@saaayehaaa
انتشار: 2026/08/09 12:56 UTCدریافت: 2026/08/14 13:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 13:50 UTC
پستهای تلگرام — سایه ها
آخر هفته چی ببینیم؟ (۸۱)در سینماسایههای این هفته، همراه شما هستیم با معرفی فیلمهای:• داستان تابستانی، ساختهی اریک رومر/ مهدی نیکنژاد• همهچیز دربارهی آنها، ساختهی ژروم بونل/ محمد مهدیزاده📎میتوانید متن کامل این معرفیها را از طریق لینک زیر در وبسایت بخوانید:sayeha.org/weekend-watch-81/%F0%9F%8E%AC%… خانهی ادبیات معاصر@saaayehaaa
اینجا چراغی روشنه، اپیزود نهم:تمرین ترانهی صلحبه سه زبان انگلیسی، آلمانی و عبریتوسط جمعی از هنرمندان هرفورد، آلمانترانهی «ما برای همه صلح میخواهیم»، برگرفته از یک ترانهی فولکلوریک عبری، در زبانها و کشورهای مختلف بهعنوان ترانهای برای صلح شناخته و بازخوانی شده است. این ترانه در مدارس، کلیساها و برنامههای صلحطلبانهی آلمان نیز خوانده میشود و بر این ایده تأکید دارد که صلح امتیازی برای گروهی خاص نیست، بلکه حقی همگانی است و هیچ انسان، ملت یا فرهنگی از دایرهی این آرزو بیرون نمیماند.📎دسترسی به ویدیو در وبسایت:sayeha.org/inja-cheraghi-roshane-9/%F0%9F… خانهی ادبیات معاصر@saaayehaaa
برای پارههای آهن داغتن زنانهی سارا مثل حریریستیا که پنیری بیآنکه مقاومتی کرده باشد دریده میشودو آنها راحت میگویند:جنگ است دیگر...بوی گوشت سوخته میآمد از خرابههابه هوای کباب آمدهای؟انسان داغ میگذارند نازنین کتابها، برگههاشان جدا جداو واژگان کرور کرور ریخته بر زمینهاج و واج نظر دارند به عاجِ شکستهی پیل جنگیشان...و سختی زمین که دمادمبیدار میکندشاناز چرت ظهرگاهیمیلگردها بیرون جسته از خاکپاره و خجلآسمان را مینگریستند...غبار، کوچه را میپوشاند چرخ میخورد در هواو معصومه را پنجاه سال پیرتر میکرداز آسمان سنگ میبارید و نمیدانم این مکافاتِ کدامین گناه بودکه پارهآجری بر فرق سر لیلای کوچک خوردبر زمینش افکندخون به گیسوانش پیچید از پیشانی آمد چند شاخه شد ابروها را تر کرد گونه را گل انداخت به چانه رسید و چک... چک...انگار که جیکجیکانگار گنجشکی گیج و ترسخوردهدر دهانِ گرگی میخواند...بر دیوار همسایه ردّ دندان ترکشیشیشهها بشکسته و خورشید در انعکاس هزار خردهشیشه هزار تکه میشود... 📎در وبسایت:sayeha.org/maysam-nasiri-poem/@saaayehaaa
- «آقا اجازه هست؟!» : «نه!» - «اما دوباره خون...» : «شاید گلیست... آمده در استعاره خون» - «آقا؟!» : «خفه!» - «صدای کسی...» : «بیشتر نگو!» شاید که سرخ کرده سر چوبپاره خون- «طوفان زده به باغ گلِ...» : «هیس...» - «مردهاند؟» : «هر روز خوانده است اذان بر مناره خون» 📎متن کامل این شعر از مریم محمدیان را در وبسایت سایهها بخوانید:sayeha.org/maryam-mohammadian-poem/%F0%9F… ادبیات معاصر@saaayehaaa





