@Rumi_houseتمام غم هایی که در دل ما جمع شده به خاطر همین گرد و خاک خودبینی و توجه بیش از حد ما به ه…
انتشار: 2026/07/06 12:16 UTC
@Rumi_houseتمام غم هایی که در دل ما جمع شده به خاطر همین گرد و خاک خودبینی و توجه بیش از حد ما به هستی مادی خود است . غم مانند داسی شده که خودِ ما را از ریشه می کند و "چنین شد و چنان شد " وسواسی شده که در دل ما افتاده . هر رنجی که از راه میرسد بویی از مرگ دارد و تنها راهِ حل برای دور کردن آنها، این است که رنج را برای خود شیرین کنی. آنوقت می بینی که حتی مرگ هم بر تو شیرین و آسان می شود . اگر تو در زندگی سرت به شیرینی های مادی گرم شد و دهانت فقط آنها را چشید ، دیگر نمی توانی به این آسانی خود را به مرگ بسپاری و مرگ برای تو بسیار تلخ می شود .این همه غمها كه اندر سینه هاستاز بخار و گرد باد و بود ماست این غمان بیخ كن چون داس ماست"این چنین شد، وآنچنان " وسواس ماست دان كه هر رنجی ، ز مردن پاره ای استجزو مرگ از خود بران، گر چاره ای است چون ز جزو مرگ نتوانی گریختدان كه كلش بر سرت خواهند ریخت جزو مرگ ار گشت شیرین مر تو رادان كه شیرین می كند كل را خدادردها از مرگ می آید رسولاز رسولش رو مگردان ای فضول! هر كه شیرین میزید ، او تلخ مردهر كه او تن را پرستد ، جان نبرد(دفتر اول مثنوی)شاید برای ما این سوال پیش بیاید که راه شیرین شدن رنج های زندگی چیست ؟! فکر می کنم یکی از اهداف مولانا در درس هایش همین است و شما در بسیاری از ابیات می توانید راه مواجه شدن با رنج را پیدا کنید :رحم کن ار زخم شوم سر به سر / مرهم صبرم ده و رنجم ببر / ور همه در زهر دهی غوطه ام / زهر مرا غوطه ده اندر شکر یا درمان رنج با حضور عشق : من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو/ پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو/ سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو/ ور از این بیخبری رنج مبر هیچ مگو/ دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت / آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو ...و در نهایت مولانا همیشه توجه شما را به این سمت معطوف میکند که رنج ، آینه ی روح شما را از اضافات صیقل می دهد و هدایایی به شما می بخشد. همین دیدگاه باعث می شود تلخی رنج برای شما شیرینی شود : چند نظاره جهان کردن / آب را زیر که (کاه) نهان کردن / رنج گوید که گنج آوردم / رنج را باید امتحان کردن ...@Rumi_house#خانه_ی_مولانا


