گناهکار نبودیم! در عذاب بمیریمبرای سفرهی در رهنِ نان و آب بمیریمتمام ثانیهها از حیات خود نگرانیم…
انتشار: 2026/06/27 16:05 UTC
گناهکار نبودیم! در عذاب بمیریمبرای سفرهی در رهنِ نان و آب بمیریمتمام ثانیهها از حیات خود نگرانیم که لحظه لحظه از انبوه اضطراب بمیریمچه تلخْ عمرِ بهاری گذشت و زود خزان شدشبیه شاخه گلی لای یک کتاب بمیریمسه تیغ ظلم و ستم توی دست خونیِ اجباربرای حسرت یک حق انتخاب بمیریمنشسته خندهی تلخی به روی سیب دهانهاکه با ربان سیاهی به کنج قاب بمیریمچراغهای جوان را برای نفت شکستندبرای سوختنِ نسل آفتاب بمیریمدرون چاه گرفتار و هی ستاره شمردیمپریده رنگ جهانْ تا در این سراب بمیریمصدا زدیم خدا را…! کجاست راه نجاتت؟سکوت قسمتمان شد! که بی جواب بمیریمنشد در این بدن آسوده زندگی بکنیم وشبی ستوده، در آغوش نرم خواب بمیریممجید طاهری📎 دسترسی به شعر در وبسایت:sayeha.org/majid-taheri-poem/%F0%9F%93%9A… خانهی ادبیات معاصر@saaayehaaa





