@Rumi_houseگر تو این انبان ز نان خالی کنیپر ز گوهرهای اجلالی کنیطفل جان از شیر شیطان باز کنبعد از…
انتشار: 2026/08/01 06:16 UTCدریافت: 2026/08/13 01:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 01:06 UTC
@Rumi_houseگر تو این انبان ز نان خالی کنیپر ز گوهرهای اجلالی کنیطفل جان از شیر شیطان باز کنبعد از آنش با ملک انباز کن#مثنوی_معنویـ انبان:کیسه ی بزرگی که زاد سفر و دیگر چیزها در آن ریزند، مجازاً، معده و شکم.ـ شیر شیطان: بکنایت، لذات نفسانی و شهوت خصوصاً، هر چه برای حظ نفس خورند یا پوشند یا کنند.گرسنگی و جوع، نزد صوفیان یکی از ارکان مجاهده و ریاضت است، محمد غزالی احادیث بسیار از گفته ی حضرت رسول(ص) و اقوال متعدد از طریق صوفیان نقل کرده است، همچنین ده فایده برای گرسنگی بر شمرده که اهم آنها سلامت مزاج و آمادگی ذهن برای تفکر است. سهل بن عبد الله تستری از مشایخ بزرگ صوفیه در این ریاضت، سخت قوی و صبور بوده و آن را پایه ی اصلی سلوک شمرده است، #حضرت_مولانا نیز گرسنگی را می ستود و خود گرسنگی می کشید، افلاکی در چند مورد از این روش که مولانا در آن ورزیده بود سخن می گوید. به عقیده ی صوفیه، سیری و پرخوری علاوه بر آن که بر حاجت سالک میافزاید و از فراغتش می کاهد، شهوت جنسی را بر می انگیزد و آن شهوت برای آن که وسایل در دسترس داشته باشد حب جاه را تحریک می کند و از آن، خودپرستی و دشمنانگی و حقد و حسد و دیگر صفتهای ناپسند جوشش می گیرد و راه درست آنست که هم از آغاز، سالک سیر نخورد و گرسنگی بکشد تا شهوت در وجودش نیرومند نگردد. پس: اگر شکمت را از غذا و طعام خالی کنی، روح و روانت از گوهرهای اجلالی نور و معرفت پر خواهد شد. با خالی کردن این، آن را پر میکنی!طفل ِجان از شیرِ شیطان بازکنبعد از آنَش با ملک انباز کندر این بیت، #حضرت_مولانا جان و روان را به طفل تشبیه کرده است. چنین تشبیهی را در دیگر ابیات و تمثیلات مثنوی نیز میبینیم. مثلاً داستان کودک حلوافروش یا داستان شخصی که سبیلش را هر روز با دنبه چرب میکرد..تشبیه جان و روان انسان به کودک از چند جهت قابل بررسی است. یکی اینکه کودک پاک است. دوم آنکه کودک ساده است، ناقلا و بدجنس نیست، حیله نمیکند. سوم آنکه خام است. این وجوه تشابه کودک و جان و روان انسان است. روان انسان نیز در اصالتش پاک است، ساده و بی غل و غش است و نیز ناقلا و بدجنس و حیلهگر نیست. کودک درون ما انسانها اگر گرفتار آلودگیهای محیط (از بعد روانی و نیز ذهنی) نشده باشد، اگر دراکولای محیط و جامعه ی آلوده، خون او را نخورده باشند، اگر روان وی بجای شیر نور از شیر شیطانی نفس تغذیه نکرده باشد، در ذات و اصل خود بسیار زیبا، باشکوه، آرام، عمیق و پاک و ساده است.ما همه از دوران کودکیمان، دوران نورانی بودن همه چیز، حداقل خاطرهای تاریکروشن داریم. دنیا زیبا بود و درخشان. "چون چشممان به هر چیز میافتاد، آن را همچون شیر تازه مینوشیدیم". "یادم آمد یک روز دیرین گردش یک روز شیرین توی جنگلهای گیلان شاد و خرم نرم و نازک چست و چابک میپریدم از لب جو ...." و با دنیا "داستانهای نهانی و رازهای زندگانی" رد و بدل میکردیم. چگونه شده است که روان ما اکنون چنان حالتهایی را از دست داده است؟! آیا دنیای بیرونی ما عوض شده است؟👇چند خوردی چرب و شیرین از طعام؟امتحان کن چند روزی در صیامچند شبها خواب را گشتی اسیر؟یک شبی بیدار شو دولت بگیرشبزندهداری نیز یکی از توصیههای سلوکی است. هنگام شب به علت دوری از مشغولیتهایی که انسان در طول روز روان خود را به آنها گرفتار (و بعضاً تخدیر) کرده است، این فرصت هست که انسان به نقد حال کنونی خود از نزدیک نگاهی بیاندازد و دمی با خودش باشد. بودن با انسانهای دیگر در طول روز، بعضاً احساس رقابت و جلو زدن و برتری یا خصوصیتهای دیگر نفس را در انسان زنده میکند اما در شب بخاطر دور بودن از چنین محیطهایی انسان میتواند با درون خود نیز صادقانه روبرو شود و در سکوت، با خودش باشد.یک شبی بیدار شو "دولت بگیر":"دولت گرفتن": دولت به معنی دارایی و ثروت است. اما در اینجا بمعنی مجازی(و از نظری حقیقی!) آن بکار رفته. یعنی از دارایی معنوی و روانی برخوردار شدن."... دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم"روح انسان در اثر شبزندهداری و سحرخیزی(سهر) غنا، ثروت و دولت پیدا میکند و فرد احساس سبکی و شعف درونی دارد.@Rumi_house#خانه_ی_مولانا


