ» با عنوان ««Cast Down the Laurel»» سرانجام منتشر شد، «همینگوی» در سال ۱۹۳۵ درباره استقبال فوقالعاده مطبوعات از آن برایش نوشت: «هیچ شکی نیست که حالا آدم مهمی شدهای و از نظر ادبی اهمیت پیدا کردهای. این چه حسی دارد؟ اما بهخاطر خدا نگذار نقدها ذرهای برایت اهمیت پیدا کنند، اگر نه ممکن است دو سال یا حتی تا همیشه طول بکشد تا از تأثیرشان رها شوی. کتاب همان کتابی است که وقتی تمامش کردی بود و از همان نقطه است که باید به نوشتن ادامه بدهی… آرنولد، تو آدم باهوش و بسیار بااستعدادی هستی.»این نامهها نشان میدهند که میراث «همینگوی» تنها در رمانهای ماندگارش خلاصه نمیشود؛ بلکه در کلمات دلگرمکننده و توصیههایی نیز ادامه دارد که به نسل تازه نویسندگان سپرد.