هیچچیزی، به اندازهی امید، به زندگی، حرکت و به انسان، جرات نمیدهد. امیدداشتن، نیمی از خوشبختیست…
انتشار: 2026/07/18 07:17 UTCدریافت: 2026/07/31 23:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/07/31 23:50 UTC
هیچچیزی، به اندازهی امید، به زندگی، حرکت و به انسان، جرات نمیدهد. امیدداشتن، نیمی از خوشبختیست. #حضرت_عیار🌹چه زیبـاستامیدوار بودنو با امید زندگی کردنامید به خــداامید به مهربانی امید به رفع مشکلات امید به درست شدن کارهاو امید به فرداهای بهتر🍃🌸همراهان گرامی! سلام😊 وقتتان به خیر و شادمانی🌷و زندگانیتان سرشار از امیدهای قشنگ🙏😊@Rumi_house 💕
پستهای تلگرام — خانه ی مولانا
سخنرانی ونه گات در مراسم فارغ التحصیلی دانشگاه MIT:اگر میخواستم برای آینده ی شما فقط یك نصیحت بكنم،مالیدن كرم ضدّ آفتاب را توصیه میكردم !!!آثار مفید و دراز مدّتِ كرم ضدّ آفتاب،توسط دانشمندان ثابت شده است.در حالی كه سایر نصایح من،هیچ پایه و اساس قابل اعتمادی،جز تجربه های پر پیچ و خمِ شخص بنده ندارند.اینك این نصایح را خدمتتان عرض می كنم :قدرِ نیرو و زیبایی جوانی تان را بدانید.ولی اگر هم ندانستید، مهم نیست!روزی قدرِ نیرو و زیباییِ جوانی تان را خواهید دانست،كه طراوت آن رو به اُفول گذارد.اما باور كنید تا بیست سال دیگر،به عكسهای جوانیِ خودتان،نگاه خواهید كرد و به یاد می آوریدچه امكاناتی در اختیارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده اید.آن طور كه تصوّر می كردید،چاق نبودید.همه چیز در بهترین شرایطش بوده تا شما،احساس خوب داشته باشید.نگران آینده نباشید.اگر هم دلتان میخواهد نگران باشید،فقط این را بدانید كه نگرانی،همان اندازه مؤثّر است،كه جویدن آدامس بادكنكی در حلّ یك مسئه ی جبر !مشكلات اساسی زندگی شما،بی تردید چیزهایی خواهند بود كه هرگز به مخیله ی نگران تان هم خطور نكرده اند.از همان نوعی كه یك روز سه شنبه ی عاطل و باطل،ناگهان احساس بد پیدا می كنید و نسبت به همه چیز بدبین میشوید !با دلِ دیگران،بی رحم نباشید .عمرتان را با حسادت تلف نكنید.گاهی شما،جلو هستید و گاهی عقب.مسابقه،طولانی است و سر انجام،خودتان هستید كه با خودتان مسابقه می دهید.ناسزاها را فراموش كنید.اگر موفّق به انجام این كار شدید ،راهش را به من هم نشان بدهید !نامه های عاشقانه ی قدیمی را حفظ كنید.صورت حسابهای بانكی و قبض ها و ... را دور بیاندازید.اگر نمی دانید می خواهید با زندگی تان چه بكنید،احساس گناه نكنید.جالبترین افرادی را كه در زندگی ام شناخته ام،در 22 سالگی نمی دانستند می خواهند با زندگی شان چه كنند.برخی از جالب ترین چهل ساله هایی هم كه می شناسم،هنوز نمیدانند !تا می توانید كلسیم بخورید.با زانوهایتان مهربان باشید.وقتی قدرت زانوهای خود را از دست دادید،كمبودشان را به شدّت حس خواهید كرد.ممكن است ازدواج كنید، ممكن است نكنید.ممكن است صاحب فرزند شوید،ممكن است نشوید.ممكن است در چهل سالگی طلاق بگیرید.احتمال هم دارد كه در هشتاد و پنجمین سالگرد ازدواجتان،رقصكی هم بكنید.هرچه می كنید،نه زیاد،به خودتان بگیرید،نه زیاد،خودتان را سرزنش كنید.انتخاب های شما بر پایه ی 50 درصد بوده،همانطور كه مال همه بوده.دستورالعمل هایی كه به دست تان می رسد،را تا ته بخوانید.حتّی اگر از آنها پیروی نمی كنید.از خواندن مجلّات زیبایی پرهیز كنید.تنها خاصیت آنها این است كه به شما بقبولانند كه زشتید.با خواهران و برادران خود مهربان باشید.آنها بهترین رابط شما با گذشته هستند،و به گمان قوی، تنها كسانی هستند كه بیش از هر كس دیگر، در آینده، به شما خواهند رسید.به یاد داشته باشید كه دوستان می آیند و می روند،ولی آن تك و توك دوستان جان جانی،كه با شما می مانند را حفظ كنید.برای پل زدن میان اختلافهای جغرافیایی و روشهای زندگی،سخت بكوشید.زیرا هرچه بیشتر از عمر شما بگذرد، بیشتر پی می بریدكه به افرادی كه در جوانی می شناختید، محتاجید.سفر كنید.برخی حقایقِ لاینفك را بپذیرید:قیمتها صعود می كنند،سیاستمداران كلك میزنند،شما هم پیر می شوید.و آنگاه كه شدید،در تخیّل تان به یاد می آورید كه وقتی جوان بودید،قیمتها مناسب بودند،سیاستمداران شریف بودند،و بچّه ها به بزرگترهایشان احترام می گذاشتنندبه بزرگترها احترام بگذارید.توقع نداشته باشید كه شخص دیگری،نان آور شما باشد.ممكن است حساب پس اندازی داشته باشید.شاید هم همسر متموّلی نصیب تان شده باشد.ولی هیچگاه نمی توانید پیش بینی كنید كهكدام خالی میشود یا به شما جاخالی می دهد.خیلی با موهایتان ور نروید.وگرنه وقتی چهل سالتان بشود،شبیه موهای هشتاد ساله ها میشود.نخ دندان به کار ببرید .در شناخت پدر و مادرتان بکوشید.هیچ کس نمی داند که آنان را،کِی برای همیشه از دست خواهید داد.دقت كنید كه نصایح چه كسی را می پذیرید.اما با كسانی كه آنها را صادر می كنند،بردبار و صبور باشید.نصیحت، گونه ی دیگرِ غم غربت است.ارائه ی آن، روشی برای بازیافت گذشته،از میان تل زباله ها،گردگیری آن،و ماله كشیدن بر روی زشتی ها و كاستی هایشان،و مصرف دوباره ی آن،به قیمتی بالاتر از آنچه ارزش دارد،است.امّا اگر به این مسائل، بی توجّه هستید،لااقل حرفم را در مورد كرم ضدّ آفتاب بپذیرید !!@Rumi_house#خانه_ی_مولانا
با کسانی که متانت وفاداری را نمی شناسند؛ نشست و برخاست نکن❗️متحمل رنج خواهی شدعشقی درون آنها نیستبخصوص از مدعیانِ سرسختِ عاشقی به سبک معنوی مدرن❗️هیچ نشانی از شکوفاییِ معنوی در اینگونه افراد مشاهده نمی شودآنها نمی دانند چه ماموریتی را به عنوان یک انسان معنوی به عهده دارندنهادن نام های فریبنده بر عدم پذیرش مسئولیت ها، باعث رشد معنوی ما نمی شودمعنویت راستین، نیلوفریست که در طبیعت ما رشد می کنددر گلهای مصنوعی معنویتی نیست❗️@Rumi_houseمنشین با دو سه ابله که بمانی ز چنین ره تو ز مردان خدا جو صفت جان و جهان را..#حضرت_مولانا#خانه_ی_مولانا
من اگر دست زنانم نه من از دستِ زنانمنه از اینم نه از آنم من از آن شهر کلانمنه پی زمر و قمارم نه پی خمر و عقارمنه خمیرم نه خمارم نه چنینم نه چنانممن اگر مست و خرابم نه چو تو مست شرابمنه ز خاکم نه ز آبم نه از این اهل زمانمخرد پوره آدم چه خبر دارد از این دمکه من از جمله عالم به دو صد پرده نهانممشنو این سخن از من،وَ نه زین خاطر روشنکه از این ظاهر و باطن نه پذیرم نه ستانمرخ تو گرچه که خوب است قفس جان تو چوب استبرم از من که بسوزی که زبانهست زبانمنه ز بویم نه ز رنگم نه ز نامم نه ز ننگمحذر از تیر خدنگم که خدایی است کمانمنه می خام ستانم نه ز کس وام ستانمنه دم و دام ستانم هله ای بخت جوانمچو گلستان جنانم طربستان جهانمبه روان همه مردان که روان است روانمشکرستان خیالت بر من گلشکر آردبه گلستان حقایق گل صدبرگ فشانمچو درآیم به گلستان گل افشان وصالتز سر پا بنشانم که ز داغت به نشانمعجب ای عشق چه جفتی چه غریبی چه شگفتیچو دهانم بگرفتی به درون رفت بیانمچو به تبریز رسد جان سوی شمس الحق و دینمهمه اسرار سخن را به نهایت برسانمدیوان شمس تبریزی غزل شمارهٔ ۱۶۱۵@molavi_asar_o_afkar@mazhzan_molana 🎼 چو سرمست منی ای جان✍ مولوی(با حذف چند بیت)🎤 دنیای خیال ( هوش مصنوعی) چو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داریچو آهوی منی ای جان ز شیر نر چه غم داریچو مه روی تو من باشم ز سال و مه چه اندیشیچو شور و شوق من هستت ز شور و شر چه غم داریچو کان نیشکر گشتی ترش رو از چه میباشیبراق عشق رامت شد ز مرگ خر چه غم داریچو من با تو چنین گرمم چه آه سرد میآریچو بر بام فلک رفتی ز خشک و تر چه غم داریخوش آوازی من دیدی دواسازی من دیدیرسن بازی من دیدی از این چنبر چه غم داریبر این صورت چه میچفسی ز بیمعنی چه میترسیچو گوهر در بغل داری ز بیگوهر چه غم داریاَیا یوسف، ز دست تو! که بگریزد ز شست تو؟همه مصرند مست تو ز کور و کر چه غم داریچو با دل یار غاری تو چراغ چار یاری توفقیر ذوالفقاری تو از آن خنجر چه غم داریگرفتی باغ و برها را همیخور آن شکرها رااگر بستند درها را ز بند در چه غم داریدیوان شمس،غزلیات،غزل شمارهٔ ۲۵۳۱@molavi_asar_o_afkar@mazhzan_molana
ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﺭﻩ ﻣﺴﺠﺪ ﻭ ﻣﯿﺨﺎﻧﻪ ﺑﮕﯿﺮﯼﻋﻤﺮﺕ ﺑﻪ ﻫﺪﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﻧﮕﯿﺮﯼﺑﺸﻨﻮ ﺍﺯ ﭘﯿﺮ ﺧﺮﺍﺑﺎﺕ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﭘﻨﺪﻫﺮﺩﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﯼ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮﯼ#شیخ_بهایی#خانه_ي_مولانا@Rumi_house
فکرتو مثبت کن تا دنیات مثبت شه ☘🌸☘🌸خوشبختی ها به ما خیلی نزدیکندکافیه بری پارک نزدیک خونه تونیا همون جایی که هستی نفس عمیق بکشی و کمی دست و پاتو کش بدیحال خوب از آسمون نمیاد خودمون باید بسازیمش 😊👌🌷#عیار🌸☘#خانه_ی_مولانا@Rumi_house
اگر معاشرت با دیگران تو را آزرده میکند، همیشه قدری از تنهایی ات را با خود به جمع ببر. یعنی بیاموز آنچه میاندیشی را فوراً ابراز نکنی،چیزی که میشنوی را زیاد جدی نگیری و از دیگران بیش از اندازه انتظار نداشته باشی.#آرتور_شوپنهاور@Rumi_house 🍃🌷


